پزشکان در فضای مجازی; زندگی بیمار را با دیگران به اشتراک بگذارید!

441413 372 خبر مرکزی

در شش سالگی پدر و مادرش از هم جدا شدند و او مدام مورد آزار و اذیت قرار گرفت. به دلیل رنج های فراوانی که در کودکی متحمل شد، در بزرگسالی به مواد مخدر معتاد شد و اکنون با همسرش ظالمانه رفتار می کند. او به خاطر همین مشکلات دانشگاه را ترک کرد…

وقتی مرد به نیمه داستان می رسد خفه می شود. او نمی تواند باور کند این داستان زندگی اش است که در حال حاضر در توییتر می خواند. داستانی که Wow to Wow مانند زندگی اوست و در یک سری توییت ارائه شده است. به مشخصات نویسنده نگاه می کند و نام پزشک او را پیدا می کند. او به سمت عکس او می رود و متوجه می شود که چه اتفاقی افتاده است.

سال گذشته با اصرار همسرش حاضر شد به روان درمانگر مراجعه کند. کسی که مجبور بود رازی را حفظ کند. قبل از رفتن به دکتر بارها از همسرش پرسیده بود: «آیا واقعاً حرف‌های من جایی درز می‌کند؟» بالاخره او دوران کودکی خوبی را سپری نکرد و هرگز نتوانست در این مورد با کسی صحبت کند.

او ابتدا از حرف زدن می ترسید، اما بعد به تدریج اعتماد به نفس پیدا کرد و قفل اسرار خود را شکست. البته مواقعی هم وجود داشت که روان درمانگر او بدون ذکر نام از نام سایر بیمارانش غافلگیر می شد، اما خوشحال بود که نام آنها را ذکر نکرد و شاید این به روند بهبودی کمک کند. اما حالا داستان زندگی خودش با صدها نفر دیگر به اشتراک گذاشته شده است، شاید حتی بیشتر…

نمیدونم شما هم تجربه مشابهی داشتید یا نه؟ آیا به پزشک، روانپزشک یا پزشک دیگری مراجعه کرده اید و سپس شرح ویزیت و سابقه زندگی خود را در شبکه های اجتماعی خوانده اید؟ این امر در دوران سلطنت بسیار محبوب شد.

پزشکانی که در مورد بیماران خود نوشته اند. عکس ارائه شده از این بیماران نشان می دهد که آنها کاملا از تاریخ خارج شده اند و به پزشک خود اظهارات عجیبی می کنند. مثلا اصل بیماری را انکار می کردند و می گفتند جلوی کولر بودند و چای می خوردند یا گلویشان از تاج نیست، خربزه خوردند و ….

  بهترین صبحانه برای کودکان

این داستان‌ها که اکثراً با هدف آموزش عموم مردم و ترویج درمان به‌ویژه اختلالات روانی صورت می‌گیرد، گاهی نتیجه معکوس دارد و به‌طور تصادفی اعتماد پزشک و بیمار را خدشه‌دار می‌کند و گاه بیمار یا سایر مخاطبان با خواندن این نوشته‌ها در فضای مجازی. شبکه ها احساس بدی می کنید و به این فکر می کنید که اگر بیمار را وادار کنم با پزشک خود صحبت کند، آیا باید توضیحات را در شبکه های اجتماعی بخوانم؟

چرا پزشک باید بیمار یا رفتار ناآگاهانه او را از بیماری رها کند؟ مگر نه این است که طبیب محرم مریض و راز اوست؟ آیا این اعتماد بین پزشک و بیمار را از بین نمی برد؟

دکتر من بعداً به من توضیح داد که پزشکان در بسیاری از نقاط جهان این کار را انجام می دهند و هدف فقط آموزش است، اما این برای من قانع کننده نبود.

مریم از این ناراحت است که وقتی برای بیرون بردن بیمار قبلی از اتاق به پزشک زنان مراجعه کرده است، پزشکش در مورد بیماری او صحبت می کند: «این باعث شد که دیگر به این دکتر نروم. اگر سابقه بیماری ام را در هر یک از شبکه های اجتماعی بخوانم، مطمئنم برای همیشه می روم تا به پزشک مراجعه کنم. – به چه کسی دیگر می توان اعتماد کرد؟

مونا می گوید از خواندن حساب دکتر در مورد بیماری عروق کرونر قلبش در توییتر احساس بدی نداشت: وقتی آن را خواندم گفتم چقدر جالب است و چقدر می تواند برای دیگران مفید باشد.

اما شاید اگر پیش روانپزشک می رفتم و او در مورد من می نوشت، این احساس را نداشتم. شاید اینطور نوشته شده باشد، شاید هم نوعی بیماری باشد. شاید داستان ها باید با اجازه بیمار منتشر شود… انصافاً این موضوع بسیار حساسی است.»

  ثروتمندان جهان یک تریلیون دلار به ثروت خود اضافه کرده اند

دکتر امیرحسین جلالی، روانپزشک و مدرس دانشگاه علوم پزشکی ایران، این مشکل را با افزایش تعداد مطالبی که پزشکان درباره بیماران خود در فضای مجازی منتشر می کنند، ارزیابی می کند.

از سوی دیگر در چند سال اخیر پزشکان در مورد مسائلی مانند فرار مالیاتی، درآمدهای بالا و برخی مسائل دیگر زیر سوال رفته اند و چنین مشکلاتی می تواند منجر به بی اعتمادی بیشتر پزشک و بیمار شود. سرمایه اجتماعی گروه های مرجع مانند معلمان، پزشکان، روحانیون، اساتید دانشگاه، قضات و غیره. برای ثبات جامعه لازم است و اگر قوه قضائیه، پزشکی و معلمان آسیب ببینند، عموم مردم دیگر به راحتی به این گروه ها اعتماد نخواهند کرد. دکتر محرم مریض است و باید اسرار مراجعانش را حفظ کند و با چشم پزشکی می تواند نگرانی مردم را مطرح کند و اشتباهات آنها را بپوشاند.»

به گفته دکتر جلالی، این مشکل اثرات منفی دیگری نیز دارد: کاهش، تشدید. “همه اینها ممکن است افرادی را که به دنبال خدمات سلامت روان هستند زیر سوال ببرد.”

جلالی معتقد است که این مشکل در زمان اپیدمی تاج نیز مشاهده شد. پزشکان در مورد بیمار یا بیماران خود نوشتند: «بسیاری مشاهدات خود را در طول اپیدمی تاج ثبت کردند و از آنها نتیجه گرفتند.

به عنوان مثال، آنها پیشنهاد کردند که چندین نمونه جدید از این بیماری نشانه موج جدیدی از کووید است، یا اینکه الگوی رفتاری خاصی از افرادی که می‌بینند می‌تواند وقایع را درک کند، یا اینکه معمولاً در مورد رفتار ناهنجار مردم علیه تاج می‌نویسند.

اینکه نتیجه گیری یک پرونده بالینی به چه معناست و چگونه می توان رفتار را برای کل جامعه خلاصه کرد، یک موضوع فنی است و بسیار بحث برانگیز است و نمی توان آن را به صورت علمی در یک توییت چند خطی مورد بحث قرار داد.

بنابراین این مدل از جمع بندی مسائل پزشکی به صلاح پزشکی و علم نیست. بسیاری از افراد در شبکه‌های اجتماعی پشت علم هستند و دغدغه‌شان علمی است، اما نگاه علمی بسیار نازک است و با تعمیم پزشکی می‌توان ناخواسته در جهت علم‌ستیزی و شبه‌علم حرکت کرد.

  هر روز سالم ترین دانه های روی زمین را بخورید

اما این روانپزشک معتقد است که مسائل مهمی از این دست بدون توجه به نتیجه و عواقب آن باید مورد توجه قرار گیرد: پزشک مجاز نیست بدون اجازه برای بیماران داستان بنویسد.

وقتی در این مورد در شبکه های اجتماعی نوشتم، برخی از پزشکان اعتراض کردند که این یک عمل جهانی است و همه پزشکان در سراسر جهان می نویسند و گاهی اوقات این داستان ها می تواند مفید باشد.

ضمن تایید مفید بودن برخی از این داستان ها، شهروندانی نیز نوشتند که دوست ندارند پزشکشان درباره آنها بنویسد و بس. در اخلاق پزشکی و اخلاق پژوهشی در حوزه درمان و هر جا که نیاز به انتشار داستان بیمار باشد، باید اجازه داده شود.

من می دانم که بسیاری از داستان های فضای مجازی شبیه به هم هستند، اما برخی از این اطلاعات با دیدن بیمار به راحتی قابل درک است و این واقعاً ناخوشایند است. اگر فردی که قرار است پزشک ما باشد، به ما نگاه تحقیرآمیزی داشته باشد، مثلاً رفتار ما را نقل کند و داستان ما را دایره ای بیندازد و مخاطب را با خود جمع کند، ارتباط مردم با جامعه پزشکی را به کلی خراب می کند».

به گفته وی این موضوعات باید در دانشکده های پزشکی و پیراپزشکی آموزش داده شود. متأسفانه آموزش و بحث در این زمینه بسیار کم است و اگر این موضوع جدی تری گرفته شود نتایج بیشتری حاصل می شود.

مدتهاست به ما گفته اند که پزشک ما یک فرد مورد اعتماد و راز است و قاعدتاً بسیاری از پزشکان رازدار هستند، اما اگر روزی تاریخچه بیماری و شرح تمام حرفه ها و رفتارهای دست و پا گیر خود را در مورد بیماری خود بخوانید چه می شود. زبان پزشکی که به او اعتماد دارید یا گوش کن؟

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید