یک قدم مرگ؛ تجاوز به دختر جوان در صحرا

451638 718 خبر مرکزی

سیما فراخانی| او نقشه وحشتناک خود را تا یک مرحله جنایت اجرا کرد. او مدت ها در فضای مجازی طعمه های خود را فریب داد. او به عنوان یک باستان شناس حرفه ای به بهانه کاوش در آثار باستانی، دختر جوان را به بیابان های پاکدشت کشاند و نقشه شوم خود را اجرا کرد. اما او انتظار نداشت که با مقاومت شدید این دختر روبرو شود.

بالاخره مجبور شد ضربات سختی به این دختر وارد کند و او را نیمه جان در همان بیابان رها کرد. ضارب زندگی مخفیانه خود را چند روزی با تظاهر به قاتل آغاز کرد تا اینکه شناسایی و دستگیر شد و به جنایت هولناک خود اعتراف کرد. این در حالی است که دختر جوان نیز می میرد اما موفق می شود زنده بماند.

داستان مربوط به چند روز پیش است. ماموران کلانتری در کشف یک دختر مجروح در یکی از بیابان های اطراف پاکدشت شرکت کردند. راننده عبوری این زن مجروح و بیهوش را در بیابان پیدا کرد و به بیمارستان منتقل کرد.

با حضور ماموران کلانتری در محل، بازرسی آغاز شده است. دختر بیهوش بود و نمی توانست صحبت کند، بنابراین هیچ کس نمی دانست چه اتفاقی برای او افتاده است. تنها چیزی که مشخص است این است که او بر اثر ضربه ای که به سرش وارد شده جان خود را از دست داده و راننده خودروی عبوری او را در حال خونریزی روی زمین در بیابان پیدا کرده است.

با باستان شناس جعلی آشنا شوید

تحقیقات ادامه داشت تا اینکه بیمارستان گزارش داد دختر به هوش آمده است. وقتی کمی بهبود یافت، مأموران پلیس به سراغ او رفتند و تحقیقات را آغاز کردند. او در جریان تحقیقات پلیس راز یک داستان وحشتناک را فاش کرد. این دختر در مورد اتفاقی که برایش افتاده به پلیس گفت:

  ساعت کاری شعب بانک رفاه اجتماعی تغییر کرد

من عاشق باستان شناسی هستم. من به طور مرتب در اینترنت و فضای مجازی موضوعات باستان شناسی را جستجو می کنم و در این راستا تحقیقات زیادی انجام داده ام. من عضو کانال های مختلف در این زمینه هستم و با دوستان و باستان شناسان زیادی آشنا شده ام. تا اینکه چهار ماه پیش با شاهین آشنا شدم.

او گفت که یک باستان شناس است و گهگاه برای تحقیق با تیمش به تپه های باستانی اطراف شهر می رفت. او ادعا می کند که سرپرست تیم کاوش است و بیشتر اوقات با چند نفر برای حفاری به تپه های باستانی می رود. به او گفتم چقدر به این کار علاقه دارم. شاهین گفت حتما این بار من را به همراه اعضای تیمش به حفاری خواهد برد.

دعوای خونین تو ماشین

این دختر جوان که به سختی می توانست صحبت کند، ادامه داد: «شاهین مرتباً در صفحه اینستاگرام خود تصاویر مختلفی درباره باستان شناسی منتشر می کند. او اطلاعات بسیار دقیقی در این زمینه داشت، بنابراین من مجذوب او شدم و مرتباً در تماس بودیم.

تمام سوالات کاوش، تاریخی و باستان شناسی خود را از او می پرسیدم و او به درستی پاسخ می داد. من هم بیشتر به شاهین اعتماد کردم. در این مدت رابطه ما قوی تر شد و او از من خواستگاری کرد که باعث خوشحالی من شد. یک روز قبل از پیدا شدنم با او قرار گذاشتم که به تپه ای در اطراف پاکدشت برویم تا با هم حفاری کنیم.

او گفت اعضای تیمش هم آنجا هستند و اگر علاقه داشته باشم می‌توانم با او بروم. من هم او را خیلی دوست داشتم، بنابراین موافقت کردم و با او قرار ملاقات گذاشتم. در راه که به پاکدشت رسیدیم مسیر را عوض کرد و به کویر رفت. رفتارش هم مشکوک بود.

  آیا طارمی در فوتبال اروپا تاریخ ساز خواهد شد؟ + عکس

بنابراین ترسیدم و از او خواستم که برگردد، اما شاهین در کمال ناباوری با چاقو به من حمله کرد و تهدید کرد که در صورت صحبت کردن، مرا خواهد کشت. او می خواست به من حمله کند، اما من مقاومت کردم. دعوای ما بالا گرفت و چند ضربه به من زد. «تا زمانی که چشمانم را در بیمارستان باز نکردم چیزی به یاد ندارم.

اعترافات وحشتناک

با این اظهارات با دستور قاضی محسن افچی بازپرس اداره هفتم امور جنایی تهران، تحقیقات ماموران کلانتری از این باستان شناس قلابی آغاز شد و سه روز پس از حادثه دستگیر و به کلانتری منتقل شد.

این مرد مورد بازجویی قرار گرفت و در نهایت به جرم خود اعتراف کرد. وی گفت: چندی پیش در فضای مجازی با استار آشنا شدم. به باستان شناسی هم خیلی علاقه دارم و اطلاعات خوبی در این زمینه دارم.

وقتی فهمیدم این ستاره نیز علاقه زیادی به این رشته نشان داده است، تصمیم گرفتم او را فریب دهم. میخواستم بخاطر پول باج گیریش کنم. من خودم اطلاعاتی در این زمینه داشتم، بقیه را در اینترنت جستجو کردم و به ستاره گفتم.

او همچنین فرض کرد که من یک باستان شناس حرفه ای هستم و در این زمینه کار می کنم. بعد از مدتی به او پیشنهاد ازدواج دادم. می خواستم از این طریق اعتماد او را جلب کنم و موفق شدم او را فریب دهم. روز حادثه با او قرار ملاقات گذاشتم و به او گفتم که قرار است اطراف پاکدشت را حفاری کنیم و می خواهیم آثار باستانی را پیدا کنیم.

  پوست و ناخن ها را با سس مایونز درمان کنید

از ستاره پرسیدم که آیا می خواهد با هم به محل حفاری برویم؟ اما در راه متوجه منظور من شد و با من درگیر شد. سرش به در ماشینم خورد و از حال رفت. من خیلی ترسیده بودم، فکر کردم کشته شده است، او را از ماشین بیرون انداختم و فرار کردم. نمی دانستم زنده مانده یا نه. من مرتباً رسانه ها را برای اخبار مربوط به قتل ستاره چک می کردم. تا اینکه غافلگیر شدم و پلیس مرا دستگیر کرد.»

با این اظهارات با دستور قاضی متهم برای تحقیقات بیشتر در اختیار کارشناسان پزشکی قانونی قرار گرفت. همچنین تحقیقات در مورد دیگر مدعیان این متهم نیز ادامه دارد زیرا این مرد ممکن است دختران دیگری را هدف جنایت خود قرار داده باشد.

دیدگاهتان را بنویسید