وقتی کاپیتان پرواز یک زن است

جوزف هیدریوس| مسافران زیر نظر مهمانان روی صندلی می نشینند. گرفتن چمدان و وسایل مصرفی آغاز می شود. در هواپیما بسته می شود و 160 مسافر منتظر اعلام شرایط پرواز خلبان هستند:

با سلام خدمت مسافران عزیز من کاپیتان کریمی هستم، خلبان شماره 6264. تبریک به خدمه پرواز. انشالا دقایقی دیگر فرودگاه مهرآباد تهران را به مقصد فرودگاه شهید هاشمی نژاد مشهد ترک خواهیم کرد. مدت زمان پرواز یک ساعت و 10 دقیقه خواهد بود. لطفا روی صندلی خود بنشینید و کمربندهای خود را ببندید. دمای هوای مشهد هم اکنون 35 درجه سانتیگراد است. “امیدوارم از پرواز خود لذت ببرید.”

همه با شنیدن صدای خلبان با تعجب به هم نگاه می کنند. چند نفر کف می زنند و یکی از خانم ها با صدای بلند می گوید: خلبان پرواز یک زن است، چه افتخار بزرگی. همه برای افتخار خلبان تحسین می کنند.

موجی از شادی هواپیما را فرا می گیرد و چند نفر از مهماندار التماس می کنند که اجازه دهد پس از فرود با خلبان عکس بگیرند و به او سلام کنند. «این پرواز با پروازهای قبلی متفاوت است. – یاد سفر مشهد افتادیم.

این را یک خانم مسن به یکی از مهمانان گفت و از او خواست که پس از فرود به کابین خلبان برود تا خلبان را از نزدیک ببیند. پس از فرود و باز کردن هواپیما، تعدادی از مسافران در کابین خلبان منتظر دیدن خلبان هستند.

دقایقی بعد خلبان ملیکا کریمی به مسافران پیوست. چند نفر با او عکس می گیرند و چند زن میانسال او را در آغوش می گیرند. حس غرور در چشمانشان می تپد. می گویند شنیدیم خلبان زن داریم اما باور نکردیم. ما امروز خیلی خوشحالیم!

او در کودکی آرزوی فضانوردان و سفر به ماه را داشت و مانند بسیاری از کودکان و نوجوانان دوست داشت اولین مسافر کهکشان باشد و برای آژانس فضایی کار کند. مسیر زندگی این خلبان 38 ساله از رویای فضا به واقعیت کابین خلبان با 3500 ساعت پرواز کشیده شد.

او اکنون یکی از موفق ترین زنان و از معدود خلبانان زن ایران است که به عنوان اولین خلبان یکی از خطوط هوایی سال گذشته مشغول به کار است. او گفت: “مردم به ویژه وقتی متوجه می شوند که او یک خلبان زن است، مرا تشویق می کنند.”

  با مانیتورهای مدرن هواوی آشنا شوید (برنده شوید).

«من در نوجوانی به فضانوردان علاقه زیادی دارم و نجوم را دنبال می کنم. من به عضویت رصدخانه زعفران درآمدم و در رشته نجوم تحصیل کردم. رویای من این بود که فضانورد شوم و در ناسا شغلی پیدا کنم. شاید باورتان نشود اما من از کودکی علاقه ای به خلبانی نداشتم تا اینکه در رشته فیزیک دانشگاه خواجه نصیر قبول شدم.

در سال 1365 ترم ششم دانشگاه بودم که با وجود مقاومت شدید خانواده ام آموزش خلبانی را شروع کردم و در سال 1368 فارغ التحصیل شدم و مدارک لازم برای استخدام در شرکت هواپیمایی را داشتم اما چندین سال طول کشید تا اینکه 1373. زمانی که همه موانع و محدودیت ها را پشت سر گذاشتم و منصوب شدم.

تا پارسال کمک خلبان بودم و خیلی تلاش می کردم پیشرفت کنم اما برخی محدودیت ها باعث شد که 6 سال طول بکشد تا به سمت کمک خلبان برسم. من از سال گذشته به عنوان خلبان هواپیمایی مشغول به کار هستم. البته در شرکت ما یک تعمیرکار و یک مهندس سوارکار نیز استخدام شده است. در سال 1365 در یک دوره آموزشی با همسرم آشنا شدم و ازدواج کردم. او ارشد بود و قبل از من به عنوان خلبان استخدام شده بود.»

کریمی می گوید وقتی کمک خلبان هستی اگر در پرواز مشکلی پیش بیاید به سمت چپ یعنی خلبان نگاه می کنی و راحت می توان فکر کرد که اوضاع خوب پیش می رود، اما وقتی همکار باشی. خلبان، شما باید مسئولیت همه چیز را بپذیرید. مدارک خلبانی اش را به من نشان می دهد و می گوید:

«در اولین پرواز، زمانی که کمک خلبان بودم، یادم آمد که استادم می‌گفت وقتی کمک خلبان می‌شوی، تمام مسئولیت‌ها با توست و باید بتوانی در شرایط سخت بهترین تصمیم را بگیری. برای رسیدن به این مقام، سختی ها و مشکلات زیادی را پشت سر گذاشتم و به همین دلیل روحیه ام قوی تر شد. به نظر من زنان ایرانی شایستگی رسیدن به بالاترین سطوح علمی و تخصصی را دارند.

روزی که آخرین پرواز آموزشی ام را انجام دادم گریه کردم [پایه]من سه ردیف داشتم و در سمت چپ نشستم. بعد از پرواز معلمم برگه پذیرش را امضا کرد و وقتی از هواپیما پیاده شدم همسرم و مهندس پرواز با یک دسته گل از من استقبال کردند. آن روز من کاپیتان اول شدم و تور من چهار خط شد.»

