قتل یک جوان با وسوسه های یک زن!

452215 370 خبر مرکزی

بهاره شبانکریان| این گزارش بر اساس صحبت های یک زندانی در تماسی است که از زندان وکیل آباد مشهد دریافت کرده است.

خواب دیدم که دو افسر زندان مرا به مشهد بردند. به آنها گفتم لطفا اجازه دهید من را زیارت امام رضا کنم. قول میدم برگردم و فرار نکنم. این دو مامور نیز زنجیر دست و پایم را باز کردند و به من گفتند; برو ولی زود برگرد چون باید تحویل بدیم.

رفتم ویزیت و راضی و خوشحال از همون دو مامور برگشتم. وقتی به آنها نزدیک شدم به من گفتند; چرا برگشت امام رضا شفاعتت کرد من دارم میروم.” …

اینها بخشی از سخنان علی محمد است. ص یک زندانی 33 ساله مشهدی است. این متهم حدود 6 ماه به زندان وکیل آباد مشهد منتقل شد. وی پیش از انتقال به زندان وکیل آباد، زندانی در شهرستان الیگودرز استان لرستان بود. دلیل انتقال این زندانی همین خواب عجیب بود.

در سال 2014، این زندانی از طریق اپلیکیشن Line با یک زن آشنا شد. رابطه آنها به جایی می رسد که او برای تحقیق به شهر الیگودرز محل زندگی این زن می رود. آنجاست که علی محمد متوجه می شود که این زن زن و فرزندی دارد و این حادثه تلخ رخ می دهد.

علی محمد در خصوص اتفاقی که در زندگی اش رخ داد و باعث شد حدود ۷ سال به عنوان متهم قتل در زندان باشد، می گوید: من اصالتا مشهدی هستم و قبل از این حادثه در مشهد زندگی می کردم، اما مدتی است که در مشهد بوده ام. هفت سال در زندان علیگودرز بودم. وقتی در زندان بودم مادرم به رحمت خدا رفت.

من هم در زندان علیگودر غریبه بودم و هیچکس مرا نمی فهمید. ماه محرم پارسال بود و هنوز به زندان وکیل آباد منتقل نشدم. خسته و دل شکسته بودم. روزی قرآن خواندم و با خود گفتم: آخه من رضا دارم، نمیتونم بیام مشهد عبادت، دلم برای عبادت تو هم تنگ شده، لااقل تو بیا پیش من.

هنوز چند ساعتی نگذشته بود که برای هوای تازه به حیاط زندان رفته بودم که دیدم بنر امام رضا را به داخل حیاط آورده اند. من خیلی خوشحال بودم. خادمان حرم داخل حیاط زندان بودند. لحظه ای که بنر و خادمان امام رضا را دیدم خواستم مرا به مشهد دعوت کند.

چهار پنج روز از این ماجرا گذشته بود و نزدیک عاشورا و تاسوعا بود که خواستم دادستان را ببینم. به دادستان گفتم وقتی خبر فوت مادرم را شنیدم در زندان بودم و حالم خوب نیست. آیا می توانی مرا وادار کنی به شهرم مشهد برگردم؟

  هواشناسی ایران امروز 05/02/1401

دادستان هم گفت امکان ندارد و شما مرتکب قتل شده اید و تا تعیین تکلیف بمانید. و من ناراحت به دادستان برگشتم. خجالت کشیدم که خوابم را به او بگویم. دو سه شب قبل از رفتن به دادستان خواب عجیبی دیدم.

خواب دیدم دو مامور زندان مرا به مشهد بردند. به آنها گفتم لطفا اجازه دهید من را زیارت امام رضا کنم، قول می دهم برگردم و فرار نکنم. این دو مامور نیز زنجیر دست و پایم را باز کردند و به من گفتند; برو ولی زود برگرد چون باید تحویل بدیم. رفتم ویزیت و راضی و خوشحال از همون دو مامور برگشتم. وقتی به آنها نزدیک شدم به من گفتند; چرا برگشت امام رضا شفاعتت کرد من دارم میروم.”

علی محمد کمی مکث می‌کند و ادامه می‌دهد: «نمی‌دانم، اصلاً نمی‌توانم درباره خوابم چیز زیادی توضیح دهم. من مریضم با خودم کلنجار رفتم که خوابم را برای دادستان تعریف کنم یا نه، پس برگشتم و خوابم را برایش تعریف کردم. عجیب بود تا اینکه خوابم را تعریف کردم و دادستان پذیرفت کار انتقال را برایم انجام دهد تا به مشهد منتقل شوم.

وقتی به مشهد منتقل شدم، قاضی آنجا مخالفت کرد و گفت; این زندانی باید به همان زندانی برگردد که الیگودرز است. او خوابم را برای ماموری که با من بود تعریف کرد. سریع رفت و خوابم را گفت آقای «زرگر» قاضی آزادی مشروط. آقای زرگر هم برای من نامه انتقال به زندان وکیل آباد تهیه کرد و به آن افسر گفت که مرا به وکیل آباد ببرد.

حتی شما می توانید از آقای زرگر بپرسید که آیا حرف من درست است یا خیر؟ بهمن ماه سال گذشته بود و مدتی از آمدن من به زندان وکیل آباد گذشته بود تا اینکه یک روز مرا به اتاقی جداگانه بردند و گفتند؛ فردا ساعت 4 بامداد حکم قصاص اجرا می شود. ناامید شدم و از آنها خواستم برایم قرآن بیاورند.

