چگونه مرگ شخصیت ما را تغییر می دهد؟

446031 966 خبر مرکزی

تأثیرات جالب اندیشیدن به مرگ بر شخصیت افراد

با قضاوت بر اساس تحقیقات انجام شده به کمک پرسشنامه، به نظر می رسد که تصور مرگ یکی از عزیزان بیشتر از مرگ خود ما را نگران می کند. این مطالعات همچنین نشان می دهد که ما بیشتر از پایان زندگی نگران روند مرگ مانند میزان رنج و تنهایی هستیم.

فرادید| خواندن این مقاله ممکن است به طور موقت سیاست ها، پیش داوری ها و تصمیمات شما را تغییر دهد. حتی ممکن است باعث شود که دلتان بخواهد شناخته شوید. چرا؟ زیرا مفهوم مرگ می تواند عمیقاً طرز تفکر ما را تغییر دهد.

به گزارش فراد، اگر زمانی مرگ تابو نهایی بود، دیگر به نظر نمی رسد. در سال‌های اخیر، تلاش‌های فزاینده‌ای برای بحث درباره مرگ، هم در خانه و هم در حوزه عمومی صورت گرفته است. کافه های مرگ که برای اولین بار در سال 2004 در سوئیس معرفی شدند، اکنون در سراسر جهان گسترش یافته اند و مردم می توانند هنگام نوشیدن قهوه و خوردن کیک درباره ترس های خود صحبت کنند.

بی میلی ما از صحبت در مورد مرگ اغلب به عنوان ترس ما تعبیر می شود و تصور می شود که به دلیل آن افکار مرگ را سرکوب می کند. با این حال، شواهد کمی از این ترس وجود دارد. حال، سطح “عادی” اضطراب در مورد مرگ چقدر است؟ و چگونه خود را نشان می دهد؟

با قضاوت بر اساس تحقیقات انجام شده به کمک پرسشنامه، به نظر می رسد که تصور مرگ یکی از عزیزان بیشتر از مرگ خود ما را نگران می کند. این مطالعات همچنین نشان می دهد که ما بیشتر از پایان زندگی نگران روند مرگ مانند میزان رنج و تنهایی هستیم. به طور کلی، وقتی از خود می‌پرسیم که آیا از مرگ می‌ترسیم، پاسخ اکثر ما منفی است و بیشتر آنها فقط اندکی نگران آن هستیم. کسانی که سطح بالایی از اضطراب در مورد مرگ را گزارش می کنند در اقلیت هستند و از نظر روانی غیرعادی تلقی می شوند و نیاز به درمان دارند. به افراد مبتلا به این عارضه «تاناتوفوب» می گویند.

  ابطال پروانه پزشکان؛ اگر از کارت خوان استفاده نمی کنید!

از سوی دیگر، تمایل ما به گزارش یک ترس کوچک از مرگ ممکن است نتیجه عدم تمایل ما به پذیرش ترس هایمان از خود و دیگران باشد. بر اساس این فرضیه، روانشناسان اجتماعی نزدیک به 30 سال است که به بررسی اثرات اجتماعی و روانی جاودانگی انسان می پردازند. در بیش از 200 آزمایش، از شرکت کنندگان خواسته شد تا مرگ را تصور کنند.

اولین چنین تحقیقاتی در قضات دادگاه شهری ایالات متحده انجام شد که در آن از آنها خواسته شد در یک سناریوی فرضی برای یک روسپی متهم وثیقه تعیین کنند. قضاتی که قبل از ترسیم این سناریو، به فکر مرگ و میر خود بودند، بسیار بیشتر از قضات گروه کنترل وثیقه تعیین کردند. 455 دلار به طور متوسط ​​در مقابل 50 دلار به طور متوسط. از آن زمان، مطالعات متعددی اثرات دیگر تفکر درباره مرگ را در جوامع مختلف بررسی کرده است.

اندیشیدن به مرگ نه تنها ما را در مجازات سخت‌تر می‌کند، بلکه تعصب‌های ملی‌گرایانه ما را تقویت می‌کند، تضاد ما را با دیگر گروه‌های نژادی، مذهبی و سنی افزایش می‌دهد و منجر به نگرش‌های کوته‌بینانه مشابه دیگری می‌شود. به طور کلی، این ده‌ها مطالعه نشان می‌دهند که خاطره مرگ وابستگی ما را به گروهی که به آن تعلق داریم تقویت می‌کند و باعث می‌شود نگرش منفی نسبت به کسانی که با ما متفاوت هستند داشته باشیم.

یاد مرگ نیز به طرز جالبی بر باورهای سیاسی و مذهبی ما تأثیر می گذارد. از یک طرف، این ما را قطبی می کند: یعنی لیبرال ها با فکر کردن به مرگ لیبرال تر می شوند و محافظه کاران محافظه کارتر می شوند. به همین ترتیب، افراد مذهبی در اعتقادات خود مصری تر می شوند و افراد غیر مذهبی مذهبی تر.

  انفجار مرگبار در مغازه بارگیری سیلندر در خیابان زمزم

از سوی دیگر، این مطالعات همچنین دریافته اند که اندیشیدن به مرگ، همه ما را چه از نظر مذهبی و چه غیر مذهبی به سمت اشکال نامرئی و شاید ناخودآگاه ایدئولوژی دینی سوق می دهد. و هنگامی که ناقوس مرگ به اندازه کافی بلند است و شرکت کنندگان کمتر به اولویت های سیاسی خود متعهد هستند، لیبرال ها، مانند محافظه کاران، تمایل به حمایت از ایده ها و نامزدهای محافظه کار دارند. برخی از محققان استدلال می کنند که این نظریه چرخش جناح راست سیاست آمریکا را پس از 11 سپتامبر توضیح می دهد.

اما چرا مرگ ما را سختگیرتر، محافظه کارتر و مذهبی تر می کند؟ به عقیده بسیاری از نظریه پردازان، یادآوری مرگ ما را مجبور می کند که به دنبال جاودانگی باشیم. بسیاری از مذاهب به پیروان خود به معنای واقعی کلمه جاودانگی را وعده می دهند، اما وابستگی دنیوی ما، مانند وطن یا گروه قومی ما، شکلی نمادین از جاودانگی را برای ما باقی می گذارد. این گروه ها و سنت های آنها بخشی از وجود ما هستند و از ما بسیار قدیمی ترند. از نشانه های این امر محافظت از هنجارهای فرهنگی ما است که می تواند حس تعلق ما را تقویت کند و تمایل به مجازات شدیدتر ناقضان این هنجارهای اجتماعی مانند روسپی ها.

بر اساس این تفسیر، محققان همچنین دریافته اند که یادآوری مرگ، میل ما را به شکوه و تولد افزایش می دهد. هر دو با جاودانگی نمادین همراه هستند. گویی می خواهیم با اعمال و ادیان خود جاودانه شویم.

وقتی از ما پرسیده می شود، به نظر نمی رسد از مرگ هراسی داشته باشیم. از سوی دیگر، شاید حتی تصورش را هم نمی کردید که اندیشیدن به مرگ چنین تأثیر گسترده ای بر رفتار اجتماعی ما داشته باشد.

  چند راه ساده برای از بین بردن سریع سنگ کلیه

این تلاش های جدید برای پاک کردن غبار از چهره اسطوره ای مرگ و مردن با صحبت از آن چه فایده ای دارد؟ اظهار نظر در این مورد دشوار است. تحقیقات نشان می دهد که تقویت موقعیت مرگ در تخیل، حوزه شخصی و حوزه عمومی می تواند ما را سخت تر و متعصب تر کند. اما شاید به این دلیل است که عادت نداریم به مرگ فکر کنیم که وقتی به مرگ فکر می کنیم این اثرات منفی را تجربه می کنیم.

در مواجهه درمانی، بیمار در معرض یک منبع محاسبه شده اضطراب (شیء، حیوان یا حتی حافظه) قرار می گیرد که باعث کاهش ترس او می شود. به همین ترتیب، شاید این روند جدید شکستن تابوها به نفع روان ما باشد و ما را در برابر مرگ قوی تر کند.

دیدگاهتان را بنویسید