چرا مردم عقب نشینی می کنند؟

445729 798 خبر مرکزی

فرادید| زوج های صمیمی نقشه ذهنی از طرز فکر و احساس شریک عاطفی آنها در مورد خود و رابطه شان ترسیم می کنند. با کمک دانش و درک ارائه شده توسط نقشه ذهنی، اغلب می توانند افکار و رفتار شریک عاطفی خود را در موقعیت های مختلف به طور دقیق پیش بینی کنند.

به گزارش فراد؛ اما گاهی این انتظارات راحت و قطعی به تدریج یا ناگهان از بین می روند. الگوهای رفتاری قابل پیش بینی شریک عاطفی، بدون هشدار یا توضیح، یک چرخش ناگهانی ایجاد می کند و طرف دیگر رابطه اشتباه می شود.

اگر طرف مقابل سعی کند دلایل کناره گیری طرف مقابل را بفهمد یا به دنبال توضیح باشد، شریک حذف شده غیرقابل دسترس می شود و ناپدید می شود. خیلی کم پیش می آید که طرف مقابل با من تماس بگیرد. بیشتر تماس هایی که دریافت می کنم از طرف شریکی است که احساس می کند دیگر نمی توان آنها را دید، شنید یا ترک کرد. این افراد نگران این هستند که کار اشتباهی انجام داده اند و برای درک دلیل این اتفاق برای آنها کمک می خواهند. آنها معمولاً با شکایات زیر به من مراجعه می کنند:

او دیگر آن مردی نیست که من می شناسم. نگرانی من این است که دلیلی برای نگرانی وجود ندارد، اما می دانم که این درست نیست.

«این خانم با پرخاشگری و حساسیت به سؤالاتی که من می‌پرسم پاسخ می‌دهد، قبلاً اینطور نبوده است. او با من درگیری جدی دارد. «مشکلی وجود دارد که او به من اطلاع نداده است.

“به نظر می رسد چیزی در ذهن اوست و او در دنیای خودش غرق می شود. ما همیشه حتی سخت ترین مسائل را با هم مطرح می کردیم. حالا او حتی نمی‌خواهد به چشمان من نگاه کند.»

می دانم که او اکنون می ترسد با من صحبت کند، اما زمانی که مشکلی داشت با من صحبت می کرد. نمی خواهم حریم خصوصی او را نقض کنم، اما این بار احساس دیگری دارم. با تمام وجودم احساس می کنم باید کاری انجام دهم.»

چگونه فرد این تغییرات غیرقابل پیش بینی در شریک عاطفی خود را تشخیص می دهد؟ بهترین کار برای این نوع رفتار چیست؟ آیا باید طرف مقابل را تنها بگذارند و امیدوار باشند که مشکل خود به خود حل شود؟ یا اوضاع را بدتر می کند؟ چه زمانی باید منتظر باشیم و رفتار حمایتی داشته باشیم و چه زمانی باید مداخله کنیم و توضیح بیشتری بخواهیم؟ چرا شریک عاطفی که قبلاً حضور داشت ناگهان از هم می پاشد؟

  فرصت های وحشتناک؛ وجود گسل در تمام نقاط تهران

5 دلیل رایج برای کناره گیری یک شریک عاطفی

1 خیانت کناره گیری یا کناره گیری بی دلیل و غیر منتظره اغلب یکی از نشانه های خیانت است که می تواند کامل یا ذهنی باشد. فردی که به خیانت فکر می کند یا خیانت کرده است دچار درگیری ذهنی می شود و فرو رفتن درونش را دیگران می بینند. چنین فردی به ندرت به سوالات پاسخ می دهد.

اعتیاد تصمیمات بدی است که می تواند برای هر دو طرف در رابطه ناراحت کننده باشد، توسط یک عامل بیرونی تهدید شود و … خیانت در رابطه به اشکال دیگر.

2. تعارضات درونی شخصی. افراد در مراحل خاصی از زندگی خود برخی از خواسته ها و آرزوهای خود را محدود می کنند زیرا معتقدند تلاش برای رسیدن به آن آرزوها رابطه ای را که در حال حاضر در آن هستند قربانی می کند. آنها عمداً بر میل خود غلبه می کنند و وانمود می کنند که این خواسته ها غیرضروری یا بی ربط به موقعیت آنهاست. اما تمایلات سرکوب شده ممکن است در طول زمان ظاهر شوند، که باعث می شود هر روز در زندگی انتخابی خود احساس رضایت کمتری داشته باشند.

آن‌ها بین تعهداتی که به خود و شریک عاطفی‌شان داده‌اند، و تمایل فزاینده‌شان برای انجام این رویاهای سرکوب‌شده و تشنگی فزاینده‌شان برای زندگی بر اساس این رویاهای سرکوب‌شده، سرگردان هستند و باعث می‌شود احساس کنند در گذشته هستند. آنها به شریک عاطفی خود در مورد این تجربه نمی گویند به این امید که بتوانند این احساسات را کنار بگذارند زیرا نمی خواهند باعث درد ناخواسته او شوند.

