مشاهیر عشق ادبی; از جایزه ترانه علیدوستی تا جنجال کتاب ناصرنصیر

یاسر نوروزی| در اواسط دهه 1990 بود که شخصیت های سینمایی به ویژه بازیگران به تدریج وارد ادبیات شدند. چاپ رمان و داستان کوتاه و حتی شعر. علاوه بر این برخی از بازیگران و کارگردانان برای آشنایی با این زبان آثاری را ترجمه کردند.

همه آثار چهره های سینمایی در نگارش و ترجمه را نمی توان در یک سطح قرار داد و روی یک چوب گذاشت، اما مهم این بود که گاهی استعداد و مهارتی در این زمینه دیده نمی شد! در واقع گاهی افراد مشهور فقط برای کسب اعتبار ادبی به این منطقه می آمدند و خواندن کتاب هم همین موضوع را نشان می داد.

از جمله این آثار فاش شده می توان به کتاب های بهنوش بختیاری (کلاغ های قیطریه)، صابر ابر (هر رازی که فاش کردید ماهی قرمز می میرد)، لیلا اوتادی (در بهشتی غیر از کلاغ) و … اشاره کرد.

البته همه فعالیت ها در این زمینه بی کیفیت نبودند. گاهی سینماگران بزرگ می نوشتند یا ترجمه می کردند. از جمله این آثار می توان به ترجمه کتاب «دنیای هولوگرافیک» نوشته داریوش مهرجویی یا نویسنده رمان «جسم های شیشه ای» نوشته مسعود کیمیه اشاره کرد.

همچنین آثاری که رمان یا مجموعه داستان کوتاه قابل قبولی در ادبیات داستانی ایران بودند. از جمله کتاب های مرجان شیرمحمدی، اندیشه فولاوند، فلامک جنیدی و اخیراً گلاره عباسی و بهزاد فراهانی. با این حال، ما قصد نداریم در این گزارش به همه اینها نگاه کنیم. به مناسبت انتشار ترجمه علی مصفا به سراغ ترجمه برخی از چهره های سینمایی و احتمالا حوزه های آنها رفتیم.

بیا دیگه

علی مصفا نهمین نفری است که «یادداشت های زیرزمینی» را ترجمه کرده است! البته چنین ترجمه هایی در ایران تازگی ندارد. زمانی که ترجمه شازده کوچولو به نام بیش از 2 مترجم در ایران ثبت شد، جای تعجب نیست که 4 نفر نیز آثار داستایوفسکی را ترجمه کرده اند.

به اسامی مترجمان نگاه کنید؟ رحمت الهی، پرویز شهدی، حمیدرضا آتش براب، نسرین مجیدی، تینا حجوی، شهروز رشید، سودابه پارسولاری و عسگر اندرودی. البته این یک آمار بود و اگر دقت کنیم ممکن است چندین ترجمه دیگر از روی پل و از روی انتشار در بازار کتاب بیرون بیاید!

در واقع سوال جدی این است که چرا برخی از فیلمسازانی که سابقه بازیگری استثنایی دارند، قبل از نوشتن یا ترجمه در این زمینه مشاوره نمی گیرند؟ در واقع اگر قبل از ترجمه به یک کارشناس نشر در حوزه ادبیات جهان مراجعه کنند، ممکن است تصمیم خود را برای ترجمه کتاب مورد علاقه خود رها کرده و به سراغ اثر دیگری بروند. دلیلش هم ساده است.

با وجود این همه ترجمه زیرزمینی یادداشت‌ها، واقعاً برای چه چیزی به ترجمه دیگری نیاز داریم؟ ترجمه مجدد زمانی کار می کند که یک مترجم حرفه ای از رویکرد خاصی برای ترجمه استفاده کند. از جمله ترجمه های ارائه شده توسط رضا رضایی از آثار کلاسیک می توان به ترجمه مجدد سروش حبیبی از برخی از آثار ادبیات روسیه، ترجمه زنده یاد مهدی سحابی از مادام بواری، ترجمه علی عسگر حداد از آثار کافکا و … اشاره کرد.

  شهادت امام علی (ع) تسلیت باد

اینها نمونه هایی است که دلیل ترجمه مجدد را در گفتگو با مترجمان آن درک می کنیم. مثلاً ترجمه عروضی کتاب به چند دهه قبل برمی گردد و مترجم تصمیم گرفت دوباره آن را ترجمه کند. یا ممکن است مشکلات ترجمه و نیاز به ترجمه مجدد وجود داشته باشد.

در کل تنها نکته مثبتی که در ترجمه این کتاب از علی مصفا به چشم می خورد این است که عده ای می توانند سراغ آبروی مترجم بروند و اثری از داستایوفسکی را بخوانند. با این حال، به سختی کسی به خاطر بازیگران داستایوفسکی آواز می خواند. زیرا داستایوفسکی را همیشه داستایوفسکی می نامند.

رامین ناصر نصیر

انتشارات مروارید در سال دوم در ایران کتابی با عنوان «اشک آبی، اشک زرد» مجموعه اشعار محمد المغوت شاعر سوری منتشر کرد. در این کتاب نام دو مترجم به نام های رامین ناصر نصیر (بازیگر تلویزیون) و حسن حمدان (نویسنده و مترجم عراقی) ذکر شده است. طبیعتا اولین برخورد با نام دو مترجم در کتاب این بود که یک ترجمه مشترک شکل گرفت، البته بعدها ماجرا جنجالی شد.

ناصر نصیر در آن زمان به هفت صبح گفت: «آقای حمدان یک مترجم عراقی است که در سوریه زندگی می کند. البته بعد از اتفاقاتی که در سوریه افتاد به عراق آمدند و به هر حال آنجا زندگی می کنند. کار اصلی او ترجمه آثار فارسی به عربی و ترجمه بسیاری از شاعران معاصر ایران است.

او یکی از دوستان و آشنایان من بود. به هر حال من کمی عربی بلدم و این کتاب را از عربی ترجمه نکرده ام. من نسخه عربی را داشتم، نسخه اسپانیایی و انگلیسی آن را داشتم و خب آنها به کمک من آمدند.

حتماً می دانید که شعر گاهی اوقات ارجاعی دارد که نیاز به کمک دارید. این کمک‌ها آنقدر زیاد بود که شاید بهتر باشد ترجمه کلی را تفسیر کنیم.» اما اندکی بعد، حسن حمدان در صفحه فیسبوک خود این اتهامات را رد کرد و مدعی شد که این کتاب کاملا متعلق به اوست.

در واقع او گفته بود که این ترجمه ها را فقط به ناصر نصیر سپرده تا در یکی از نشریات ایران چاپ شود! به گفته حمدان رامین، ناصر نصیر این مجموعه را بدون اجازه و اطلاع او در قالب یک کتاب در ایران منتشر کرده است.

  جنایت سیاه علیه زنان توسط 2 معتاد متجاهر

در بخشی از مقاله اعتراضی حسن حمدان آمده است: «در سال 2008 زمانی که استاد ادبیات فارسی در سوریه بودم، از طریق یکی از دوستان اسپانیایی با آقای رامین ناصر نصیر آشنا شدم. ناصر نصیر وقتی متوجه شد که من چندین مجموعه شعر از سهراب سپهری، احمد شاملو، فرو فروحزاد و دیگران را به عربی ترجمه و منتشر کرده ام، از من خواست که شاعران عرب را به فارسی برگردانم تا در نشریات ایران منتشر کنم. چند شعر از محمد مقوت ” شاعر معروف سوریه را ترجمه کردم و مقدمه ای برایش فرستادم… هفت سال بعد می بینم که بدون اطلاع من آن را تبدیل به کتاب کرده و حتی نامش را به عنوان مترجم قبل از نام من نوشته است!”ترجمه کتاب رامین ناصر نصیر

آهنگ علیدوستی

قبل از ترجمه ترانه علیدوستی توسط آلیس مونرو، این نویسنده توسط نیلوفر با ترجمه خوب خانم مژده دقیقی به ایران معرفی شد. اوایل دهه 1990 بود و مونرو هنوز جایزه نوبل ادبیات را نگرفته بود. مژده دقیقی مجموعه ای از داستان های خود به نام «فرار» را نیز ترجمه کرده است.

شقایق قندهاری بعدها کتابی با عنوان «فرار» از این نویسنده را ترجمه کرد. ترانه علیدوستی در واقع سومین ترانه ترجمه شده توسط مونرو بود. جایزه ایجاد دولت جدید که به عنوان جایزه فصل نیز شناخته می شود، اخیراً توسط وزارت ارشاد دوره احمدی نژاد راه اندازی شد.

وزارت ارشاد این دوره که با نارضایتی شدید اهالی تالیف و نشر و ترجمه مواجه شد، اما دست به ابتکار عجیبی زد. ترانه علیدوستی به همراه مترجم معروف بهمن فرزانه در لیست نامزدهای جایزه فصل قرار گرفت! بدین ترتیب، باخمن فرزان، مترجم معروف و پیشگام صد سال تنهایی مارکز، برای ترجمه کتاب طوطی اثر سوزان تامارو و ترانه علیدوستی برای ترجمه مجموعه داستان آلیس مونرو، مادرم، نامزد بخش ترجمه شد. رویا. .

جالب اینجاست که در بین این دو نامزد، جایزه در نهایت به ترانه علیدوستی رسید! در واقع، جایزه فصل می خواست از طریق افراد مشهور نامی برای خود دست و پا کند. ترجمه علیدوستی از سوی دیگر هیچ لحظه به یاد ماندنی و قابل توجهی نداشت. با این حال، سبک نوشتن برخی از سلبریتی ها این گونه نبود.

با این حال، این کتاب توسط انتشارات مرکز منتشر شده است و مطمئناً قبل از انتشار، نسخه ویژه ای از متن آن ساخته شده است. ترانه علیدوستی اما تنها به ترجمه همین کتاب خلاصه نمی شود و در سال 1375 رمان «داستان عشق» نوشته نیکول کراوس را با نشر مرکز بازنشر می کند.

این کتاب در آن زمان با استقبال عجیبی روبرو شد و در مدت کوتاهی به چاپ دهم رسید. علیدوستی این بار برخلاف ترجمه قبلی به سراغ نویسنده ای رفته بود که مترجمی در ایران اثرش را ترجمه نکرده بود. نیکول کراوس یکی از نامزدهای نهایی جایزه ادبی اورنج در سال 2008 بود و در سال 2008 برنده جایزه ادبی ویلیام سارویان شد.

  عابدزاده در آستانه انتقال به لالیگا است

نیکی کریمی

حنیف قریشی نویسنده ای از مادری انگلیسی و پدری پاکستانی است. «عشق از سال های اندوه» متولد لندن، جدیدترین اثر ترجمه شده نیکی کریمی است. سابقه انتشار کتاب به 1 سال می رسد.

نیکی کریمی این کتاب را چهار سال پیش در نشریه چسمه منتشر کرده بود، اما در آن سال‌ها به دلیل تنگ نظری، چسمه برای مدتی متوقف شد. نیکی کریمی نیز کتاب را به انتشارات افراز برد و در آنجا منتشر کرد. حنیف قریشی در جوانی به دلیل حضور پاکستانی در لندن تبعیض نژادپرستانه زیادی را تجربه کرده و در برخی از آثار خود به این موضوع اشاره کرده است.

قبل از آن البته نیکی کریمی کتاب دیگری از حنیف قریشی را ترجمه کرده بود. کتابی با عنوان نزدیکی. همچنین «آوازهایی که مادرم به من آموخت» بیوگرافی مارلون براندو و مجموعه ای از هایکوی جاناتان کلمنتس با عنوان «مهتاب روی درختان کاج» است. دومی در بین ترجمه های او بسیار محبوب است.

با این حال مترجمان حرفه ای گاه در کار ترجمه شعر دخالت می کنند، البته به غیر از دیگران. کریمی همچنین ترجمه ای از مجموعه اشعار 100 شاعر چینی دارد.

لیلا خاتمی

زمانی انتشارات نی مجموعه ای با عنوان «5 سال سینما، 7 فیلمنامه» منتشر کرد. مترجمان زیادی نیز در این مجموعه همکاری داشته اند و آثار خوبی در این زمینه منتشر شده است; «زنده باد زاپاتا» نوشته جان اشتاین بک، کارگردانی الیجا کازان، ترجمه خمایون نوراحمد، «پنج فیلمنامه از آندری تارکوفسکی» با ترجمه مجید اسلامی، هادی چپردار، مویگان محمد، فردین صاحب الزمانی و نگمه ثمینی، «گمشدگان» بزرگراه، نوشته دیوید لینچ و بری گیفورد، ترجمه مجید اسلامی، گاو خشمگین، نویسندگی پل شریدر و مردیک مارتین، کارگردانی مارتین اسکورسیزی، ترجمه امید نیکفرجام، اتاق سبز، فرانسوا تروفو، ترجمه قاضی اعظمی، «زمستان. نور» نوشته اینگمار برگمان با ترجمه مرحوم ایرج کریمی و … در قالب همین مجموعه، لیلا خاتمی ترجمه فیلمنامه یکی از پرمخاطب ترین فیلم های جهان به نام «شب افتتاح» نوشته جان کاساوتیس را نیز بر عهده داشته است.

برای فیلمنامه نویس که کارگردانی کار را نیز بر عهده دارد، باید گفت که برخی او را پایه گذار موج نو سینمای آمریکا می دانند. اما «شب افتتاحیه» برای زنی بود که بازیگر تئاتر و سینما است و در نمایش «زن دوم» به ایفای نقش می پردازد. کاساوتیس در نهایت مبارزات، اضطراب ها و تنهایی های قهرمان داستان را در این فیلم به تصویر می کشد.

دیدگاهتان را بنویسید