مصرف کم “لامینور”؛ فیلم ایرادی دارد!

441399 672 خبر مرکزی

احمد طالبی نژاد گفت: داریوش کارگردان «لمینور» به گردن نسل ما و سینمای ایران حق دارد. شما اشتباه می کنید.

لامینور جدیدترین ساخته داریوش مهرجویی این روزها وارد سینما می شود. این فیلم قرار بود با توجه به حواشی اکران در نوروز، فروش خوبی داشته باشد، اما این اتفاق نیفتاد، به خصوص که اهالی سینما اکنون «کمدی» را بیش از هر چیز دیگری دوست دارند.

اما برخی از تماشاگران فیلم جدید مهرجویی در مقایسه با آثار قبلی این کارگردان بزرگ این سوال را مطرح می کنند که آیا حق دارند از هنرمند مورد علاقه خود نیز مانند فیلم های قدیمی او انتظار داشته باشند؟

احمد طالبی نژاد، منتقد و پژوهشگر سینما گفت: واقعیت این است که انتظارات کارگردانان بزرگ و مطرح همیشه بالاست و همیشه انتظارات مردم از فیلمشان بالاتر از توانشان است. در نظر داشته باشیم که داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی، حتی بهرام بیضایی و ناصر تقوایی در زمانی که سینمای ما از سطحی نگری و پوپولیسم به سینمای روشنفکری مینیمالیستی رفته، فصل جدیدی را در سینمای ایران آغاز کرده اند.

کارنامه چنین کارگردانانی پر از آثار ارزشمند است، اما اینکه مهرجویی هشتاد ساله را با کارگردان سی ساله گاو مقایسه کنیم و بخواهیم در همین جایگاه باشند، اشتباه است. در تمام دنیا اینطور بوده است.

من همیشه اورسن ولز را مثال می‌زنم که اولین فیلمش بهترین فیلمش بود و دیگر هرگز نتوانست فیلمی با این کیفیت بسازد و هیچ‌کس مخالفتی نداشت. او حتی به بازی در فیلم های سطحی ادامه داد، اما همیشه با فیلم ارزشمندش شهروند کین به یادگار ماند.

  رکورد "رویدادهای عجیب" در تاریخ نتفلیکس

مهرجویی هم چنین کارگردانی است که حق بزرگی دارد که نسل ما و سینمای ایران را برگرداند و اگر جریان فرهنگی روشنفکری داشته باشیم بدون شک یکی از کسانی که در این عرصه نقش آفرینی کرده است داریوش مهرجویی به عنوان کارگردانی خوش ذوق است. .

نگران تخریب مجسمه داریوش مهرجویی در ذهنم هستم

وی ادامه می دهد: اما نکته بعدی این است که باید دید مسیر فیلمسازی عربستانی مثل داریوش مرجویی به کجا رسیده است. بهترین سند من برای اشاره به این روند نزولی فیلم «درخت گلابی» است که به نظر من بعد از «هامون» و «گائو» بهترین و کامل ترین حدیث برای روح داریوش مهرجویی است.

در این فیلم شخصیت نویسنده عقیم است و نمی تواند هیچ خلاقیتی را بیان کند، یعنی حتی با ابزار مدرنی که دارد راه به جایی نمی برد، به دلیل بی عشقی که در کل داستان می بینیم، از عشق چه بگوییم. از زندگی او او می آید و بعد از مرگ دختر دیگر انگیزه ای برای خلق کردن ندارد.

الان هم به نظر می رسد داریوش مهرجویی و حتی مسعود کیمیه در چنین شرایطی قرار دارند و اگر می بینیم سال به سال فیلم های بدتری می سازند بخشی از این موضوع به این دلیل است که شاید انگیزه های احساسی آنها جای خود را به فیلم داده است. تولید و کسب درآمد. در نتیجه انتظارات را برآورده نمی کنند. البته آنها مقصر نیستند، مقصر شرایط اجتماعی و فرهنگی جامعه هستند.

علاوه بر این، سانسور همیشه عاملی مخرب بوده است، به خصوص در ضبط های مهرجویی که همیشه تیغی بر سرش از فیلم گاو بود. این فیلم که قرار بود در جشنواره ونیز به نمایش درآید، در یک چمدان و توسط کشور ثالث – احتمالاً در یک چمدان دیپلماتیک – برای حضور در جشنواره از ایران خارج شد. بعداً وقتی او را آنجا دیدند باید معاینه اش می کردند.

  کلاهبرداری با میلیاردر فوتبالیست معروف!

طالبی نژاد می گوید برخی فکر می کنند یکی از نقاط ضعف آخرین ساخته داریوش مرجویی در فیلمنامه است و هم نویسندگی با تفکر سینمایی او همخوانی ندارد. زمانی که فیلمنامه در دست او بود، فیلم های مرجویی از جایگاه بالایی سقوط کرد.

تنها اثری که بعد از فیلم های بلاتکلیف و ضعیف «اختلاط ها» و «بمان» ارزش پیدا کرد، «مهمان مامان» است که آن هم محصول مثلث مهرجویی، مرادی، کرمانی و خانم محمدی فر است. سپس تقریباً شاهد کاهش هستیم و به نظر من نتیجه این همکاری مثبت نیست. به همین دلیل به این فیلمبردار بزرگ و فرهیخته توصیه می کنم روی خود فیلمنامه تمرکز کند، زیرا می توان گفت هیچ یک از کارهای مشترک او چندان قانع کننده نیست.

البته من از سنتوری و نارنجی پوش بدم نمیومد اما به اندازه هامون و پری و سارا و درخت گلابی و … نیستند. فیلم هایی که اندیشه های فلسفی و اجتماعی مهرجویی را نشان می داد. البته شنیده ها حاکی از آن است که برخی از فیلم های موفق مهرجویی با همکاری غلامحسین ساعدی نوشته شده است، اما این نظریه صحت ندارد.

وی در پایان با اشاره به فروش کم فیلم جدید مهرجویی گفت: به نظرم راه دیگر کارگردانی مثل داریوش مهرجویی این است که سراغ ادبیات کلاسیک ایران و جهان برود و از آنها برای فیلمنامه استفاده کند.

متاسفم که از «لمینور» در سینماها استقبال نشد و مشخص است که فیلم ایراد دارد، چون اگر فیلم خوبی باشد، هرکس آن را ببیند، تماشای آن را به دیگران توصیه می کند، اما ظاهراً این اتفاق نیفتاد. با “لامینور”. در عین حال جامعه ما عادت کرده است که قهرمانان بزرگی از کارگردانان ذهنی بسازد و از آنها برای خود مجسمه کند. نگرانم مجسمه مهرجویی در ذهنم خراب شود.

  چگونه «قمار سوئدی» در نهایت قرنطینه نشد؟

دیدگاهتان را بنویسید