7 راه عملی برای تغییر طرز فکر و تغییر زندگی

440360 553 خبر مرکزی

فرادید| صرف زمان برای کار بر روی ذهنیت فردی بسیار مهم است. ما در فرآیند شکل گیری تفکر به خودشناسی می رسیم و از طریق این خودشناسی بهتر و صبورتر با خود می شویم. جامعه و فرهنگ ما از کاری که زندگی حتی سر سفره ما آورده لذت می برد. استفاده از راهکارهای سریع و سطحی برای غلبه بر برخی موانع در این مسیر زندگی پایدار نیست. ما باید برای تغییر تمرکز خود وقت بگذاریم و بدون غرق شدن در افکار و احساسات در لحظه زندگی کنیم.

به گزارش فراد؛ تغییر تفکر فقط به معنای خوش بین بودن نیست. با تغییر طرز تفکر، فضای تنفسی را به ذهن می‌دهیم که برای رشد و گسترش نیاز دارد. با این تغییر ذهن نسبت به همه چیز و هر روشی که قبلاً برای شما مؤثر نبوده ولی می تواند باشد، مشاهده گر و پذیرا می شود.

چگونه طرز فکر خود را تغییر دهید و زندگی خود را تغییر دهید

در اینجا چند راه عملی برای تغییر طرز تفکر وجود دارد:

من ظاهر می شوم

شما نمی خواهید به باشگاه بروید؟ بهش فکر نکن و برو! با وجود اینکه به خود قول داده بودید هر روز پیانو تمرین کنید، باز هم هر روز تمرین نمی کنید؟ تنبل نباش و دست به کار شو! پاداش حضور و تعهد زیاد است. آنچه می گویید زیرا باعث ایجاد اعتماد به نفس می شود و با این رشد، طرز فکر شما شروع به تغییر می کند.

البته، حضور همیشه آسان و سرگرم کننده نیست، اما دستیابی به این اهداف کوچک در لیست کارهای روزانه شما به شما شجاعت و قدرت می دهد تا اهداف بزرگتری را دنبال کنید که دست نیافتنی به نظر می رسند.

وجود لنگر

همه ما به یک لنگر، به عبارت دیگر، به چیزی برای باور کردن نیاز داریم، به خصوص زمانی که افکارمان گیج شده است. فرقی نمی کند مذهبی باشید، با یک مرجع بالاتر ارتباط معنوی داشته باشید یا کسی به شما آموزش دهد، در هر صورت این لنگر را برای خود نگه دارید.

لنگر زمانی استفاده می شود که ذهن خودمان و عوامل بیرونی ما را غرق کند یا وقتی همه چیز تاریک به نظر می رسد، همچنان به وجود چنین لنگر یا نیرویی اعتقاد داریم و به ناامیدی مطلق نمی رسیم. یکی از مهم ترین کارهایی که باید برای شروع تغییر ذهنیت خود انجام دهید، یک لنگر است.

  دلار را بعد از یک سری ضرر بشکنید

پرسیدن چرا

فقط برای تغییر طرز فکر خود، باید عمیق‌تر و عمیق‌تر به آنچه باعث واکنش شما شده است نگاه کنید.

چرا از اینکه شخص دیگری جای پارکی را که منتظرش بودم بگیرد، اذیت می شوم؟
چرا تنها غذا خوردن در رستوران مرا آزار می دهد؟
چرا بعد از خرید لباس جدید خوشحال می شوم؟

ما در مورد بسیاری از عوامل خارجی سؤال می کنیم، اما به ندرت در مورد خود سؤال می کنیم. اگر در مورد خودمان به همان اندازه کنجکاو باشیم که درباره یک دوست بیشتر بدانیم، به خودشناسی بهتری دست خواهیم یافت.

به تدریج، با پاسخ دادن به این سؤالات در مورد خود، متوجه می شویم که این عوامل بیرونی نیست که به ما شادی، غم، گناه یا لذت می دهد، بلکه درک خود ما از ارزش هایمان است که باعث ایجاد این احساسات می شود. پس سعی کنید با خودتان صحبت کنید و به پاسخ هایی که به چرایی آن می دهید فکر کنید. مثلا:

“دلیل اینکه از کسی که جای من را در پارک گرفته است عصبانی می شوم این است که سرم شلوغ است و ماموریت های زیادی برای انجام دادن دارم. “من وقت ندارم دنبال جای دیگری برای پارک بگردم.”

به این پاسخ فکر کنید: «چگونه زمان خود را مدیریت کنم و آیا این محدودیت‌های زمانی باعث استرس غیر ضروری من می‌شوند؟ باید ماموریت هایی را که به من محول شده در اولویت قرار دهم تا احساس خستگی نکنم.»

“دلیل اینکه من فقط برای غذا خوردن در رستوران اذیت می شوم این است که دوست ندارم مردم فکر کنند من دوست ندارم.”

با تأمل در این پاسخ: «من بسیار علاقه مندم که دیگران حتی غریبه ها چه فکری می کنند و این طرز تفکر بر سلامت عاطفی من تأثیر می گذارد. وقتی در رستوران در حال غذا خوردن غریبه ای را تنها می بینم این احساس را ندارم، بعد از کی و چرا به این موضوع حساس شدم؟ بنابراین من فقط باید غذا خوردن را در یک رستوران تمرین کنم تا یاد بگیرم چگونه از منطقه امن خود خارج شوم.

  قیمت بیت کوین، امروز 1400/11/06

دلیل خوشحالی من بعد از خرید یک لباس جدید این است که احساس اعتماد به نفس می کنم.

به این پاسخ فکر کنید: «اعتماد به نفس مهم است زیرا نشان می‌دهد که چگونه هنگام ملاقات با غریبه‌ها، مشتریان و جامعه به طور کلی حضور دارم. چگونه می توانم بدون نشان دادن لباس های جدید اعتماد به نفس خود را حفظ کنم؟ هر زمان که نیاز به جلد جدید داشته باشم، می توانم عینک بزنم یا کتابی بردارم.»

انجام این گفتگوهای ذهنی صریح با خودتان یکی از ساده ترین راه ها برای تغییر نظرتان است. فکر کردن در مورد طرز فکرتان برای درک نقاط قوت و ضعف شما مهم است.

از منطقه امن خود خارج شوید

همه ما یک منطقه امن داریم. ما درست مانند لاک پشتی در غلاف خود احساس راحتی و امنیت می کنیم، اما برای تغییر طرز فکر خود، باید بخواهید از آن خارج شوید، حتی اگر در منطقه امن خود راحت و راحت هستید.

تفکر ما تنها زمانی شروع به تغییر می کند که در معرض احتمالات تغییر قرار بگیریم. خارج شدن از منطقه راحتی کار سختی است، اما پاداش آن شجاعت افزایش اعتماد به نفس شماست. برای تمرین بیرون رفتن از منطقه راحتی خود، سعی کنید هر روز چیز جدیدی یاد بگیرید، حتی اگر در ابتدا کمی احساس ناراحتی کنید.

تغییر دیدگاه در مورد مسائل

تغییر تفکر همچنین به معنای پذیرش نظر دیگران است، به خصوص اگر نظر دیگران نظر شما را به چالش بکشد. هرچه آموزش های ذهنی بیشتری داشته باشید، نظرات و عقاید دیگران را با آرامش بیشتری می پذیرید و موقعیت دفاعی قبلی شما جای خود را به کنجکاوی می دهد.

کند کردن

احتمالاً شما هم مانند بسیاری از افراد، همیشه در ساعت و مسیر مشخصی سر کار می روید و در طول مسیر کارهای خاصی انجام می دهید، مثلاً برای خرید روزنامه جلوی دکه روزنامه فروشی توقف می کنید. آیا تا به حال هنگام انجام این کارهای روزمره و تکراری به رنگ ساختمان ها، درختان، گل ها و گیاهان باغ در خیابان توجه کرده اید؟ احتمالا نه! زیرا اکثر ما هنگام کشیدن نقاشی برای خود، نگرش آرامی داریم.

  آیا می توانید هوای مریخ را تنفس کنید؟

از نظر علمی ثابت شده است که ما روزانه حدود 35000 تصمیم می گیریم، بنابراین منطقی است که نیمی از ذهن ما به طور خودکار تصمیم بگیرد. فعال کردن این حالت خودکار عواقبی نیز دارد، مانند احساس سرگردانی بی‌هدف در اینترنت یا عمیق‌تر کردن افکارمان تا جایی که از نظر فیزیکی حضور داریم اما از نظر ذهنی غایب هستیم.

یکی از راه‌های تغییر طرز فکر، کاهش سرعت است. وقتی سرعت خود را کم می کنیم، با دنیای اطراف و ارتعاشات آن سازگار می شویم و از چیزهایی که با ما سازگار یا ناسازگار هستند آگاه می شویم. به عبارت دیگر، ما در حال تجربه زندگی در لحظه هستیم. اگر می خواهید زندگی خود را تغییر دهید، باید آنجا باشید. با حضور در لحظات زندگی می توانید وارد حالت شکرگزاری شوید.

عذرخواهی را حذف کنید، تصمیم بگیرید

چقدر از کلمه “اما” استفاده می کنید؟ مثلا:

“من دوست دارم سالم غذا بخورم، اما سرم آنقدر شلوغ است که نمی توانم غذای سالم بپزم.”
من دوست دارم یک ماشین جدید بخرم، اما هنوز در حال پرداخت بخشی از بدهی هایم هستم.
من دوست دارم کسب و کار خودم را راه اندازی کنم، اما هنوز وقت و بودجه کافی ندارم.»

حالا کلمه «اما» را حذف کنید و تصور کنید اگر این عوامل خارجی آنقدر که فکر می‌کنید بازدارنده نبودند، چه احساسی داشتید. این یک راه ساده اما قدرتمند برای تغییر تفکر شماست. به این ترتیب، این احساسات بازدارنده را معکوس می‌کنید و سعی می‌کنید بر موانعی که همیشه انرژی زیادی صرف آن‌ها می‌کنید، غلبه کنید. به جای تمرکز روی «اما»، روی «چگونه» تمرکز می کنید.

نقطه پایان

تغییر تفکر یک فرآیند در حال تکامل است که باید چشمان شما را باز کند زیرا ثمربخش است. در طول تغییر تفکر به سطح عمیق تری از خودآگاهی خواهید رسید و با خودتان دوست خواهید شد.

منبع: Lifehack

دیدگاهتان را بنویسید