قتل با چاشنی خیانت

413222 637 خبر مرکزی

رای قطعی قضات شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی با ورود وی به دالان های تاریک پرونده، نقشه شوم پرونده قتل را فاش کرد و نشان داد که جنایت هولناک با جرقه خیانت از یک سایت همسریابی غیرقانونی آغاز شده است. .

در اوایل سال 97، زنی 40 ساله وارد سایت های همسریابی در فضای تلگرام شد و به تحقیقات «سیاه» پرداخت. ز که خودش زن متاهلی بود، آنقدر در باتلاق آلوده جستجو کرد که در شهر ناکادا با مردی آشنا شد و با ادعای مجرد بودنش وارد رابطه کثیفی شد.

آر که یک کارگر معمولی بود خیلی زود عاشق Z شد و تلفن و پیامک های آنها دور از چشم ر (همسر زن جوان) ادامه یافت تا اینکه روزی زن جوان تصمیم عجیبی گرفت. وی که ساکن سبزوار بود، همسر و زندگی خود را رها کرد و با آدرسی که از AC دریافت کرد با اتوبوس به شهر ناکده رفت.

«ع.ص» که از دیدن زنی 40 ساله خوشحال شده بود و مدعی بود همسرش نمی تواند باردار شود، او را مخفیانه به خانه خواهرش برد و مدتی با هم ملاقات کردند، اما در این بین برخی از بستگان «ع.ش» گفتند. در مورد حضور مخفیانه یک زن، مرد جوان مطلع شد و به این ترتیب مرد 42 ساله برای جلوگیری از آبروریزی گفت که یک “ز” به خانه اش فرستاده و دیگر با او ارتباطی ندارد. اما دروغ می گفت . .

شب قبل نقشه دیگری برای ادامه این رابطه کثیف در نظر گرفته بودند. زن جوان دوباره سوار اتوبوس شد اما به محل زندگی آنها در تهران رفت.

AS ساعاتی بعد عازم تهران شد و دوباره با هم ملاقات کردند و تصمیم گرفتند به دور از چشم دیگران به شهرهای شمالی کشور بروند. آنها خیلی زود به شمال رسیدند و حدود 25 روز مخفیانه زندگی کردند. بعد از این ماجرا بود که با نقشه شوم «ز» نقشه وحشتناکی ریختند تا به راحتی با یکدیگر ازدواج کنند تا زن جوان نیز از حق بیمه شوهرش برخوردار شود.

  دادگاه دختران پسران; خوب یا بد

«ز» پس از طرح این نقشه هولناک به سبزوار بازگشت و با ترفندی خاص با همسرش آشتی کرد و به خانه بازگشت. از طرفی «ع» که حالا به فکر کشتن همسر «ز» است، دوباره به تهران رفت و یک دستگاه خودروی پراید خرید و راهی سبزوار شد.

او تلفنی با «ز» در تماس بود تا اینکه در یکی از پارک های نزدیک محل سکونت «ز» چادر زد و به بهانه مسافرکشی وضعیت زندگی «ر» (شوهر جوان زن) را بررسی کرد. تا زمان اجرای نقشه قتل اثری از خود برجای گذاشت. او حتی به دوربین های مداربسته اطراف نگاه کرد و از محل ریخته شدن جسد در اطراف ساب زوار بازدید کرد.

«الف» هفته‌ای چند بار به خانه «ز» در پارک می‌رفت، اما نتوانست نقشه را عملی کند تا اینکه یک روز در حالی که آخرین روزهای تیرماه 97 در تقویم بود، «ع» وارد «ر» شد. و از «ز» خواست که با شوهرش تماس بگیرد تا زودتر به خانه برسد.

او در اتاق نشیمن پنهان شد و منتظر آمد تا شوهر زن جوان بیاید. مدتی نگذشته بود که «ر» همسرش را به خانه فراخواند و وارد اتاق شد، اما «ع» برای لحظاتی ظرف چدنی را برداشت و در کمال تعجب به سر او زد. «پ» که از شدت درد به خود می پیچید، روی زمین افتاد و همزمان با «ای سی» درگیر شد.

در همان حالت انگشت شست ع را طوری فشار داد که درد عجیبی وجودش را فرا گرفت اما ع رهایش نکرد و از ز خواست که روسری به او بدهد تا آر را خفه کند. «ز» که در آشپزخانه اش مشغول تهیه چای بود، بلافاصله برنج را به دست «ای سی» داد.

