قتل بر اثر سوء تفاهم

422957 213 خبر مرکزی

پسری که مرد غریبه ای را به خاطر سوء تفاهم کشته بود در دادگاه از خود دفاع کرد. متهم مدعی است که مرتکب قتل شده در حالی که اصلاً مقتول را نمی‌شناخت و او را با دیگری اشتباه گرفت و در نهایت برای حفظ جان خود مرتکب قتل شد.

بر اساس محتویات پرونده، یک سال پیش جسد نیمه جان و خون آلود مرد جوانی به نام آریا به بیمارستان منتقل شد. وقتی پلیس به بیمارستان رسید، آریا مرده پیدا شد. این در حالی بود که به کارکنان سیگنال برخورد داده شد. پلیس در محل حاضر شد و متهم را بازداشت کرد.

مرد جوان با اعتراف به دعوای خود با آریا مدعی شد مقتول قبلاً او را تهدید کرده و از ترس او را کشته است. در تحقیقات بعدی مشخص شد مقتول و متهم به هیچ وجه با هم آشنایی نداشته و متهم اشتباه کرده است.

ماموران از دوست مقتول که در محل حضور داشت بازجویی کردند. او گفت: من و دوستم آریا در ماشین نشسته بودیم که مرد جوانی به سمت ما آمد و با آریا تماس گرفت. وقتی آریا پایین آمد، با چاقو حمله کرد و آریا را زد.

من نفهمیدم چرا بین آنها درگیری وجود داشت. اما بعد دیدم جوان فرار کرد و آریا هم به دنبال او رفت. قرار بود به دوستم کمک کنم که ناگهان مرد جوانی او را شلاق زد و جمجمه اش را پاره کرد، بلافاصله آریا را به بیمارستان رساندیم. اما او زنده نماند و در بیمارستان درگذشت.

با تکمیل تحقیقات و تشکیل کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه دوم دادگاه کیفری استان تهران ارسال شد. در جلسه دادگاه ابتدا کیفرخواست متهم قرائت شد و سپس مادر مقتول به عنوان تنها قیم حاضر شد و خواستار قصاص شد. وی گفت: پسرم بی گناه کشته شد.

  تاج در ایران رو به افول است؟!

اگر پسرم با متهم دعوا می کرد یا اصلاً او را می شناخت و حتی یک بار هم سلام و احوالپرسی می کردند، می گفتم پسرم هم مقصر این جنگ بود. اما هیچ کدام از اینها اتفاق نیفتاد. پسرم مقابل دوستش بود که متهم به سمت او رفت و او را با چاقو زد و سپس او را کتک زد. چرا چنین فردی را ببخشیم؟ خودش می گوید که پسرم را نمی شناختم. پس او را نمی بخشم و قصاص می خواهم.

زمانی که نوبت به متهم رسید، وی به قتل اعتراف کرد و گفت: چند روز قبل از این حادثه در محل سکونت من درگیری رخ داد و برای میانجی گری وارد این درگیری شدم. اما دو طرف دعوا به من اعتراض کردند و گفتند به تو ربطی ندارد و ما اختلاف خودمان را حل می کنیم.

به من فحاشی کردند و گفتند حق نداری چیزی بخوری و حتما انتقام دخالت تو را خواهیم گرفت و تهدیدم کردند که کتک می زنند. و من خیلی ترسیده بودم.

متهم ادامه داد: از آن روز یک چاقو با خود حمل می کردم تا اگر زمانی قصد کتک زدن من را داشتند از خودم دفاع کنم. تا شب سقوط. بیرون رفتم تا زباله ها را بیرون بریزم و ناگهان دیدم دو مرد جوان در ماشین مشغول تماشای من هستند. یکی از آنها پایین آمد.

تعجب نکنم جلو رفتم و رفتم جلو و گفتم چرا اینجا ایستادی میای منو بزنی. پسر ناشناس گفت نه من برای آن نیامده ام. دستش را گرفتم و با چاقو به او ضربه زدم، دستش را زخمی کردم و ژاکتش را پاره کردم.

  آغاز مرحله پنجم اردوی تیم ملی کاراته

متهم ادامه داد: بعد دوستش نزد من آمد و اعتراض کرد. گفتم دوستت قبلاً مرا تهدید کرده بود و مرا خواهد کشت. اما هیچ کدام از پسرها به من نگفتند که من اشتباه می کنم و قبلاً مرا تهدید نکرده بودم. چون دو نفر بودند ترسیدم و فرار کردم. وارد خانه که شدم ناگهان آریا پایش را روی در گذاشت و وارد شد.

من هم خیلی ترسیدم و دوباره با چوب به او زدم. او غرق در خون بود، من خیلی ترسیده بودم و او غمگین بود. برادرم با صدای ما بیرون آمد و با دیدن صحنه گفت فرار کن. من هم فرار کردم و چند روز بعد دستگیر شدم.

متهم گفت: اگر مقتول یا دوستش به من می گفتند که تهدیدی نکرده اند، این کار را نمی کردم و می رفتم. وقتی گفتم قبلاً مرا تهدید کرده ای، مرا بی پاسخ گذاشتند. بنابراین فکر کردم آنها واقعاً مرا تهدید می کنند و به همین دلیل من را زدند.

سپس وکیل متهم موضع گیری کرد. او از موکلش دفاع کرد و گفت: موکلم قصد قتل نداشت و در حین فرار مرتکب قتل شد. یعنی اگر مقتول دنبالش نمی رفت چطور این قتل اتفاق نمی افتاد. اما اینجانب به عنوان قیم مادر مقتول عذرخواهی کرده و از طرف موکل آمادگی خود را برای مصالحه اعلام می نمایم.

سپس متهم برای انجام آخرین دفاع خود برخاست. او گفت: «خیلی ترسیده بودم. اعتراف می کنم اشتباه کردم؛ اما اشتباه من به خاطر ترس و وحشت چند روزه ای بود که داشتم. حتی در تاریکی شب هم نمی‌توانستم بفهمم این پسر جوان بود که مرا تهدید می‌کرد یا دیگری.

  اعدام قاتل روحانی در حرم رضوی

پسرک جواب درستی به من نداد. آنقدر عصبانی بود که مدام فحش می داد و فحش می داد و تهدید می کرد. می دانم که مادر این جوان بسیار ناراحت است. چون بچه اش را بی دلیل و از روی ترس کشتم. از مادر مقتول می خواهم که به جوانی من رحم کند و مادر من باشد و مرا ببخشد. بسیار متاسفم.

در پی اظهارات متهم، قضات شعبه ۲ دادگاه کیفری استان تهران برای صدور حکم شتافتند.

دیدگاهتان را بنویسید