کنترل زنان با خشونت کور

412685 706 خبر مرکزی

سیمین کاظمی| کنترل زنان و تحمیل ارزش ها و هنجارهای آنها بر فرهنگ مردسالار به قدمت آن فرهنگ است.

در طول قرن‌ها تلاش‌های زیادی صورت گرفته است تا با بی‌انسان‌کردن زنان و نشان دادن خود به عنوان پست‌تر از مردان، راه را برای تربیت زنان در اطاعت و اطاعت از مردان هموار کنند.

این تلاش ها نه تنها در زندگی روزمره و اعمال مردم در طول تاریخ رایج بوده است، بلکه مستندات آنها را می توان در آثار فیلسوفان، متکلمان، نویسندگان و شاعران از گذشته تا معاصران مشاهده کرد. زیرا آثار این میل به کنترل و تسلیم در برابر زنان را می توان از نوشته های محمد غزالی تا رساله تربیت زنان جستجو کرد.

در واقع، نظم و انضباط زنان فقط یک رساله کوتاه نیست و به تاریخ طولانی کنترل زندگی زنان اشاره دارد تا آن چیزی باشد که مردان در هر لحظه و در هر لحظه از زندگی می خواهند.

در دوران معاصر، علیرغم تغییراتی که در زندگی اجتماعی بشر و برابری افراد از جمله برابری زن و مرد رخ داده است، به ارزشی جهانی تبدیل شده است، نه کمتر شخصی و نه کمتر دولتی (غیر از طالبان و سایر دولت های مشابه). می تواند آشکارا چنین مقداری را نادیده بگیرد.

در دوره مدرن، انتظار می رود تلاش های عمومی با هدف ارتقای برابری جنسیتی و اصلاح ساختارهایی باشد که ستم جنسیتی ایجاد می کند. اما واقعیت این است که این تلاش ها تا کنون کافی نبوده و کمتر موفق بوده است، به ویژه در کشورهایی که فرهنگ مردسالاری تحت عناوینی چون تفاوت های فرهنگی و ارزش های دیرینه دشوار است.

  چسب زخم گیاهی اختراع شده است

ایران یکی از این کشورهاست. در حال حاضر حقوق زنان در عرصه‌های مختلف یکی از موضوعات مورد مناقشه میان گروه‌ها و مراکز مختلف اجتماعی است که تکلیف آن نامشخص و گاه بی‌پایان مورد بحث است. از جمله حضور زنان و سهم آنها در فضای عمومی است که هنوز تکلیف آنها مشخص نشده است.

در این میان حقوقی مانند نوع پوشش، دوچرخه سواری و ورود به استادیوم بیش از سایر مسائل زنان مورد توجه قرار گرفته است و بحث و جدل پیرامون آن بیشتر است. احتمالاً عاملی است که نشان می دهد چرا آنها در اکثر کشورهای جهان اینقدر ضعیف عمل می کنند و ایران یکی از معدود کشورهایی است که همسرانش موفق به این کار نشده اند.

در ایران حضور بدون تبعیض زنان در انظار عمومی رسماً به رسمیت شناخته نشده است، اما زنان با حقوق خود و سلب کنترل مردسالارانه بر زندگی خود مخالف هستند و در عین حال، بحث حضور بدون تبعیض زنان در جامعه مطرح است. ادامه دارد.

مقاومت زنان و بحث احقاق حقوق آنها آشکارا برای کسانی که به ارزش‌های مردسالارانه دارای قدرت و نفوذ باور دارند ناخوشایند است و از این رو آرزوی بازگشت زنان به گذشته را به طرق مختلف دنبال می‌کنند.

نگران کننده است که این موضوع از درگیری اجتماعی به سمت خطرناک تبدیل شده است، زیرا تصمیم گیری در مورد حضور زنان در عرصه عمومی محدود به اختیارات رسمی نیست، بلکه تشریفات غیررسمی برای کنترل و محدود کردن زنان است که سلامت و ایمنی زنان را تهدید می کند.

این تلاش‌های غیررسمی برای کنترل زنان به شکل خشونت‌های کور و پراکنده علیه زنان در عرصه عمومی است و عاملان آن اغلب ناشناس و بدون مجازات می‌مانند. حوادثی مانند اسیدپاشی، تیراندازی و حمله به زنان دوچرخه سوار از مصادیق خشونت علیه زنان در اماکن عمومی است که با هدف ارعاب و محدود کردن زنان صورت می گیرد و باعث ایجاد احساس ناامنی و سایه ترس و وحشت در جامعه شده است.

  Q6; بزرگترین SUV آئودی

اگرچه نهادهای رسمی هرگز خشونت را اعتراف نکرده اند، اما نحوه رسیدگی به این مشکل و بی توجهی هایی که صورت گرفته است این نگرانی را ایجاد می کند که ممکن است همدردی وجود داشته باشد.

فرهنگ پدرسالار سرطانی قدیمی و پیشرونده است که اگر کنترل نشود، همچنان به هجوم خود ادامه می‌دهد و نه تنها زنان را از حقوق انسانی‌شان محروم می‌کند، بلکه جامعه را به ورطه درگیری خواهد برد. طرفداران چنین فرهنگی برای حفظ نظم قدیمی و مخالفت با تغییر، زنان را در عرصه‌های مختلف مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند و نشان داده‌اند که در صورت عدم رسیدگی رسمی و علنی به خواسته‌های آنان، خودخواه می‌شوند و از زنانی که به ارزش‌های مردسالارانه پاسخ نمی‌دهند متنفر می‌شوند. آنها اشکال خشونت آمیز را بیان می کنند.

وقتی احساس می کنند که زنان نمی خواهند از اصول فرهنگی ضد زن تبعیت کنند، ارعاب و ایجاد فضای ترس و وحشت را به عنوان راه حل انتخاب می کنند و خشونت کورکورانه علیه زنان را انجام می دهند. در واقع، فرهنگ اصلاح شده مردسالاری که تحمل حضور زنان در جامعه را ندارد، از تنبیه زنان در خانه به تنبیه زنان در خیابان و گسترش خطرناک دامنه کنترل زنان در عرصه عمومی تبدیل شده است.

با نگرش خوش‌بینانه، خشونت کور علیه زنان را می‌توان آخرین چاره‌ی موجودیت در حال مرگ تفکر مردسالارانه دانست که ماهیت خشونت را از روی ناامیدی آشکار می‌کند. اما از یک سو نمی توان نادیده گرفت که خشونت علیه زنان از یک سو به سلامت جسمی قربانیان آسیب می زند و امنیت زنان را به خطر می اندازد و گاه آرامش روانی جامعه را بر هم می زند و از سوی دیگر دشواری چنین تفکر و دسترسی. برابری جنسیت و تأخیر در تحقق حقوق زنان؛ حقوقی که در همه جای دنیا بدیهی است.

  هواشناسی ایران، امروز 14/10/1300

بدیهی است که چنین اقداماتی قابل چشم پوشی و گذشت نیست و جامعه ای که شاهد و شاهد حملات مکرر به زنان و اقدامات زن ستیزانه بوده است، همچنان منتظر است تا نظام مرزبندی خود با چنین اقداماتی مشخص شود و با قاطعیت مقابله کند. جدی باید به عاملان خشونت علیه زنان ثابت کند که به حامیان افراطی ارزش های فرهنگی منسوخ و مضر برای تحمیل دیدگاه های خود و به خطر انداختن سلامت و امنیت نیمی از شهروندان یعنی زنان به فضای عمومی دست درازی نمی کند. .

دیدگاهتان را بنویسید