  ویژگی های «iPad OS 16» در آپدیت جدید!

ملیکا کریمی در کنار میزبان

پرواز مشهد به نجف یکی از خاطره انگیزترین پروازهای ملیکا است. هنگام فرود هواپیما در فرودگاه نجف، تعداد زیادی از زائران منتظر دیدار او بودند. آنها می خواستند به کارکنان خطوط هوایی عراق نشان دهند که خلبان یک خانم است:

«همه اعضای کاروانی بودند که برای عبادت به عراق آمده بودند. مهماندار بعد از فرود خبر داد که مسافران وقتی متوجه شدند شما خلبان هستید کف زدند و برای سلامتی شما صلوات فرستادند. آنها هنوز منتظرند و می خواهند با شما عکس بگیرند. رابطه آنها جالب بود.

زنان مسن با من مثل دختر خودشان رفتار می کردند. یکی از آنها دستانش را بلند کرد و برای من دعا کرد. چند تا از خانم ها عکس یادگاری گرفتند و از من خواستند در پرواز برگشت خلبانشان باشم. گاهی مسافران من را می بینند و وقتی سوار می شوم از پنجره کابین دستم را تکان می دهند. برخی می پرسند، آیا کنترل کابین خلبان سخت تر است یا مدیریت زندگی؟ البته من فکر می کنم مدیریت زندگی سخت تر است.»

ما در مورد حفره های هوا و خطراتی که خلبان با آن مواجه است صحبت می کنیم. کاپیتان کریمی به چاله‌ها در خیابان‌ها اشاره کرد و گفت: رانندگی در خیابان‌های تهران به دلیل پر از چاله و دست‌انداز سخت‌تر است. دقت کنید که دریچه های هوا کمتر از ناهمواری های خیابان های شهر باشد. خلبانی در عین جذابیت، سختی هایی نیز دارد.

شما برنامه کاری خاصی ندارید و نمی توانید نظم را در زندگی روزمره خود حفظ کنید. اگر ساعت 8 صبح به کیش پرواز کنید، نمی توانید مطمئن باشید که برای شام در تهران هستید و می توانید به مهمانی بروید یا نه. هزار و یک اتفاق پیش بینی نشده ممکن است بیفتد و شما خود را در شیراز بیابید. علاوه بر این، ساعات خواب و غذا دائماً در حال تغییر است و این ناامیدکننده است.

کریمی می گوید: «خیلی از دختران جوان از من درباره خلبانی می پرسند. برای خلبان شدن شرایط خاصی وجود دارد. یکی از آنها داشتن شرایط قد و وزن و کنترل بهداشتی و پزشکی است که باید هر سال تکرار شود: «قد، وزن و اختلالات جسمی کنترل می شود. خلبان ها نباید دندان شکسته داشته باشند، زیرا ممکن است هنگام پرواز دچار دندان درد شوند و تمرکز خود را از دست بدهند.

  ماجرای ناپدید شدن عجیب یک ورزشکار ایرانی در اسپانیا

حتی غذای خلبان و کمک خلبان هم متفاوت است. چون اگر یکی از غذاها مسموم می شد و یکی از خلبان ها دچار مشکل می شد، او هم مسموم نمی شد. هیچ خلبانی نمی تواند غذا بخورد به جز هواپیماهای کترینگ.

کاپیتان کریمی به اتفاقاتی که در طول پرواز با آن ها برخورد می کند و همچنین دقت بالای خلبان در هنگام نشست و برخاست اشاره می کند و می گوید:

«مسیرهای پروازی از قبل مشخص شده است و ما باید همان مسیر را طی کنیم. زمان فرود اگر فرودگاه شلوغ باشد، ممکن است برج دیده بانی به دلیل فاصله کم بین پروازها اجازه فرود به هواپیما را ندهد که باید تکرار شود.

فرود و برخاستن، مانند هر چیز دیگری، بسیار مهم است و اگرچه تمام سیستم های پروازی خودکار هستند، بسیاری از خلبانان به صورت دستی فرود و برخاسته اند. یکی از خطرات احتمالی زمان فرود، پدیده های هواشناسی است که یکی از آنها برش باد یا تغییر جهت و شدت باد ناگهانی است.

یک ماه پیش که از مشهد به اصفهان پرواز می کردیم، هوای تهران و چند شهر طوفانی بود. در لحظه فرود دستگاه هشدار داد و من از فرود منصرف شدم و دوباره صعود کردم. خوشبختانه در عرض چند دقیقه هواپیما را به سلامت فرود آوردم.

البته این چیزها طبیعی است و ما برای تمام این لحظات تمرین کرده ایم. یک بار در پرواز اهواز به تهران، یکی از بیمارانی که باید به تهران پیوند داده می شد، مسافر پرواز ما بود. خوشبختانه او به موقع رسید و پیوند موفقیت آمیز بود. در دنیای خلبانی، کسانی که تمام مراحل پرواز را طبق دستورالعمل انجام می دهند، حرفه ای ترند. «اولویت اول ایمنی، رفاه مسافران و سپس اقتصاد است.

کریمی آسمان شب شهرها را اینگونه توصیف می کند: «آسمان شب شهرها از بالای ابرها نمایان است. شب های تهران خیلی زیباست. نقاط روشنی که سوسو می زنند دیدنی هستند. اما وقتی هوا آلوده و سرد است دماوند تا کمر سیاه می شود و لایه ای از چرک تهران را می پوشاند. – دلم برای این لحظه تنگ شده.

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید