Omicron، یک ویروس بی خیال

جوزف هیدریوس| زنگ مدرسه به صدا در می آید و بچه ها با صدای بلند از حیاط بزرگ بیرون می آیند. پدران و مادران در پیاده رو منتظر هستند، چند نفر از وضعیت تاج و باز شدن مدارس صحبت می کنند. بچه ها یکی یکی بیرون می روند و با دیدن پدر و مادرشان به سمت آنها می دوند.

بعضی ها ماسک دارند و بعضی ها انگار فراموش کرده اند ماسک بزنند. یکی میگه پسرم سر کلاس که نقابتو برنداشتی؟ چند نفر در کلاس بودند؟ مادر دیگری می پرسد: پس چرا ماسک؟ آیا یکی از همکلاسی های شما سرما خورده است؟ آیا معلم ماسک داشت؟

اینها اولین سوالاتی است که والدین در مقابل مدرسه از فرزندان خود می پرسند. به نظر می رسد کسی به درس و کلاس و بازی های کودکانه علاقه ای ندارد؟

نگهبان مدرسه مواظب است بدون ماسک از مدرسه خارج نشود. بچه ها از بازگشایی مدرسه و دیدن همکلاسی هایشان خوشحال می شوند و والدین نگران سلامت بچه ها و بیماری عروق کرونر قلب هستند. کمی جلوتر، به نظر می رسد هیچ نگرانی وجود ندارد.

مغازه دار بدون نقاب خریدهای مشتری را می شمرد و دو نفر در پیاده رو صورت را می بوسند و روز مادر را تبریک می گویند. به نظر می رسد که Omicron با بقیه قسمت های تاج متفاوت است و این بار می توان بر آن غلبه کرد.

سمیه دست پسرش را محکم گرفته و منتظر تاکسی اینترنتی است تا برگردد. می گوید خلاص شدن از تاج مثل یک رویاست. «مردم از این دو سال خسته شده‌اند و ترجیح می‌دهند نسبت به Emicron خیلی سخت‌گیر نباشند:» زندگی همه از زمان آمدن کرونا تغییر کرده است.

به نظر می رسد که زندگی به روزهای قبل از تاج بر نمی گردد. این روزها دوباره بر تعداد مبتلایان افزوده می شود و شهرهای کشور دوباره قرمز و نارنجی می شوند. این یعنی بازگشت به محدودیت ها. باور کنید این دو سال من و خانواده ام آنقدر مراقب بودیم که این بچه دچار مشکل شده است. ما مهمانی نمی‌رویم، کسی پیش ما نمی‌آید.

سفر ما محدود به خانه پدری است. ما از این وضعیت خسته شده ایم و بچه ها معلول ذهنی هستند.

  جزئیات سازمان نهضت روز عرفه و نماز عید قربان

پسرم کلاس دوم ابتدایی است و پارسال کلاس ها آنلاین بود. یادگیری الفبا و مفاهیم پایه ریاضی به صورت آنلاین برای یک دانش آموز کلاس اولی بسیار دشوار است. فکر می کنم یادگیری بچه ها پارسال خیلی بد بود. امسال مدیر مدرسه پسرم به من گفت که کلاس ها سه روز در هفته برگزار می شود.

من هم مثل خیلی از والدین نگران هستم، اما ترجیح می دهم پسرم به مدرسه برود. البته شنیده ام که Omicron مرگ و میر کمتری دارد و قسمت کوچکی از کار آنها به بیمارستان منتقل می شود. من و همسرم سه بار واکسن زدیم و خیالمان راحت شد.

پسرم هم امروز سر کلاس بود و به او اکیدا توصیه کردم که نقابش را در نیاورد و سر کلاس چیزی نخورد. تنها نگرانی من بچه هایی است که با علائم سرماخوردگی به مدرسه می آیند. من هر چقدر به پسرم دستور بدهم از این بچه ها دوری کند فایده ای ندارد «خدا رحمت کند این بچه ها».

آمنه کارمند بانک است و با دخترش به ویترین مغازه ها نگاه می کند. او می‌گوید مردم Omicron را جدی می‌گیرند، اما کارمندان آن را زیاد جدی نمی‌گیرند: «من و همسرم کاملاً پروتکل‌ها را دنبال می‌کنیم. اگرچه همه ما واکسینه شده‌ایم، اما omicron نسبت به ویروس‌های قبلی شایع‌تر است و یک نفر می‌تواند به تعداد زیادی در داخل خانه آلوده شود.

اگرچه گفته می شود این سویه جدید پس از آلوده شدن و ابتلا به درد، تب و لرز، میزان مرگ و میر کمتری نسبت به سایر ویروس ها دارد، اما به خودی خود فرآیندی دردناک است.

سال گذشته روزهای گرسنگی دلتا را داشتم. روزهای بسیار سختی را سپری کردم و کارم مرا به بیمارستان رساند. هنوز دارم با عوارض دست و پنجه نرم میکنم و نفسم تنگ میشه. نمی خواهم به آن روزها برگردم.

به همین دلیل است که من این بیماری را خیلی بد می دانم، اما به نظر می رسد که فقط ما آن را خیلی جدی می گیریم. هر روز که می گذرد بر تعداد بیماران افزوده می شود و از سوی دیگر آموزش و پرورش از حضور در مدارس خبر می دهد. من و بسیاری از والدین کودکان با کارکنان مدرسه صحبت کردیم که کلاس ها باید آنلاین باشد، اما آنها گفتند که آموزش و پرورش اعلام شده و مدارس باز هستند.

