قصاص اعضای بدن متهم!

424268 296 خبر مرکزی

میانجی که در این درگیری دست خود را از دست داده بود، خواستار قصاص متهم شد. شوهر مقتول دو سال پیش برای پایان دادن به درگیری دعوا کرد. شلاق خورد و دستش را از دست داد.

حالا او می گوید افسرده است و می خواهد عامل آن مجازات شود. دو سال پیش، پلیس گزارش داد که یک درگیری خشونت آمیز وجود دارد. با رسیدن پلیس، مرد مجروح که خون زیادی از دست داده بود و دستش به شدت آسیب دیده بود به بیمارستان منتقل شد.

در ابتدا مرد جوان گفت که قصد دارد میان طرفین دعوا میانجیگری کند که برایش اتفاق افتاد. مردی به نام سجاد گفت: نمی دانم جنگ برای چه بود. سر و صدای زیادی شنیدم و وقتی بیرون رفتم دو جوان را دیدم که به شدت با هم درگیر شدند و درگیر شدند.

من برای وساطت و پایان دادن به درگیری وارد شدم و چون غریبه بودم فکر می کردم وساطت من مفید خواهد بود. اما یکی از آنها من را مشت کرد و به بیمارستان برد.

چند روز بعد مشخص شد شدت جراحات سجاد به حدی است که پزشکان برای نجات جانش مجبور به قطع دست او شدند. در نتیجه شرکت کنندگان در درگیری دستگیر شدند. علت درگیری را جوانی به نام سهیل اعلام کردند که عصا داشت و سجاد را شکست داد.

سهیل پس از تحقیقات کامل دستگیر شد. وی در تحقیقات اعتراف کرد که به بدن سجاد ضربه زده و گفته است که او را مست کرده است. با تکمیل تحقیقات و تشکیل کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به دادگاه کیفری استان تهران ارسال و متهم در شعبه هشتم دادگاه کیفری محاکمه شد.

  قتل امام جماعت روستای گاوازدر «سرباز»

در جلسه دادگاه ابتدا کیفرخواست متهم قرائت و سپس شاکی در جایگاه قرار گرفت. وی بار دیگر بر مشارکت خود در این درگیری تاکید کرد. وی گفت: دیدم چند جوان با هم دعوا می کنند، دلم سوخت، گفتم عصبانی هستند و اگر وارد می شدم درگیری تمام می شد و به کسی آسیب نمی رسید.

وقتی دعوا کردم سهیل بیشتر عصبانی شد و به من حمله کرد. به او گفتم که در درگیری نقشی نداشتم، اما او آنقدر به من ضربه زد که پزشکان حرف او را قطع کردند.

او می گوید: «از آنها التماس کردم که دستم را قطع نکنند، اما پزشکان گفتند اگر دستم را قطع نکنند، می میرم. بنابراین آنها مجبور شدند دست مرا قطع کنند. زیرا اعصاب و شریان اصلی به شدت آسیب دیده بود. پس از این واقعه من در افسردگی شدید فرو رفتم. چون نه تنها بازویم را از دست دادم، بلکه تمام زندگی ام تحت تأثیر قرار گرفت و همه چیز به هم ریخت.

من هم کارم را از دست دادم. الان نه می توانم کار کنم و نه می توانم یک زندگی عادی داشته باشم. تمام جنبه های زندگی من تحت تاثیر قرار می گیرد و حتی اعمال شخصی من سخت است. به همین دلیل تقاضای مجازات متهم را دارم و خواهان قصاص هستم.

من در این درگیری نقشی نداشتم و فقط اعتراض کردم و گفتم بهتر است دعوا نکنم اما متهم ناگهان شروع به کشتن گاری ها کرد و با چوبی که همراه داشت به من حمله کرد. دوستانم سعی کردند جلوی او را بگیرند، اما نتوانستند. چهار ضربه به بازوم و بازومم زد.

  بازیگری که فقط با زنان سلفی می گیرد! + عکس

متهم گفت: انتقام را نمی بخشم، سهیل باید دستش را از دست بدهد تا بفهمد حالم چقدر بد است و جانم را از دست داده ام. او باید این شرایط را خودش تجربه کند. در پی اظهارات شاکی، متهم روی جایگاه قرار گرفت.

گفت: قبول دارم که این کار را کردم و از کاری که کردم متاسفم و از سجاد به خاطر اتفاقی که افتاده عذرخواهی می کنم. متهم گفت: آن روز خیلی مست بودم و کاملا مست بودم. درگیری که بین ما رخ داد به دلیل مستی شدید من و دوستم بود.

وقتی به من توهین شد، جنگ بالا گرفت. نمی دانستم کی را می زنم و سجاد کیست. کتک خوردم و به من حمله کردند. چون توهین هایی که کردند خیلی به من ضربه زد. متهم ادامه داد: من او را کتک زدم و به او حمله کردم اما قصد کتک زدن سجاد را نداشتم.

من از این اتفاق بسیار متاسفم و ناراحت هستم و از سجاد عذرخواهی می کنم و از او می خواهم که مرا ببخشد. چون واقعاً نمی خواستم به کسی صدمه بزنم و تحت تأثیر مستی این کار را کردم. او درباره دلیل فرارش گفت: از ترس فرار کردم. من اشتباه کردم و عذرخواهی می کنم.

من هیچ قصدی برای ارتکاب جرمم نداشتم، فقط می ترسیدم. سپس وکیل متهم صحبت کرد. او گفت: «موکلم ناخواسته مست بود و متوجه نشد چه کرده است. به دلیل مستی شدید از دادگاه تقاضا دارم به این لحظه توجه کنند.

ضمناً موکل من آمادگی دارد خسارتی را که به شاکی وارد کرده جبران کند. او جوان است و مطمئناً انتقام به هیچ یک از طرفین در این مورد کمک نمی کند. در پایان جلسه قضات شعبه هشتم دادگاه کیفری استان تهران برای صدور حکم وارد سالن شدند.

  تغییر جدید در لیگ قهرمانان آسیا

دیدگاهتان را بنویسید