3. بحران فردی غیرقابل پیش بینی. گاهی اوقات خانواده با چالش هایی روبرو می شود و هر دو شریک عاطفی تمام تلاش خود را می کنند تا همه چیز را مرتب کنند. هیچ یک از طرفین نمی خواهند بار بحران های شخصی خود را به دوش بکشند و فشاری را که متحمل می شوند افزایش دهند زیرا امیدوارند که این موضوع به تنهایی حل شود.

  وضعیت عجیب پرسپولیس برای بازیکن مد نظر گل محمدی

به عنوان مثال، یکی از طرفین رابطه ممکن است متوجه شود که یک بیماری جدی اما قابل درمان وجود دارد و احساس کند که نباید با مطرح کردن این موضوع باعث ایجاد استرس و ناراحتی غیر ضروری برای طرف مقابل شود. ممکن است فرد در آستانه یک ضرر مالی بزرگ باشد که در کوتاه مدت یک تهدید بزرگ خواهد بود یا یکی از دوستان یا اعضای خانواده ممکن است به کمک نیاز داشته باشد.

یا ممکن است یکی از طرفین سطح بسیار ساده تری نسبت به شریک عاطفی خود داشته باشد و احساس کند نمی تواند پا جای پای شریک عاطفی خود بگذارد. غرور و ترس از شکست به او اجازه نمی دهد این ترس ها را با شریک عاطفی خود در میان بگذارد. بنابراین تصمیم گرفت خودش این مشکل را حل کند.

4. عود درد یا ضربه روانی. بسیاری از افرادی که در گذشته تجربیات آسیب زا داشته اند سعی می کنند از این تجربیات دست بکشند و اجازه ندهند این تجربیات بر زندگی فعلی آنها سایه افکند. آنها هرگز این تجربیات را با شریک عاطفی خود به اشتراک نگذاشته‌اند، زیرا می‌خواستند آن‌ها را فراموش کنند، از به خاطر سپردن این تجربیات خجالت می‌کشند، یا دوست ندارند به راحتی در مورد تجربیات خود از ترس قضاوت شدن صحبت کنند. و سپس این تجربه ناگوار و درد روانی ناشی از آن بدون هشدار دوباره ظاهر می شود.

اگر قبلاً در مورد این درد با شریک زندگی خود صحبت کرده اند و با هم روی آن کار کرده اند، به راحتی می توانند دوباره در مورد آن با شریک زندگی خود صحبت کنند، اما اگر این کار را نکرده باشند، برایشان سخت است. بیشتر افراد مبتلا به بیماری های روانی ترجیح می دهند درد را کم اهمیت جلوه دهند و آن را مخفی نگه دارند، به طوری که وقتی درد دوباره شروع شد، به اعماق درون رفته و سعی می کنند دوباره شیاطین را دفن کنند. برای اینکه رابطه آنها به خطر نیفتد.

  قهرمانی لیگ به نتیجه دربی بستگی دارد؟!

5. تهدیدهای بی ملاحظه ای که در گذشته انجام داده اند دوباره ظاهر می شوند. بسیاری از افراد در سنین پایین تصمیماتی می گیرند که عواقب جدی برای آنها دارد. آنها تصمیم می‌گیرند در مورد این تجربیات با همسر، دوستان یا اعضای خانواده خود صحبت نکنند زیرا نمی‌خواهند افراد پستی دیده شوند. آنها می خواهند تعیین کنند که چه کسانی هستند، حال آنها نه گذشته آنها.

اما گاهی اوقات این اشتباهات اولیه آشکار می شود که آنها نمی خواهند شریک زندگی خود از آنها مطلع شود. آن‌ها تمام تلاش خود را می‌کنند تا مشکل را خودشان حل کنند، اما پیش‌بینی و ترس از داستانی که در روانشان رخ می‌دهد به یک شیدایی تبدیل می‌شود و آنها را در یک نبرد درونی پر از هراس عاطفی گرفتار می‌کند. اگر شریک عاطفی آنها پس از یادگیری داستان نخواهد در کنار آنها بماند، چه فکر می کنند؟ اگر کاری که قبلا انجام داده اند زندگی فعلی آنها را تهدید کند چه؟

لحظاتی در رابطه وجود دارد که یکی از طرفین برای یافتن اطلاعات بیشتر به داخل می رود. بنابراین برای همسر یا شریک عاطفی او غیر قابل دسترس می شود. اگر چنین موقعیت هایی در گذشته در روابط بین همسران و شرکای عاطفی تجربه شده است و زمانی که وضعیت حل شد، دوباره به هم پیوسته و به دقت آنچه را که رخ داده است بررسی کرده اند، پس دلیلی وجود ندارد که فکر کنیم مشکل عمیق تری وجود دارد.

مواقعی وجود دارد که فاصله بین یک طرف زیاد است و به نظر می رسد تمایلی برای حل مشکل وجود ندارد، آنگاه می توان نتیجه گرفت که این رابطه توسط مشکل عمیق تری تهدید می شود که نیاز به توجه و توجه بیشتری دارد.

منبع: روانشناسی امروز
نویسنده: Randi Gunther Ph.D.

ترجمه: سایت فرادید

دیدگاهتان را بنویسید