نبود ژانر وحشت در سینمای ایران

وجیهه امیرخانی|

«زالاوا» جدیدترین اثر ارسلان امیری که به تازگی به چرخه اکران پیوسته و مورد توجه منتقدان و مخاطبان قرار گرفته، بر اساس اتفاقی فراطبیعی در روستایی به نام زالاوا در اقلیم کردستان، داستانی ترسناک از «جن» ساخته شده است. و ترس روستاییان از او به تصویر کشیده شده است

اگرچه این تجربه جدید در میان انبوه فیلم های تلخ اجتماعی سینمای ایران قابل توجه است، اما به دلیل تعداد کم، در نهایت حول محور شب و شب بیست و نهم حمید رهشانی می چرخد ​​و با فیلمی بسیار کوتاه به تک ستاره تبدیل می شود. زندگی به سرعت فراموش شد

با این پیش‌زمینه و عدم استقبال از فیلم‌های ترسناک در ایران، گفت‌وگویی صریح با محمدرضا مقدسیان، منتقد و کارشناس سینما، مجری برنامه ساعت سینما از شبکه چهار داشتیم.

این منتقد سینمایی به ساختار نداشتن سینمای ایران از منظر تاریخی اشاره می کند و می گوید: سینمای ایران در هیچ دوره تاریخی به ژانر تبدیل نشده است. چه قبل از انقلاب اسلامی و چه بعد از آن.

اگرچه از منظر تاریخ سینما، بزرگانی چون ساموئل خاچیکیان برای ساخت فیلم های ترسناک تلاش کرده اند و بعدها کارگردانان جوان دیگری هم قدم برداشته اند، اما هرگز جز چند اثر مانند شب بیست و نهم حمید رهشانی در دهه 60. که در تاریخ سینمای ایران نیز ماندگار است و بارها مورد اشاره عامه مردم قرار گرفت اما در اکران موفقیتی کسب نکردند.

فیلم بدون ساختار ژانری ندارد

بی رغبتی مردم به این نوع سینما دلیل رونق نیافتن این نوع سینما در ایران است و آیا همه اینها می تواند ناشی از کمبود تماشاگر باشد؟ مکدیسیان با ارائه دلایل مهمی برای این امر می گوید: مهمترین دلیل آن نبود ساختار است. در سینمای ایران در هیچ دوره تاریخی ساختار منظمی وجود نداشت که به یک ژانر منتهی شود.

از لحاظ تاریخی، در دهه های 1940 و 1950، تلاش هایی برای ایجاد یک سیستم استودیویی انجام شد. سیستم استودیویی از یک جریان برنامه ریزی شده تولید و انتشار پیروی می کند. این ساختار معمولاً با مطالعه و تحقیق در حوزه سینما و رسیدن به مولفه های خاص و تکرار آنها در فیلم ها ایجاد می شود. مطالعه و تحقیق در این زمینه از طریق استودیوهای فیلمسازی یکپارچه انجام می شود.

این کارشناس سینما ادامه می دهد: قبل از انقلاب، بخش خصوصی برای شکل دادن به ساختار استودیو تلاش هایی کرد که بعد از انقلاب و با شروع تغییرات در سیستم استودیویی تغییر کرد و به جای استودیو، مردم به عنوان تهیه کننده شروع به ساخت فیلم کردند. .

در غیاب ساختار، بازار فیلم هایی که تمایل به فروش و فروش در گیشه داشتند، رونق گرفت که قبل از انقلاب به عنوان فیلم فارسی شناخته می شد و امروز به فیلم فارسی نماها معروف است. جریانی دیگر؛ فیلمسازان مستقلی بودند که معمولاً دغدغه‌های اجتماعی داشتند و ژانر سینمایی خود را دنبال می‌کردند و به این ترتیب نوعی سینمای اجتماعی که نگاه انتقادی داشت در ایران جای بیشتری پیدا کرد.

  سه دلیل اصلی کمردرد

مجداسیان در توضیح وضعیت کنونی مخاطبان سینما در همه ژانرها می گوید: مخاطبان امروزی سینمای جهان را در همه ژانرها دنبال می کنند. سینما از کمدی، گانگستری، ترسناک و اگر با اثری باکیفیت ارائه شود استقبال می‌کند، اما جرقه‌های اندک و کوچکی که گاهی ظاهر می‌شود و فراموش می‌شود، ژانر نمی‌سازد. باید یک سری فیلم به طور مستمر تولید شود تا مخاطب متوجه چنین ژانری در سینمای ایران شود.

این مجری و منتقد سینما با اشاره به فیلم های ترسناک اخیر ایرانی می افزاید: در واقع اگر کارگردان تلاش کند یک فیلم ترسناک ایرانی بر اساس قواعد ژانر بسازد قربانی کم استقبال شدن فیلم های ترسناک در ایران خواهد شد.

“پوست” و “زاوا” تک ستاره های اخیر سینمای وحشت

مقدسیان با اشاره به فیلم های ترسناک اخیر در ایران ادامه می دهد: در سال های اخیر دو فیلم ترسناک قابل توجه ساخته و اکران شده است. یکی «پوست» برادران ارگ که فیلمی شجاع و جسور در این ژانر بود و دیگری «زالاوا» ساخته ارسلان امیری که به تازگی اکران شده و اثری برجسته در این زمینه است.

این فیلم ها در واقع تک ستاره هایی هستند که جزو ژانر وحشت محسوب نمی شوند. نکته اینجاست که در سینمای ژانر وحشت، هر فیلمی که نتواند زیر حد استاندارد سینمای وحشت بیفتد، باید اثری ارزشمند تلقی شود.

وی درباره شرایط پخش این نوع خاص از سینما می گوید: در چنین فضایی تا زمانی که مخاطبی که با این نوع سینما آشنا نیست، متوجه اکران فیلمی مانند «زالاوا» می شود و تصمیم می گیرد آن را ببیند. امکان 3-4 هفته اکران فیلم از بین رفت و سوخت.

به گفته این منتقد سینمایی، به دلیل کم سابقه بودن سینمای ژانر، امکان اکران و اکران فیلم های این ژانر وجود ندارد. با این حال، هر فیلمی ادبیات تبلیغاتی و پخش خود را دارد. ما نمی توانیم همان مسیر تبلیغاتی را برای یک فیلم کمدی یا یک فیلم اجتماعی برای یک فیلم ترسناک طراحی کنیم.

این کارشناس رسانه درباره عصبانیت مخاطبان از این نوع سینما در ایران توضیح می دهد: مخاطب سینمای وحشت به دلیل ناآگاهی باور نمی کند که بتواند یک فیلم ترسناک خوب در ایران ببیند. از طرفی بی کفایتی در تبلیغات و ارائه آن باعث می شود فیلمسازانی که سعی در شکستن این فضا داشته اند قربانی این جریان شوند. آسیب مضاعف زیرا؛ سرمایه گذار دیگر این ریسک را نمی پذیرد و جریان سرمایه گذاری در این ژانر قطع می شود.

ساختارهای سینمایی چگونه باید شکل بگیرد تا منجر به ظهور یک ژانر در سینمای ایران شود؟ مجداسیان در پاسخ به این سوال به تداوم تولید اشاره می کند و می گوید: فیلمسازان باید یک بار برای همیشه تصمیم بگیرند سینمای ژانر را زنده نگه دارند. برای حفظ نوعی سینما باید تداوم تولید وجود داشته باشد و این تداوم باید منجر به تولید بیش از 6-7 اثر سینمایی در آن ژانر شود.

«شب بیست و نهم» همچنان ترسناک و قابل ارجاع است

«شب بیست و نهم» همچنان یک فیلم ترسناک مهم در سینمای ایران است و همچنان در ذهن مخاطبان خاطره انگیز و توصیه می شود، چرا با وجود موفقیت این فیلم، کارگردانان دیگر وسوسه تکرار این تجربه را نگرفته اند؟

  3 مانع ذهنی برای تغییر

این منتقد و مجری سینما و تلویزیون در پاسخ به این سوال به گردش مالی در سینمای صنعتی اشاره می کند و ادامه می دهد: ملاک اصلی گردش مالی است. به هر حال در کشورهایی که سینما دارند، بازگشت سرمایه معیار و معیار مهمی است.

در تاریخ سینمای ایران فیلم ترسناکی را نمی یابیم که جزو پرفروش ترین های گیشه باشد. پرفروش های ما یا اکشن هستند یا کمدی. ژانر وحشت نوپا در سینمای ایران هرگز فرصت رشد پیدا نکرد و این اتفاق فقط به خاطر سیاست نبود. در واقع جریان اصلی، سودآوری و گیشه به طور خودکار این نوع سینما را حذف کرد.

فیلم چرمی

ژانر وحشت باید بر اساس باورهای جامعه ما ایرانیزه شود

مقدسیان با اشاره به مضامین خاص در این نوع سینما می گوید: یکی از دلایل مهم دیگری که باعث محبوبیت این ژانر شده، قوانین موجود در فرهنگ و مسائل اخلاقی و عرفی حاکم بر فرهنگ جامعه ایرانی است. یکی دیگر از مولفه های ضروری ژانر وحشت، حضور زنی جذاب و پاکدامن است که داستان فیلم ترسناک را باز می کند و به عنوان یک ناجی ظاهر می شود.

ژانر وحشت باید بر اساس باورهای جامعه ما ایرانیزه شود و طبیعی است که آزمون و خطا در این مسیر وجود داشته باشد. این آزمون و خطا معمولاً با مقاومت روبرو می شود. در واقع علاوه بر اینکه از چنین فیلمی حمایت نمی شود، موضوعات حساس در موضوعات مطرح شده در سینمای وحشت، راه را برای فیلمسازان و سرمایه گذاران سخت می کند.

