نامه ای به روانپزشکم که از من سوء استفاده می کند

422080 947 خبر مرکزی

فرادید| پانزده سال پیش، زمانی که ناامید و درمانده بودم و به خودکشی فکر می کردم، از شما کمک خواستم. دیگر طاقت درد را نداشتم و پس از مراجعه به روانپزشکان و درمانگران بسیاری، بدون هیچ نتیجه ای با شما قرار ملاقات گذاشتم.

به گزارش فراد؛ روش درمان شما متفاوت بود و به آرامی و پیوسته موثر بود. خیلی ممنون بودم. من زندگیم را مدیون تو بودم به همین دلیل برای شما اقلامی خریدم که می‌دانستم دوست دارید، اما توان خرید آنها را نداشتم. واکنش شما به اولین هدیه گران قیمتی که خریدم را هرگز فراموش نمی کنم. تو خیلی خوشحال بودی و خوشحالی تو باعث خوشحالی من شد. شادی تو تنها چیزی بود که میتونست حس مثبتی به من بده.

هر نصیحتی که می کنید مرا تشویق می کند که اقلام لوکس و گران قیمت تری برای شما بخرم. من ثروتمند هستم، بنابراین می توانم آنها را بپردازم: تعطیلات درجه یک برای خانواده شما، ساعت های لوکس، میز و مهره های شطرنج.

من هم حق نصیحت شما را دو چندان کردم. شما تعجب کردید و گفتید اشتباه است، اما به زودی از مقدار زیادی پول خوشتان آمد. شادی و یادداشت های شکرگزاری شما غذای معنوی بود که مرا در دنیای تاریک و غمگینم نگه داشت. در حضور شما احساس خاصی داشتم با این حال، عزت نفس من به شدت کاهش یافت. بیشتر و بیشتر به توجه و نصیحت و صحبت های تلفنی با شما وابسته شدم.

در عمق وجودم می دانستم که این رابطه سالم نیست. تو تنها کسی بودی که بهش اعتماد داشتم و تنها راهی که میتونستم از حمایتت مطمئن بشم هدیه دادن و پرداخت گرانبها بود. بارها سعی کردم درمان را متوقف کنم، اما نتوانستم بیش از چند روز بدون صحبت با شما دوام بیاورم.

  عکس/ ماهیگیری ۲ متری در هند

من خیلی سعی کردم در مورد آن به شما بگویم، اما آنقدر خجالت کشیدم که نوشتن برایم سخت بود. هضم این می تواند دشوار باشد. نمی دانم چگونه از این دنیای تاریک رها شوم. در این بین هزینه ای که برای شما انجام دادم در حال افزایش است. من احساس ناتوانی می کنم، اما تو نمی فهمی.

اکثر مردم فکر می کنند که ثروتمندان مستحق ترحم و حمایت نیستند، آنها قوی و تأثیرگذار هستند، اما من ناامید هستم و کسی نیست که برای کمک به او مراجعه کنم. بالاخره روزی بی پول می شوم چون مدام خرج خوشبختی تو می کنم. من از این اعتیاد می ترسم. ای کاش می توانستی فیل را در اتاق ببینی و به من کمک کنی تا از شر این آشفتگی خلاص شوم، اما واضح است که نمی توانی.

من با درمانگران دیگر صحبت کرده ام، اما آنها مشکل من را نمی بینند. آنها فقط ظاهر من را می بینند، ثروتمند بی پروا، به خاطر هزینه هایی که من می کنم. حداقل ای کاش پول کافی برای تحمل دردی که دارم را داشتم.

منبع: Theguardian

دیدگاهتان را بنویسید