هنری کیسینجر؛ نگرانی 2022 در آستانه صدمین سالگرد

421475 674 خبر مرکزی

برای اولین بار در تاریخ، انسان توانایی خود ویرانگری را برای مدت محدودی دارد. «از آنجایی که ظرفیت مخرب توانایی‌های هوش مصنوعی آمریکا و چین و فناوری هسته‌ای اکنون از سلاح‌های هسته‌ای که ایالات متحده و اتحاد جماهیر شوروی در طول جنگ سرد در اختیار داشتند، فراتر رفته است.

این یادداشت مربوط به این حرف ها نیست، بلکه به خاطر راوی است: «هنری کیسینجر» که هنوز در آستانه صدمین سالگردش روی نقشه کار می کند و این را در اولین روز سال 2022 گفته است. او یکی از معدود افراد سیاسی است. رهبران قرن بیستم که در سال بیست و دوم قرن بیست و یکم زندگی می کردند و نام او و نامی کاملا آشنا برای ایرانیان و به عنوان وینستون چرچیل انگلیسی یکی از نمادهای سیاست و سیاست شخصی می شنویم.

هنری کیسینجر در سال 1923 به دنیا آمد و اکنون که در سال 2022 هستیم، اگر تا ماه می (مه 1401) دوام بیاورد، 99 ساله خواهد شد. او نه تنها زنده است، بلکه از بحث بزرگ سیاسی دور نیست، بنابراین او را برای وزرایی که بعدها تبدیل به چندین دیپلمات آمریکایی شدند، و مبتذل ترین آنها – مایک پمپئو (ترامپ) تنها به عنوان “وزیر خارجه سابق آمریکا” توصیف می کند. ). ) – تایید می کند. حالا بهترین توصیف از هنری کیسینجر نام اوست و اگر کمی جلوتر برویم و منفی نگاه کنیم: ماراینکی!

شاید سوال برای مخاطبان جوانتر این باشد که در ایالات متحده، جایی که باراک اوباما، با پدر کنیایی‌اش و دونالد ترامپ شومان، و قبل از جیمی کارتر با مزرعه بادام‌زمینی‌اش، یا رونالد ریگان با حرفه بازیگری در هالیوود، راهی کاخ سفید، چرا کیسینجر موفق شد؟

پاسخ این است که او متولد آلمان بود و مشکل حقوقی داشت، اما اگر در آمریکا به دنیا می آمد، حتی اگر پدر آلمانی داشت، برنده ریاست جمهوری می شد. به خصوص که پدرش یک مهاجر یهودی آلمانی بود. او اولین خارجی بود که بالاترین مقام را در کابینه داشت و در سال 1973 (22 سپتامبر 1973) وزیر امور خارجه شد.

فارغ التحصیل دانشگاه هاروارد در واقع یک فیلسوف سیاسی است، اما یک عمل گرا، و معروف ترین عبارت او مدل کنش سیاسی است: «وظیفه یک سیاستمدار این است که بین آنچه مطلوب و ممکن است تعادل پیدا کند». تلاش برای برقراری عدالت از گروهی به گروه دیگر بی عدالتی و بی عدالتی مطلق محسوب می شود.

  سریال نوروزی 1401

پس از وینستون چرچیل و این گفته (که در سیاست نه دوست همیشگی است و نه دشمن همیشگی و ما فقط منافع همیشگی داریم)، ​​همین نقل قول کیسینجر نیز آویزه ای در گوش سیاستمداران حرفه ای است; بدون اینکه متهم به نقض اخلاق و عدالت شود. زیرا کیسینجر سعی کرده است تفسیر خود را در چارچوب عدالت ارائه دهد و دوست ندارد متهم به افکار ماکیاولیستی شود.

نام کیسینجر برای ایرانیان نیز شناخته شده است، زیرا او از نظر روانی روی محمدرضا شاه کار می کرد و می دانست که چقدر آرزوی احترام، چاپلوسی، رنج، تحقیر و «ترس» دارد. شاه در این سال پایه های تاج و تخت را محکم کرد و خواست بر ذلت و ترس غلبه کند.

او از کودکی و جوانی با این دو احساس بزرگ شده بود. تحقیر چون پدرش با رضایت روسیه توسط انگلیسی ها سرنگون و تبعید شد و پادشاه ایران شد که نتوانست پدرش را پس بدهد و چند سال بعد جسد را به رضاشاه برگرداند (اگر برگشتند) و تحقیر مردان. در 12 سال اول سلطنت خود، پادشاه جوان زیاد بازی نمی کرد و ترس نهادینه شده از روس ها باعث شد که کمونیست ها را مهمترین دشمن خود بداند و دیگر ریسک نکند.

کیسینجر این نکات را در شخصیت محمدرضا شاه به این دلیل می‌یابد که او مشاور نیکسون است و ویژگی‌های او را شنیده است. از این رو تا زمانی که وزیر امور خارجه شد، با توجه به شخصیت و ستایش شاه، روابط ایران و آمریکا را تعمیق بخشید و از آن زمان بود که شاه اعتماد به نفس زیادی پیدا کرد و مخالفان را نادیده گرفت.

