قتل یک دوست صمیمی برای 100 سکه طلا

424276 515 خبر مرکزی

تبهکاری که با کمک یکی از دوستانش قصد سرقت 100 سکه طلای مرد جوان را داشت به بهانه معامله عتیقه او را به باغی کشاند و پس از کشتن جسدش را به آتش کشید.

26 دی ماه امسال ماموران حراست یکی از باغ های غرب استان تهران با پلیس آگاهی تماس گرفتند و از کشف جسدی سوخته در وسط باغ خبر دادند. به زودی تیمی از کارآگاهان پلیس آگاهی به همراه بازپرس ویژه قتل کشی در دادسرای انقلاب شهریار در محل حاضر شدند و اولین اقدام انتقال جسد مرد جوان به پزشکی قانونی بود.

با کشف کارت های بانکی در لباس مقتول، کارآگاهان موفق به شناسایی وی به نام فرهاد 25 ساله شدند. خودروی مقتول نیز در یکی از خیابان های اطراف پیدا شد.

پس از تحقیقات از خانواده مرد جوان برای آگاهی فراخوانده شد و پدرش گفت: پسرم دو روز پیش به من گفت که معامله مهمی انجام خواهد داد به همین دلیل با حدود 100 سکه طلا که سرمایه بود از خانه خارج شد. از زندگی ما.” اما بعد از چند ساعت هر چه با تلفن همراهش تماس گرفتم خاموش شد و دیگر از او خبر نداشتیم. به همین دلیل موضوع را به پلیس اطلاع دادیم.

همزمان با اعلام پزشکی قانونی مشخص شد مرد جوان از ناحیه سینه مورد اصابت گلوله قرار گرفته و سپس در آتش سوخته است. بنابراین با کنترل تماس های تلفنی مقتول، سرنخ جدیدی پیدا شد که نشان می دهد آخرین بار با فردی به نام منصور ارتباط داشته است.

منصور، یکی از دوستان نزدیک فرهاد، به کلانتری احضار شد، اما به دلیل جنجال های متعدد مورد مظنون شدن پلیس قرار گرفت.

  گفتگوی علی باقری رئیس ستاد کل ارتش آمریکا و معاون وزیر امور خارجه چین

دوربین های مداربسته اطراف صحنه نیز نشان می داد که روز حادثه، منصور و یکی از دوستانش و فرهاد با هم وارد باغ شده اند، اما زمانی که آنها از باغ خارج شدند، تنها منصور و دوستش با ماشین فرهاد از باغ خارج شدند. بنابراین بازجویی ها ادامه یافت تا اینکه سرانجام منصور اعتراف کرد و راز جنایتی را که با همدستش مرتکب شده بود فاش کرد.

متهم در اعترافات خود گفت: می دانستم فرهاد بیش از صد سکه طلا دارد. من برای این کار نقشه کشیدم و به بهانه اینکه مردی را می شناسم که یک جام عتیقه گرانبها دارد و می خواهد آن را به قیمتی کمتر از ارزش واقعی آن بفروشد، او را متقاعد کردم و او هم پذیرفت که سود خواهد برد. او را با سکه هایش به باغ بردم. در حالی که اصلا عتیقه ای وجود نداشت.

قبل از اینکه فرهاد بیاید به همکارم که یکی از دوستانم بود گفتم لباس و دستکش و مواد محترقه آماده کند و یک اسلحه از قبل خریدم. وقتی فرهاد موافقت کرد، در همان لحظات اول به سینه اش شلیک کردم و سپس سکه ها و پول هایش را برداشتم و جسدش را به منطقه و باغ دیگری بردم، جسد فرهاد را با مواد محترقه آتش زدیم و ماشینش را در همان حوالی رها کردیم. جاده.

همدست منصور نیز به اعترافات خود اعتراف کرد و با اعترافات دو متهم، سکه های مقتول از مخفیگاه متهمان کشف شد. دو متهم پس از مختومه شدن پرونده به دادسرا منتقل شدند و پس از تشکیل کیفرخواست توسط نماینده دادسرا به زودی محاکمه خواهند شد.

  جزئیات زلزله 6.1 هرمزگان

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید