قرارداد وثوق الدوله با بریتانیای کبیر; فقط سه نفر می دانستند!

424017 237 خبر مرکزی

وقتی قرارداد امضا شد، فقط سه نفر از آن اطلاع داشتند. میرزا حسن خان وسوسوالدوله نخست وزیر، فیروز میرزا نصرت الدوله وزیر امور خارجه و اکبر میرزا سرما الدوله وزیر دارایی.

هیئت دولت با اقدامات انجام شده مواجه شد تا اینکه سرانجام «بیانات نخست وزیر: آخرین تصمیم کابینه» در روز شنبه دوازدهم ذی قعده 1337 برابر با 17 مرداد 1298 منتشر شد و روز بعد برخی رسانه ها آن را علنی کردند. این در شرایطی بود که ایران حتی مجلسی نداشت که صدای ملت باشد.

حسین مکی در کتابی درباره زندگی سلطان احمد شاه به نقل از سخنان مسعود انصاری می گوید: «در این باره بسیار گفته شده است; «اما آنچه بعداً مشخص شد این بود که از آن پول دویست هزار تومان به ووس الدوله، صد هزار تومان به فیروز میرزا نصرت الدوله، صد هزار تومان به اکبر میرزا صارم الدوله و مقداری داده شد. به دیگران. “

وثوق الدوله مقدمه ای طولانی بر این معاهده بیان کرد و در جایی بیان کرد که «در چنین برهه ای حساس و در روزهای سیاه» که «روزنه امید و شعاع بهبودی را با تمام گسیختگی سرها ندیدم». “در مورد خودخواهی و خودخواهی به وجدان و حقیقت تکیه کردم، مصالح ملت را بر منافع شخصی ترجیح دادم و از خطری برای جان و ناموس خود نمی ترسم و بار سنگین خدمت را بر دوش خود گذاشته ام. “

در بیتی دیگر می نویسد که «فرمان شاه عزیزم را فقط به قصد فداکاری اطاعت کردم و شاید مداخله من حداقل بتواند از توسعه چرخه رنج جلوگیری کند». این پادشاهی “مصمم به سفر به اروپا” است، اما “در نظر دارد در مورد اقدام … در حل مشکلات داخلی و حل و فصل روابط خارجی کشور … اطلاعات بیشتری کسب کند”.

او خود را «مست‌خوار» می‌داند که «فوراً به تک تک پازل‌ها روی می‌آورد» و اکنون «پس از تأیید غیب و توجه اولیای اسلام و تکیه بر تقویت‌کننده‌های سلطنتی، به این کار دشوار کمک می‌کند و انجام می‌دهد». دلیل اصلی موفقیت من “احساس موافقت والدین دولت انگلیس به یک عامل موثر و قدرتمند تبدیل شده است و البته نباید در برابر قدردانی از کمک های این دولت سکوت کرد” و در این میان “دولت انگلیس” به خود زحمت ندادم به کابینه ام کمک کنم و ابراز امیدواری کنم “نتیجه خوب” موفقیت یعنی افکار عمومی مردم کشور و بهترین پاداش خدمات و فداکاری های من که ظهور سعادت ابدی و واقعی کشور است. باید در اسرع وقت دیده شود.»

در مقدمه این معاهده آمده بود که «با توجه به رابطه دیرینه دیوان دوستی و دوستی بین دولت‌های ایران و انگلیس و اعتقاد کامل به اینکه منافع مشترک و اساسی دو دولت در آینده وجود دارد.» تأمین وسایل توسعه و آبادانی ایران در حد عالی بین دولت ایران از یک سو و نماینده عالی پادشاه انگلستان از طرف دولت خود او از سوی دیگر، «شش ماده قرارداد امضا شد.

  جواد رضویان میزبان شبکه نسیم بود

بنابراین، در ماده 1، «دولت بریتانیا با جدیت تمام تعهداتی را که در گذشته بارها برای احترام کامل به استقلال و تمامیت ایران پذیرفته است، تکرار می‌کند». در ماده 2، «دولت بریتانیا خدمات کلیه مشاوران متخصص را که بین دولت‌ها در مورد نیاز به استخدام آنها در بخش‌های مختلف با هزینه دولت ایران توافق شده است، ارائه خواهد کرد».

ماده 3: «دولت انگلیس به هزینه دولت ایران، تدارکات و مهمات جدید را برای تشکیل نیروهای متحدالشکل که دولت ایران قصد دارد برای برقراری نظم در مرزها ایجاد کند، تأمین خواهد کرد». در ماده 4 آمده است: «دولت انگلیس به منظور فراهم آوردن امکانات لازم برای اصلاحات مذکور در مواد 2 و 3 این موافقتنامه، آمادگی دارد به دولت ایران وام کافی ارائه یا ترتیب دهد».

در ماده 5 آمده است: «دولت بریتانیا با شناخت کامل نیازهای فوری دولت ایران برای پیشبرد وسایل حمل و نقلی که تهیه و توسعه می‌دهد، موافقت می‌کند با دولت ایران موافقت کند و اقدام مشترک ایران را پیش ببرد. و در ماده 6″ دولت ها موافقت می کنند کارشناسانی را برای تشکیل کمیته ای برای بررسی و بازنگری تعرفه های گمرکی و تطبیق آنها با مصالح کشور و آماده سازی آنها تعیین کنند. و ابزار توسعه آن را توسعه دهند.” مشاوری بالای سرشان است که نمی تواند از دستورات او سرپیچی کند و در صورت اختلاف بین وزیر و مشاور باید یکی از آنها عزل شود.»

طرف دیگر این معاهده، سر پرسی کاکس، نخست وزیر بریتانیا بود که یک سال پیش به تهران آمد و تا دو سال بعد در ایران به کار خود ادامه داد.

از همان روز واکنش ها به این معامله آغاز شد. دو روز بعد روزنامه ایران سلسله مطالبی را پیرامون بیانیه نخست وزیر آغاز کرد که در قسمت دوم آن (جمعه 17 ذی قعده 1337 مصادف با 22 مرداد 1298 شماره 497) نوشت: و با فواید مهمی که ذکر شد. در بیانات رئیس محترم دولت، ایشان صلاح را در این نوع معاهده دیدند، آنگاه افکار عمومی حق اعتراض خواهند داشت که:

چگونه دولت می تواند اطمینان حاصل کند که در حین عملیات این مواد حالت تنش و مقاومت پیدا نکند و نخواهند تمام قدرت دولتی و آزادی ملی را از بین ببرد و منابع ثروت و سرمایه به دست بیگانگان و مردم نیفتد. آیا از آن محروم نیستند؟ »

یا در قسمت سوم خود (یکشنبه 19 دی 1337 مصادف با 25 مرداد 1298 شماره 498) می نویسد: «انگلیس چیزی نمی خواهد، فقط می خواهد پول و ثروت یک ملت را بین خود تقسیم کند. در همین قسمت: «آقای استاندار! من می دانم که ایران نیاز به حل و فصل دارد. می دانم که باید از یک دولت خارجی کمک بگیریم. اما من نمی خواهم یک دولت خارجی بیاید و ما را توسعه دهد، بلکه می خواهم با او تماس بگیرم و از او کمک بخواهم. در قسمت پنجم آن (چهارشنبه 23 تیر 1337 مصادف با 28 مرداد 1298 شماره 500) آمده است: «به هر حال، قرارداد اخیر دولت ایران را با دولت انگلیس به یک سری مقررات و طرفین مرتبط کرد. وظایف: ایران باید «از مستشاران متخصص بخواهد و فراموش نکنید که از بریتانیا مستشاران بخواهد و خدمات دولتی را مستشاران انگلیسی کند».

  اسدی پایگاه خبری تراکتورسازی افکارنیوز شد

روزنامه رهنما (سه شنبه 30 اردیبهشت 1337 مصادف با 24 شهریور 1298 شماره 54) نیز در بخشی از مقاله خودباوری با تکیه بر دیگران می نویسد: «به خاطر سیادت خود به سفارت توجه نکرد». وی در مقاله ای درباره وضعیت کشور گفت: مردم کافی هستند که ابزار شوند …

از سوی دیگر روزنامه رعد به سرپرستی سید ضیاءالدین طباطبایی سلسله مطالبی را با عنوان «اعلامیه رسمی و قرارداد جدید ایران و انگلیس و مطالعات ما» منتشر کرد که گویی می کوشید از آن بهره مند شود. طرفین چنانکه در قسمت هشتم (جمعه دوم ذیحجه 1337 مصادف با 6 شهریور 1298 شماره 119) آمده است:

خرد و کفایت وسوالدوله و یارانش، کشتی غرق شده ایران، پهلوی شکسته کیان، او را از شر ملت آشفته روزگارش نجات داد و او را از شرایطی رها کرد که فکر لرزیدن آن، هر حساسی را به ایران می راند. به وسو الدول و همراهانش تبریک می گویم و اگر امروز احساسات خشمگین برای محاکمه این پرونده وجود نداشته باشد، تاریخ آینده این حقیقت را تصدیق خواهد کرد.»

اما محمدخان مصدق السلطنه (بعدها به نام دکتر محمد مصدق 1261-1345) گفت: «نمایندگان مجلس، چشم ملت ایران سیاه شد، همین بس که برخی از مردان این مملکت را دیدم. قساوت و خیانت. ندیدم!…»

سیدحسن مدرس (1316-1249) نیز گفته است که «مثلاً آمدند و قرارداد بستند. یک دست از نامحرم بیرون آمد و بر سینه نامحرم زد. “هر چه کردند نشد…”.

مکی در کتابی درباره زندگی سلطان احمدشاه حسین آورده است که «برخی از بندهای معاهده در زمان حکومت وسوالدول با موانعی مواجه شد و اجرای آن ناگزیر ترک شد. سرانجام ده ماه بعد سلطان احمد شاه سفر خود را به پایان رساند و به تهران رسید. شاه، مردم از بیرون دروازه قزوین تا در اندرونی به محض اینکه ماشین شاه به آنها نزدیک شد فریاد زدند:

مرده عقد، مرده مجریان، مرده معتمد. «در نتیجه این تظاهرات، شاه که مخالف این قرارداد نیز بود، چند روز پس از ورودش مجبور شد کابینه وسوسوالدوله را تخلیه کند و کابینه مشیرالدوله، یکی از مفاخر ایران را جایگزین کند. مردان.”

و این تا این که در واقع وسوالدوله در نهم شوال 1338 برابر با پنجم صور 1299 از سمت خود استعفا داد. روز بعد، فیروز میرزا نصرت الدوله، وزیر امور خارجه وقت در لندن، در تلگرامی نوشت که او «بسیار فوری» است و «کشور در حال حاضر در بزرگترین خطر است…».

  آیا آقای ستاره پرسپولیس و استقلال را اخراج کرد؟

اما وثوق الدوله همواره از عهدنامه دفاع کرده است، چنانکه در بیانیه دوم فروردین 1299 آمده است: البته تعجب خواهید کرد که هر قاتل و جنایتکار و کاغذساز و تبهکار اسیر شده هزاران واسطه و همدست داشته است. کارگران یک گروه …

اما قیام و اعتراض این گروه بیشتر از انتشار قرارداد ایران و انگلیس محسوس بود; از آنجایی که آنها این تاکتیک را تاکتیک قاطع تری می دانستند و به همان اندازه که در تحریم ایدئولوژی خود مؤثر بود، مخالفت آنها را تشدید کرد.

اما خوشبختانه از طرف توده‌های زحمتکش و ثروتمندان کشور مانند کشاورزان، کارگران، تجار واقعی، اصناف و بازرگانان چیزی جز سپاس و قدردانی و ذلت ندیدم و این مشاهدات مرا به آینده و استقلال کشور امیدوار می‌کند. “

و حتی در 29 شهریور 1305 که توسط میرزا حسن مستوفی الممالک نخست وزیر به مجلس شورای ملی چهارم معرفی شد، اعلام کرد که «فوریت واقعی یا تسلیم کشور در برابر حوادث و فرار از جنگ و یا با یک مرکز لازم است. «در آن زمان امکان کمک گرفتن وجود داشت [انگلیس]وارد مذاکره شوید و قرار ملاقات بگذارید.

انشاءالله روزی این سوالات را در آثار دانشمندان علوم سیاسی خواهید خواند. کتاب‌ها نوشته می‌شود و بعد با ذهنی روشن‌تر قضاوت می‌کنید.»

با این حال، تاریخ در مورد به اصطلاح معاهده 1919 و موقعیت وسوالدوله قضاوت می کند. زمانی که وزیر امور خارجه در کابینه محمدعلی خان علا السلطنه بود، معاهده 1907 را که در 30 سپتامبر 1296 توسط دولت های انگلیس و روسیه امضا شد و همچنین دو بار وزارت دارایی، هشت بار تصویب کرد. وزارت امور خارجه، پنج بار وزارت دادگستری، پنج بار وزارت کشور و یک بار با تجربه وزارت آموزش و پرورش.

اما جایگاه ادبی او حفظ شد و ایرج افشار (ایران شناس و نسخ نویس از 1304 تا 1389) اشعار خود را با نام دیوان وسو تصحیح کرد و مدتی در سال 1314 ریاست فرهنگستان ایران را بر عهده داشت و در پایان به حسن وسو شهرت یافت. از عمر خود، هفتاد و هفت سال عمر کرد و در پنجم باخمان سال 1329 در تهران درگذشت.

اما دلیلی برای چشم پوشی از سخنان میرزاده عشقی (شاعر، روزنامه نگار و نویسنده) نیست که پس از امضای این معاهده شعر بلندی سروده است که بیت آن این است:

اشک هایم از انزلی به بلخ و بم سرازیر شد

گسل بر جنازه وطن خونین دست زده است

میهمانان وثوق الدوله خونخوارند.

منابع:

1- حیات سیاسی سلطان احمدشاه، حسین مکی، انتشارات امیرکبیر، چاپ ششم، 1381.

2- آرمانهای ایرانیان: از کنفرانس صلح پاریس تا قرارداد 1919 ایران و انگلیس، کاوه بیات و رضا آذری شهرضایی، انتشارات پردیس دانش، چاپ اول، 1392.

به گزارش ایرنا – حمیدرضا محمدی

دیدگاهتان را بنویسید