  نماینده مردم تهران در مجلس: ظرفیت شرکت هایی مانند گروه بهمن برای نوسازی ناوگان حمل و نقل به شدت تغییر خواهد کرد

امیدوارم این روزها در تصمیم خود تجدید نظر کنند. این ساده سازی باعث شده بسیاری از کسانی که از استتار خسته شده اند آن را کنار بگذارند. هفته گذشته یکی از همکارانمان علائم سرماخوردگی داشت و با وجود آن تمام اتاق های مطب را جست و جو کرد و چند نفر از همکاران را آلوده کرد.

متأسفانه به دلیل شباهت علائم این ویروس با سرماخوردگی، بسیاری از افراد فکر می کنند سرماخورده اند و نیازی به قرنطینه ندارند. وقتی سینماها باز است و مهمانی ها باز است یعنی میکرون خیلی جدی نیست. دخترم 14 ساله است و نیمی از فرزندانشان در مدرسه واکسینه شده اند و بسیاری از آنها واکسینه نشده اند.

زینب منتظر تاکسی است تا سر کار برود. او می گوید اگر راننده ماسک نزند رانندگی نمی کند. حیف است که افراد زیادی موقعیت جدید کرونا را بدیهی دانسته اند.

او گفت: «هر طرف جدید تاج که وارد می شود تحت تأثیر قرار می گیرد. هنوز هم عوارض کرونری دارم که پارسال گرفتم. ریه هایم به شدت آسیب دیده بود و 10 روز در بیمارستان شهدای تجریش بستری بودم. روز سختی بود و چند نفر جلوی چشمانم مردند.

مردم رعایت نمی کنند

بعد دوبار دیگر مبتلا شدم، اما سخت نبود. دخترم سال آخر دبیرستان است و با اینکه همیشه در خانه می ماند، سه بار به سندرم کرونری مبتلا شده است. پسرم کلاس ششم است و او و همسرم دو بار مبتلا شدند. اگرچه پزشکان می گویند بدن من در برابر ویروس قوی تر شده است زیرا به بیماری شدید عروق کرونر قلب مبتلا هستم، اما هنوز می ترسم.

روز اولی که اعلام شد سویه جدیدی از کرونا به نام Omicron در آفریقای جنوبی کشف شده است، مطمئن بودم چند ماه بعد وارد ایران می شود. خوشبختانه با گسترش واکسیناسیون تعداد موارد و مرگ و میر کاهش یافته اما از سوی دیگر بی خیالی مردم شده است. همان میوه فروشی آن طرف خیابان را ببینید.

چند نفر ماسک زدند؟ از طرفی مدیر مدرسه پسرم اعلام می کند که بچه ها باید به مدرسه بیایند. تاکنون مقاومت کرده‌ایم و با اینکه غیبت کردیم، اجازه ندادیم به مدرسه برود. سلامتی کودک مهمتر از آموزش است. پسران نمی توانند پروتکل های بهداشتی را در مدرسه رعایت کنند. معلم و مدیری که نمی تواند این همه دانش آموز را هدایت کند.

  قتل یک خواستگار سرسخت توسط داماد و داماد

من فکر می کنم کسانی که بی خیال هستند و ماسک نمی زنند هرگز عروق کرونر نداشته اند وگرنه مثل من سخت تر از قبل آن را تماشا می کردند.

افرادی که با آنها صحبت می کنید می گویند سویه جدید خطرناک نیست و مانند سرماخوردگی است و با چند روز مرخصی بهتر می شوید. از سوی دیگر، بسیاری علائم دارند، اما فکر می‌کنند سرما خورده‌اند و از انجام آزمایش خودداری می‌کنند. در این شرایط قطعا تا چند روز آینده رنگ تهران دوباره قرمز خواهد شد.»

ماسک را پایین آورد و با تمام وجود عطسه کرد و دوباره نقاب را بالا آورد. نایلون مهره را محکم می کند و به سمت موبایلش می رود. سعید هیچ نگرانی در مورد Omicron ندارد. او می گوید که از نوع ووهان و دلتا جان سالم به در برده است که چیزی بیشتر نیست:

«اکنون نمی‌توانید کسی را پیدا کنید که خودش یا اطرافیانش تاج نداشته باشد. به هر حال این ویروس دو سال است که با ما زندگی می کند. ما باید با این موضوع کنار بیاییم. سال گذشته آلوده شدم و تا دو هفته نتوانستم خانه را ترک کنم. مغازه دو هفته تعطیل بود و من پول زیادی از دست دادم. باور کنید همه خسته هستند.

خیلی ها فکر می کنند که تاج تمام شده است، اما اینطور نیست، داستان ادامه دارد. دو سال است که نه مهمانی رفته است و نه جشن و عزا. به هر حال آدم یک روز خسته می شود. حالا که اکثرا واکسینه و ایمن شده اند و این نوع جدید ویروس که چندان قوی نیست، خیالمان راحت شده است.

فکر می کنم الان کسانی که واکسن نزده اند باید نگران باشند. من شنیده ام که این نوع جدید بیشتر کسانی را تحت تاثیر قرار می دهد که واکسینه نشده اند. راستش من بیشتر برای مشتری ها ماسک می کنم وگرنه خسته ام. “امیدوارم Omicron آخرین ویروس باشد و سال آینده به حالت عادی بازگردیم.

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید