ویدئو/ جوکر فینال با یاد «اکبر عبدی» به پا شد!

447483 545 خبر مرکزی

ایمان عبدلی| وقت آمدن مهمان جوکر است، همه دارند حدس می زنند، یکی می گوید مهراب قاسمانی! چون پیمان در قسمت قبل مهمان بود پس مهراب گزینه احتمالی است. به نظر می رسد جوئل می داند مهمان برنامه کیست، حالات چهره ای که این را می گوید. لحظه ای بعد مهمان وارد می شود. جناب آقای اکبر عبدی…

همه با تعجب و هیجان به سمت او می روند، می دانم که بسیاری از کارهای این برنامه کارگردانی شده است اما مشخصا حضور عبدی همه را تحت تاثیر قرار داده است. برخی شانه های او را می بوسند، علی استادی سعی می کند دست او را ببوسد که آن طور که انتظار می رود با عبدی همراهی نمی کند.

علت ورم صورتش یعنی تنگی نفسش را در همان چند جمله اول اینطور توضیح می دهد: زیر دستگاه اکسیژن بودم و بین بیمارستان و خانه در رفت و آمد بودم.

با جملاتش در برنامه های او غوطه ور می شوم. دزدان عروسک، مردان آفتابی، آدم برفی ها، مستاجران و حتی روز فرشته! اصلا چرا مردم باید پیر شوند؟

قبل از اینکه ناامیدی بزرگ حاکم شود، حضور عبدی است که هم جوکر را نجات می دهد و هم مخاطبش را: «با شریفی نیا می خواستم بیایم، گفت شانه ام درد می کند!» عبدی این جملات را در کلاس بازیگری اجرا می کند، باور نمی کند. درد شانه شریفی نیا و این بی اعتمادی را به همه می رساند و پیام او را غیر مستقیم می رساند که شریفی نیا او را در برگرفته است!

  ۷ نشانه برای تبدیل خانه شما به لانه حشره

نبض جمعیت را می گیرد و از زبان کنایه آمیز خود استفاده می کند و قدرت بداهه نوازی خود را آشکار می کند: «شریفی نیا الگوی بسیار خوبی است، هر کاری کردم، انجام دادم و موفق شدم.» «آقای شریفی نیا، من». بعدا شکایت کن!”

در این بین البته حواسش هست که حرف اصلی را بزند: «با این همه محدودیت نمی شود شوخی کرد! به احسان (علیهانی) هم گفتم

اکبر عبدی شاید عبدی اواسط دهه هفتاد نباشد، اما آنقدر جهنم بازیگری دارد که می تواند گاهی یک جوکر مرده را نجات دهد، لحظه تلخی است، اما این روزی است که نسلی از امثال او به پایان می رسد. ما جایگزین داریم؟

نمی توان انکار کرد که عبدی نقش مهمی در سینمای پس از انقلاب داشت. او آثار خود را در تاریخ بازیگری ایران به جای گذاشت. شخصیت های ماندگار و متنوع و بازی حرفه ای او گواه این گفته است.

منبع: سایت نماوا

دیدگاهتان را بنویسید