درآمدهای نفتی افزایش یافت و شاه منتظر مخالفت و عذرخواهی نبود و در اسفند 1332 دو حزب رسمی را منحل کرد و تنها یک حزب را قادر به عضویت و فعالیت اعلام کرد: حزب رستاخیز ملت ایران. به قول شاه هرکس عضو حزب رستاخیز نشد حتما عضو حزب تود بوده و گفته است که هرکس نمی خواهد عضو حزب رستاخیز شود پاسپورت می گیرد و از ایران می رود.

  واکنش تند وحید جلیل وند به اظهارات جنجالی وزیر آموزش و پرورش + فیلم

شاه اما سوء تفاهم داشت. زیرا او متوجه نشد که کیسینجر آمریکا را به او وابسته نکرده است، بلکه به دنبال تعادل در منطقه بوده است. از این رو، پس از سقوط شاه و در جریان جنگ ایران و عراق، سیاست آمریکا هر از گاهی نه برنده شدن، بلکه تضعیف هر دو طرف بود.

تأثیر کیسینجر بر سیاست خارجی آمریکا به حدی بود که فرقی نمی‌کرد دولت دموکراتیک باشد یا جمهوری‌خواه. او همچنین تأثیر زیادی بر مشاور امنیت ملی کارتر، جنی، داشت که مانند او یک دیپلمات مهاجر و فارغ التحصیل هاروارد بود که با خود اوباما مشکل داشت. در غیر این صورت باید با منطق تعادل پشتیبانی شود.

ایده حمایت از اسلام گرایان افراطی در پاکستان و افغانستان نیز در دهه 1980 به ذهن کیسینجر رسید. مهمترین نظریه او همانطور که بارها ذکر شده تعادل بوده و هست به طوری که هیچکس در منطقه پیروز نشود. در این صورت، اگر اسلام سیاسی شیعه در ایران به قدرت برسد، اسلام طالبان سنی همسایه، مهار ایران خواهد بود.

کار کیسینجر در تمام این سالها این بوده است که قوی را ضعیف و ضعیف را قوی کند تا هیچکس برنده یا شکست نخورد.

با این حال، کیسینجر از بیوگرافی سیاسی 2800 صفحه ای خود، تنها 20 صفحه را به انقلاب ایران و رابطه خود با شاه اختصاص داد. زیرا نه می خواست تاکتیک های خود را فاش کند و نه حمایت و ارتباط با شاه را در میان اتهامات حقوق بشری منصفانه می دانست.

از میان مقامات ایرانی پس از انقلاب، تنها محمدجواد ظریف با هنری کیسینجر دیدار کرد و به مجله آگاهی گفت: «در دیدار با برخی از شاگردان کیسینجر گفت باید بین دولت بودن و آرمان بودن یکی را انتخاب کنید. و من جواب دادم:

هر بار که بین این دو انتخاب کردید، از ما انتظار داشته باشید که یکی را انتخاب کنیم. بعد شاگردش که البته 10 سال از من بزرگتر است به من ایمیل زد و نوشت: این اولین بار بود که با استادم مخالفت می کردم.

  کل روز خود را با 15 دقیقه تمرین روزانه بسازید

این دیدار در زمان وزارت من بود، اما از زمان سفارت سازمان ملل این اختلاف را داشتیم و به من نوشت: «دشمنان عزیز». – ایده های او قابل توجه است.

مهم ترین ایده های کیسینجر، عمل گرایی و البته توازن است و ظریف به عنوان یک سیاستمدار عمل گرا که منافع ملی را دنبال می کند به دنبال تعادل در برجام است. بنابراین به محض اینکه روس ها دیدند در حال مذاکره هستند، به جان کری نزدیک شد تا مسکو فکر نکند که در بسته است و ایران باید به دست مسکو بیفتد.

پادشاه با کیسینجر دوستی نزدیک داشت، اما بیش از حد به او تکیه کرد. اما برای یک سیاستمدار برجسته، تنها «تعادل» اهمیت دارد، اگر متقاعد شدن کارتر برای پذیرش شاه پس از برکناری به عنوان پوست خربزه زیر پایش با همدستی راکفلر و در نظر گرفتن دوستی های قبلی را در نظر نگیریم.

(لطیف، اما از بین تمام آموزه های کیسینجر، درس «تعادل» را به درستی آموخت و برجام نیز حاصل همین درک است…)

کیسینجر در دنیای سیاست به برند و اصطلاحی به معنای واقع گرایی و ارزیابی خونسرد از سیاست خارجی در چارچوب منافع ملی و شاید چند درجه پایین تر از آموزه ماکیاولی تبدیل شده است که از نظر اخلاقی چندان خوش طعم نیست. یکی از سخنان معروف او که دوباره در مضمون «تعادل» قابل درک است، این است: «اصرار زیاد بر اخلاق، موجب بی اخلاقی و تلاش برای اعمال عدالت بر بی عدالتی می شود».

گرچه نباید فراموش کرد که پایان نامه دکتری و تخصص علمی او برای کانت است، اما چارچوب فکری کیسینجر را می توان در یک کلمه در همان «تعادل» با توضیحی اضافه بیان کرد: «درک تاریخ برای درک رقیب و متحد مهم است. در سیاست خارجی، گاهی انتخاب بین خیر و شر نیست، بلکه بین بد است، اما نباید آنقدر واقع بینانه بود که هیچ توجیه اخلاقی باقی نماند».

دیدگاهتان را بنویسید