شروع کردم به خواندن سوره یاسین و با خودم گفتم; درِ خدا درِ ناامیدی نیست. غروب بود، دیدم یکی از افسران زندان در اتاق را باز کرد و گفت; برخیز، حکم قصاص منقضی شده است. با خوشحالی به رابطه ام برگشتم. سپس آقای زرگر حساب مرا مسدود کرد تا خیرین به من کمک کنند.

  دیدار رجب طیب اردوغان با مقام معظم رهبری!

وقتی خانواده ام به دیدن من آمدند و متوجه قضیه شدند، زمینی را که داشتیم فروختند و مبلغ را به حسابم واریز کردند. خانم «مقدم» برای جلب رضایت خانواده شاکی تلاش زیادی کرد. اولیای دم در ابتدا 3 میلیارد تومان به عنوان دیه مطالبه کردند که با تلاش خانواده شاکی و رضایت خانم مقدم که مدیریت گروه گلریزان امام رضا(ع) را برعهده دارد، مبلغ دیه به 1.5 میلیارد تومان رسید.

آغاز حادثه قتل؛ مشهد، 1394

محمدعلی در خصوص قتلی که امسال رخ داد گفت: مشغول کار بودم تا برای آینده ام درآمد داشته باشم. در همان زمان با زنی در اپلیکیشن «لاین» آشنا شدم. او به من نگفت که شوهر و سه فرزند دارد.

حتی وقتی برای دیدن من به مشهد آمد، با همسرش آمد، اما به من گفت که برادرش است. قرار بود او را برای ازدواج به خانواده ام معرفی کنم. شناسنامه هم داشت که به من نشان داد تا ببینم ازدواج نکرده است.

او را به خانه مان بردم تا به خانواده ام معرفیش کنم. خانواده ام آن را دیدند و گفتند؛ ما در حال بررسی آن هستیم، امیدوارم نه. راستش من کمی به رفتار این خانم مشکوک بودم به همین دلیل وقتی در خانه ما بود قرآن آوردم و از او خواستم قسم بخورد که ازدواج نکرده است.

او همچنین قسم خورد که ازدواج نکرده است. برای کاوش به شهر الیگودرز رفتم. آنجا متوجه شدم که این زن شوهر دارد و برادری که به من معرفی کرده شوهرش است. این خانم وقتی فهمید من داستان زندگی او را فهمیدم از من خواست که شوهرش را بکشم.

به او گفتم من این کار را نمی کنم و قاتل نیستم. وقتی دید من اصلا به حرف هایش گوش نمی دهم فقط از من خواست که به او کمک کنم و گفت خودم خوب می شوم و قبول کردم فقط به او کمک کنم.

او ادامه می دهد: روز حادثه من یک طرف خیابان ایستاده بودم و آنها طرف دیگر. من نمی دانم این زن به شوهرش چه داده است. همون موقع بهش زنگ زدم و گفتم دست و پام از ترس می لرزه و می خوام برم.

او در پاسخ گفت که شما مرد نیستید و مشتاق نیستید و می خواهید مرا در این شرایط تنها بگذارید. از صحبت های این زن تحریک شدم و به آنها نزدیک شدم. با شوهر این زن دعوا کردم و دو ضربه به او زدم و او به زمین افتاد.

  مهدی طارمی; مهاجم تیم منتخب لیگ برتر پرتغال

سریع سوار ماشین شدم و این خانم هم سوار شد و پیاده شدیم رفتیم. در نیمه راه به من گفت که او را رها کنم تا بتواند کارش را انجام دهد و بعداً به مشهد بیاید. نزدیک مشهد بودم که دیدم خواهر این خانم با من تماس گرفت و گفت تو قاتل هستی و شوهر خواهرم را کشتی.

خواهر این زن با من صحبت می کرد، اما یک بار هم نگفت که خواهرش شوهر دارد، چه برسد به اینکه بچه داشته باشد. بیست روز بعد از این ماجرا در مشهد دستگیر شدم. در جلسات دادگاه به من گفتند که شوهر این زن را با چاقو کشته ای.

اگه اصلا چاقو نداشتم از این زن هم بازجویی کردند و گفت من آن روز چاقویی در دست این مرد ندیدم. این خانم قبلاً به من گفته بود؛ مسئولیت قتل را به عهده بگیرید، چون خود را پدر و مادر خانواده می دانم، موافقم که انتقام نخواهید گرفت. بعد از این اتفاقات متوجه شدم که این خانم اصلاً خودش را ساقی نمی داند. شاکی مادر این مرد و یکی از برادرانش است».

دو روز فرصت داریم تا این جوان را از چوبه دار نجات دهیم

نیره مقدم مدیر گروه گلریزان امام رضا(ع) در خصوص پرونده این زندانی به «اعتماد» گفت: در ابتدا مأموران دم دیه را 3 میلیارد تومان اعلام کردند. با تلاش خود توانستیم آنها را متقاعد کنیم که با پرداخت یک و نیم میلیارد تومان موافقت کنند. خانواده مدعی نیز پذیرفتند.

اکنون 700 میلیون تومان از این مبلغ که در این مدت جمع آوری شده، آماده است. 300 میلیون تومان باقی مانده و تنها دو روز دیگر فرصت داریم تا یک میلیارد تومان مهریه والدین را پرداخت کنیم.

بعد از آن از مبلغ یک و نیم میلیارد 500 میلیون تومان دیگر باقی می ماند که ظرف سه ماه می توانیم آن را به خانواده شاکی پرداخت کنیم اما همین الان باید 300 میلیون تومان جمع کنیم تا بتوانیم این را بگیریم. مرد جوان از چوبه دار در دو روز . نجات دادن.”

دیدگاهتان را بنویسید