مارال فرجاد در اردیبهشت مبارک

مارال فرجاد او یک ایرانی زیبا و خوش پوش است. مارال فرجاد او عکسی از خود در کنار این تیم ورزشی در اینستاگرامش منتشر کرد. مارال فرجاد او در اینستاگرام خود نوشت:

هر جا که هستم

بشام

آسمان مال من است

پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین مال من است.

چه ربطی داره

گاهی اگر بروند،

قارچ غربت…

مارال فرجاد در اردیبهشت مبارک

خلاصه ای از بیوگرافی مارال فرجاد:

نام و نام خانوادگی: مارال فرجاد

زمینه فعالیت: سینما

متولد: مرداد 1361 در تهران

والدین: جلیل فرجاد

ملیت ایرانی

حرفه: بازیگر

بیوگرافی مارال فرجاد:

مارال فرجاد متولد مرداد 1361 در تهران است. مارال فرجاد دختر جلیل فرجاد بازیگر مشهور ایرانی است.

مارال فرجاد فارغ التحصیل رشته عکاسی است. وی فعالیت سینمایی خود را به عنوان بازیگر از سال 1384 با فیلم «شام عروسی» آغاز کرد و علاوه بر بازیگری در دوبله نیز فعالیت دارد.

بعدها مارال فرجاد در چند فیلم و سریال نقش یک بازیگر کودک را بازی کرد و سپس مدتی به بازیگری پرداخت تا اینکه در سن 18 سالگی و تا کنون در سریال ها این حرفه را جدی تر گرفت و در فیلم های زیادی شرکت کرد. از جمله سریال ساختمان دکتر و فیلم های عاشق، خسته دلان و …

خانواده هنری مارال فرجاد

خانواده هنری مارال فرجاد

مارال فرجاد دختر جلیل فرجاد بازیگر سینمای پیکسی است. خواهر مارال فرجاد مونا فرجاد است که دو سال از او کوچکتر است و همچنین بازیگر سینما و تلویزیون است.

ما با پدر و مادرمان دوست هستیم و رابطه بسیار خوبی با آنها داریم

رابطه پدر و دختر مارال فرجاد و جلیل فرجاد

  دلار در کانال 27 هزار تنی باقی می ماند؟!

باید به رابطه استاد فرجاد با دخترانش و همچنین رابطه دختران با پدرشان دقت کنید. آنها به قدری صمیمی هستند که به نظر می رسد دوستان صمیمی هستند و جالبتر اینکه آنها بسیار به هم نزدیک هستند و تله پاتی خاصی بین آنها وجود دارد.

پدر و مادر مارال فرجاد

ازدواج و همسر مارال فرجاد

مارال فرجاد متاهل است.

آغاز فعالیت مارال فرجاد

مارال فرجاد با کمک پدرش بازیگری را از 3 سالگی در یک تئاتر تلویزیونی به نام من هستم آغاز کرد اما یک سیاه پوست کارگردانی را از اسماعیل شنگ شروع کرد. در سال 1370 با پدرش در تئاتری به کارگردانی مجید جعفری به صورت جدی بازی کرد.

گزیده ای از بیوگرافی جلیل فرجاد پدر مارال فرجاد:

جلیل فرجاد متولد 1320 در مرند بازیگر سینما و تلویزیون است. وی دارای مدرک لیسانس بازیگری و کارگردانی است. اولین تجربه سینمایی او بازداشتگاه در سال 1361 بود. او پدر مارال فرجاد و مونا فرجاد بازیگران جوان بود.

مارال فرجاد و پدرش

خواندن مصاحبه با مارال فرجاد:

آیا شما عاشق شکم هستید یا غذا؟

– نه من غذاهای رستورانی را دوست دارم اما در خانه آشپزی را دوست ندارم و غذا را زیاد دوست ندارم.

آیا واقعا آشپزی خانگی را دوست ندارید؟

“اصلاً درستش نمی کنم.”

نمی دونی؟

– چرا، می دانم، اما با خودم می گویم وقتی یک بازیگر چنین کارهای سختی می کند، آشپزی برایش مهم نیست.

پس چگونه کار سختی انجام می دهید اما غذا درست نمی کنید؟

“چون تنبلی من در راه است!”

خوب آشپزی میکنی؟

– اگه غذا درست کنم همه میگن شاهکاره. من نمی گویم خیلی خانه دار هستم، خانه دار نیستم، خیلی دیوانه هستم. من از آن دسته افرادی نیستم که این لحظه را مثبت بدانم و بگویم خانه دار یا خانه دار هستم، اما هر غذایی که من می پزم همه دوست دارند. تنبلی من به این برمی گردد که چون مدام سر کار هستم و در خانه نیستم، به مرور زمان همه چیز را فراموش می کنم. مثل آن روزهایی که در تئاتر تمرین می کنم و اگر بخواهم به آشپزی فکر کنم، به درد می خورد. به همین دلیل ترجیح می دهم از بیرون غذا بخورم.

  پوشش بازو؛ عامل ممنوعیت کشتی بانوان

آیا شما فردی هستید که زندگی خود را برای کار می بندد یا برعکس؟

وقتی تئاتر دارم دلم برای خیلی چیزها از جمله گشت و گذار تنگ می شود، زیرا به تمرکز زیادی نیاز دارم. من حتی خیلی جاهایی که لازم نیست و مربوط به کارم است نمی روم، اما در واقع در اجرای تئاتر همه چیز به من بسته می شود. اگر ساعت 9 اجرا داشته باشم از ساعت 5 بعد از ظهر داخل تئاتر می نشینم. وقتی هنوز کسی نیست، در سالن هستم و آخرین می روم، چون تئاتر برایم مهم است. من حتی حرف ها و گلایه های زیادی می شنوم، اما از آن عبور می کنم و سعی می کنم داستان را ساختگی نکنم. من اغلب وقتی تئاتر دارم به خانواده ام می گویم وقتی آن را می شنوم به من چیزی را که می دانم نگویید، ناراحت می شوم چون ناراحت هستم. سعی می کنم طرف مقابل را کنترل کنم و اجازه ندهم در کارم تحت تاثیر قرار بگیرم.

چه چیزی مانع شما در زندگی می شود؟

– به معنای واقعی کلمه چیزی که من حداقل 5-6 ساعت تخلف می کنم و درگیر می شوم مشکلات و اتفاقاتی است که برای خانواده ام می افتد. یعنی اگر بشنوم برای پدر، مادر و مونا اتفاقی افتاده، ساعت ها مرا درگیر می کند و حالم را عوض می کند.

دیدگاهتان را بنویسید