  ادامه افزایش تولید و عرضه سوخت دیزل و بنزین

در حالی که او کنترل کامل بدن R را در دست داشت، یک تکه روسری را دور گردنش پیچید و یک سر آن را به Z داد تا آن را نگه دارد، زیرا به دلیل درد انگشتش نمی توانست هر دو سر پارچه را همزمان بکشد. . زمانی که «ز» سر روسری را گرفت، سر دیگر آن را زیر پاهایش گذاشت و سپس با دست سر روسری را کشید تا «ر» مرد.

در این هنگام «ز» به پیشنهاد «ع» گوش بر دل همسرش نهاد و گفت: تمام شد. بعد از این ماجرا بود که آنها قسمت دوم نقشه شوم خود را اجرا کردند. “ع” جسد “ر” را در ملحفه و پتو قرار داده و سپس در صندلی عقب “ر” (مقتول) قرار داده و او را به اطراف شهر سبزوار که قبلاً این مکان را برای حمل انتخاب کرده بودند، بردند. خارج از طرح

زن جوان پشت فرمان خودروی پراید نشست و پشت سر او حرکت کرد. وقتی به ارتفاعات منطقه رسیدند، «ع» جسد را پشت فرمان خودرو گذاشت و با سرعت تمام خودرو را در دره رها کرد.

پس از اطمینان از واژگونی خودرو، هر دو با پراید به ساب زوار بازگشتند و «ای سی» ساعتی بعد عازم شمال کشور شد. «ز» نیز خون های ریخته شده روی فرش را تمیز کرد و آثار جنایت را از بین برد. صبح روز بعد پلیس زنگ زد و از زن جوان خواست که به کلانتری برود.

ماموران که با داستان جعلی تصادف رانندگی متوجه قتل شدند، از زن جوان خواستند درباره ماجرا توضیح دهد. زن جوان طبق برنامه قبلی گفت: شب بود که همسرم برای نماز به مسجد رفت و دیگر برنگشت! تا اینکه صبح ماموران با من تماس گرفتند.

  سه عکس بی نظیر از هوشنگه گلشیری

در همین زمان ماموران با دستور قضایی به منزل ز. رفته و به بررسی دقیق وضعیت پرداختند. وجود قطرات خون در راه پله ها و شستن ملحفه و قسمتی از فرش ظن ارتکاب جرم را افزایش داد و به همین دلیل زن جوان تحت بازجویی های تخصصی قرار گرفت.

ساعتی بعد اعتراف کرد که همسرش را کشته است و مدعی شد فریب «ای سی» را خورده است! در پی اعترافات زن جوان، بلافاصله ماموران به تعقیب «ع» پرداختند و وی را در شمال کشور دستگیر کردند.

با تکمیل تحقیقات و تشکیل کیفرخواست در دادسرای عمومی و انقلاب سبزوار، پرونده به دلیل اهمیت و حساسیت به شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی ارسال و توسط قاضی هادی دانیادیده به صورت ویژه مورد رسیدگی قرار گرفت.

پس از بررسی همه جوانب و ابعاد این پرونده مشخص شد که توطئه هولناک با جرقه خیانت باعث این جنایت هولناک شده است به همین دلیل دو متهم اصلی این پرونده پشت مسائل تخصصی قرار گرفتند و راز تصادف ساختگی را فاش کردند.

پس از چندین جلسه دادگاه در راهروهای تاریک پرونده جنایی، روشنایی دادگاه آغاز شد که با آشنایی کثیف در محل خواستگاری به پایان رسید. بدین ترتیب قضات دادگاه با توجه به محتوای پرونده، گزارش های پلیس و اعترافات صریح متهمان رای خود را صادر کردند.

بر اساس این حکم، «ع.ر» به اتهام قتل انتقام جویانه، ایجاد جراحات غیرواگیر و رابطه غیرقانونی به 99 ضربه شلاق محکوم شد. دادگاه همچنین «ز» (همسر مقتول) را به اتهام مشارکت در قتل به 25 سال زندان و به دلیل رابطه غیرقانونی به 99 ضربه شلاق محکوم کرد.

گفتنی است رای صادره از سوی قضات شعبه پنجم دادگاه کیفری استان خراسان رضوی قابل تجدیدنظرخواهی در دیوان عالی کشور است.

منبع: روزنامه خراسان

دیدگاهتان را بنویسید