این منتقد سینما با بیان اینکه در ژانر وحشت در هسته داستان ها، مفاهیم و حکایات اخلاقی و تاریخی ما مضامین جالبی وجود دارد که باید مورد بررسی قرار گیرد، می گوید: مضامین باید بومی سازی شوند و بومی سازی نیازمند زمان، مطالعه و تحقیق و به طور کلی نیازمند حمایت است. مثلاً مفهومی مثل «جن» یا «زوج تازه متولد شده» که در فیلم «شب بیست و نهم» حمید رهشانی به کار رفته در فرهنگ ما وجود دارد، اما تلاش قانونی برای استخراج آن نیست.

ژانر از ساختار ناشی می شود

به گفته این منتقد، دلیل روشن این موضوع این است که سینمای ایران تا به حال به درستی مدیریت نشده است. یک سینماتوگرافی می تواند انواع مختلفی را که ساختار یافته اند تجربه کند. ژانر از ساختار ناشی می شود. اگر ساختاری وجود نداشته باشد، باید به هر اتفاقی که افتاده، تن بدهیم.

نهادهای دولتی اولویتی برای ژانر وحشت در سینما ندارند و طبیعتاً پولی به این سمت نمی رود. بخش خصوصی نیز با هزاران سرمایه گذاری به سمت سرمایه گذاری هایی می رود که معمولاً در گیشه شکست می خورند.

مقدسیان ادامه می دهد: تنها راه نجات سینمای ایران از شرایطی که در آن قرار دارد مطالعه و تحقیق برای یافتن ژانرهای مختلف متناسب با ذائقه مردم است.

  آمار فوت شدگان از تاج امروز 1401/01/20

این رویداد تنوع مخاطب را نیز مشخص خواهد کرد. به هر حال گروه زیادی از مخاطبان سینما در ایران دوست دارند فقط فیلم های ترسناک را دنبال کنند و ببینند. با حذف این نوع سینما، بخش بزرگی از مخاطب را نادیده می گیریم و حذف می کنیم.

این کارشناس سینما و تلویزیون با بیان اینکه سینما صنعت است و صنعت بدون ساختار شکل نمی گیرد، اظهار می کند: در سوء مدیریت سینما، فیلم هایی مانند «زالاوا» و «پوست» که منطبق بر فرهنگ داستان های ترسناک ایرانی هستند، تبدیل می شوند. فیلمسازان پشیمان می شوند و محصول ارزشمندشان به دلیل تحویل اشتباه آنطور که باید قدردانی نمی شود.

سینمای وحشت می فروشد اگر…

با توجه به منابعی که در قالب روایات و داستان های ایرانی وجود دارد که می توان از آنها فیلم ترسناک ایرانی ساخت، اگر ساختار این نوع سینما شکل بگیرد، آیا این ژانر موفق خواهد بود؟ این منتقد سینما در پاسخ می گوید: قطعاً خوش شانس خواهد بود. مرجع من فیلم «شب بیست و نهم» است که هنوز هم مردم و عموم مردم در مقاطع مختلف به آن مراجعه می کنند.

مخاطب با توجه به عادت به تماشای فیلم های ترسناک ایرانی، یک فیلم ترسناک خوب را دوست دارد. به عنوان مثال «روز سفر» در ژانر تریلر پلیسی در مقایسه با سینمای ایران فیلمی استاندارد و قابل قبول است اما تا زمانی که چنین فیلم هایی ساخته نشود مخاطب دائمی نخواهد داشت.

چرا بعد از این همه سال هنوز از «شب بیست و نهم» یاد می شود، اما هیچکس از «سلوا» و «پوست» یاد نمی کند. زیرا «شب بیست و نهم» در زمانی ساخته و اکران شد که دسترسی مردم به منابع سینمای وحشت محدود بود و مردم آن را دوست داشتند. مخاطب علاقه مند به این نوع سینما در ایران باید به این نوع سینما عادت کند. سینما هم یک صنعت است و محصول آن باید در تداوم تولید برای مخاطب معنا پیدا کند.

وی با اشاره به منابع فرهنگ غنی موجود در آثار معاصر و همچنین در منابع منظوم و منثور قدیمی مانند شاهنامه یا داستان های هزار و یک شب، توضیح می دهد: هیچ تفاوتی بین ذائقه مخاطبان ایرانی و جهانی وجود ندارد. در صورتی که مفاهیم ترسناک و بسیاری مفاهیم ریز و درشت دیگر وارد روند مستمر تولید فیلم های ژانری از دل فرهنگ عامه می شود.

این منتقد سینما با تاکید بر ساختار نداشتن می افزاید: هر ساختاری که باشد کارگردان برای ساخت فیلم ترسناک آموزش دیده است، فیلمنامه نویس نحوه نوشتن فیلمنامه ترسناک را یاد می گیرد. بازیگر آموزش دیده است که چگونه نقش خود را انجام دهد.

ساختار ذائقه مخاطب را تغییر می دهد و ساختار هدف را ایجاد می کند. مخاطب به خودی خود تغییر نمی کند، کارگردان به صورت ناگهانی و خودجوش ظاهر نمی شود، همه برای ایجاد ساختار نیاز به ساختار و برنامه ریزی دارند.

منبع: همشهری آنلاین

دیدگاهتان را بنویسید