قتل افسر پلیس تحت تعقیب توسط دزد

422650 329 خبر مرکزی

سارقی که او را در درگیری با سرباز اسکورت کشته بود در دادگاه کیفری یک تهران محاکمه و اظهار ندامت کرد.

متهم که پرونده های متعددی در زمینه سرقت دارد ساعاتی پس از شهادت سرباز جوان دستگیر و همزمان به قتلش اعتراف کرد. بر اساس محتویات پرونده، این مرد به اتهام سرقت موتورسیکلت دستگیر شد که تصمیم به فرار گرفت و سربازی به نام عبدالجبار را کشت.

متهم پس از دستگیری به قتل اعتراف کرد و گفت: سال ها آشپز بودم و درآمد خوبی داشتم و اداره زندگی ام آسان بود. من در دانشگاه دو پیشکسوت داشتم و برای دانشجویان آشپزی می کردم تا اینکه اخراج شدم و شغلم را از دست دادم. مشکلات من از همان زمان شروع شد.

اختلاف من با همسرم بالا گرفت. او اصرار کرد که سر کار بروم اما نتوانستم کاری پیدا کنم تا اینکه همسرم از من جدا شد و دختر هشت ساله ام را با خود به خانه پدرش در شهر برد. خیلی به دخترم وابسته بودم و دوری او آزارم می داد تا اینکه مدتی بعد تصمیم گرفتم دزدی کنم و امرار معاش کنم.

فکر می کردم با پولی که می دزدد می توانم یک زندگی عادی بسازم و زن و بچه ام را پس بگیرم. سرقت موتور بسیار سودآور بود، بنابراین بیشتر موتور را دزدیدم. در این بین چندین بار دستگیر و پس از گذراندن دوران محکومیتم آزاد شدم، اما به محل سرقت بازگشتم تا اینکه آخرین باری که یک موتورسیکلت سرقت کردم شناسایی و دستگیر شدم.

مرا به کلانتری و سپس به دادسرا بردند. متهم در ادامه اعترافاتش گفت: مردی که مرا به دادسرا برد سرباز عبدالجبار بود. او اسکورت من بود و خیلی متمرکز بود. در دادگاه با قرار وثیقه آزاد شدم و چون مبلغی را که گفته بودند نداشتم دستگیر شدم.

  توئیت زینب سلیمانی از ارادت حاج قاسم به خوزستان

در آنجا در اتاق بازپرس دستبندهای متهم را باز کردند و او را به دست و پایم بستند و به کلانتری بازگرداندند و وسایلم را داخل کیفم انداختند و به من تحویل دادند.

متهم ادامه داد: ناهار بود و هر دو گرسنه بودیم. تصمیم گرفتیم ساندویچ بخریم. دو تا ساندویچ خریدیم از سرباز عبدالجبار خواستم پاهایم را باز کند تا راحت بنشینم و ساندویچ بخورم. پاهایم را باز کرد و ناگهان دلش سوخت و گفت برویم کلانتری.

بلافاصله به فکر فرار افتادم. تا آن زمان اصلاً به فرار فکر نکرده بودم. یک لحظه چاقو را از وسایلم برداشتم و در جیبم گذاشتم و بعد فرار کردم. عبدالجبار به دنبال من آمد و خیلی سریع دوید و توانست به من برسد و مرا بگیرد. برای فرار از دستش چند ضربه چاقو زدم اما قصد کشتن او را نداشتم.

وقتی روی زمین افتاد فرار کردم. در راه قیچی خریدم و دستبندم را باز کردم و بعد برای پول درآوردن یک موتور سیکلت دزدیدم و دستگیر شدم.

با شهادت متهم و بازسازی صحنه جنایت و تشکیل کیفرخواست، پرونده برای رسیدگی به شعبه 11 دادگاه کیفری استان تهران ارسال و متهم به دادگاه معرفی شد. در ابتدای جلسه، نماینده دادسرا با قرائت کیفرخواست متهم، خواستار مجازات وی شد.

سپس بستگان مقتول برخاستند و خواستار قصاص شدند. وقتی نوبت به متهم رسید، او بلند شد و گفت اتهام قتل عمد را قبول ندارد. چون عمدا نکشته گفت: من با مقتول دشمنی نداشتم و اصلاً او را نمی شناختم.

مشکلات من از آنجا شروع شد که همسرم مرا ترک کرد و من تنها بودم و مجبور شدم برای بازگرداندن زن و بچه ام دزدی کنم. وقتی عبدالجبار را برای اخراج من فرستادند، اصلاً به فکر فرار نبودم. چون جوان بود و بسیار مراقب بود.

  ستاره بزرگ فوتبال آلمان و بایرن مونیخ در تهران

وقتی ساندویچ خریدیم تا بخوریم، نمی دانم چه شد، ناگهان پشیمان شد و گفت دیگر نمی خواهد بنشیند و باید به پلیس مراجعه کنیم. می دانستم که به زندان می افتم. چون تضمینی نداشتم که به دادگاه بیاورم. از اسکورت خواستم اجازه دهد چند دقیقه اینجا بنشینیم اما او نپذیرفت و گفت رئیس پلیس مخالفت می کند. من نمی خواستم به زندان بروم، بنابراین تصمیم گرفتم فرار کنم.

در واقع بلافاصله تصمیم گرفتم فرار کنم. وقتی دویدم خیلی سریع به من رسید. آنجا بود که با هم دعوا کردیم و من برای فرار با چاقو او را زدم و قصد کشتن او را نداشتم. متهم در ادامه سخنان خود خطاب به قضات گفت: عبدالجبار جوان بود.

او هم مثل من از شهرستان به تهران آمد و خدمت سربازی را انجام داد. ما حتی به طور کلی صحبت کردیم و او از برنامه های خود برای زندگی صحبت کرد. من نمی خواستم برای او مشکلی ایجاد کنم. به خودم گفتم که فرار از من فقط باعث می شود که او بیش از حد فشار بیاورد و اتفاق خاصی نمی افتد.

حتی وقتی او را با چاقو زدم، نمی دانستم که باعث مرگش شده ام. متهم گفت: از کاری که کردم بسیار متاسفم. این ضایعه را به پدر و مادر تسلیت می گویم و طلب آمرزش می کنم. من دزد و جنایتکار هستم اما قاتل نیستم و از اتفاقی که افتاده بسیار متاسفم.

به گفته متهم، وکیل وی صحبت و دفاعیات خود را ارائه کرد. در پایان هیئت منصفه برای تصمیم گیری عجله کرد و به زودی رای خود را صادر خواهد کرد.

  چرا مریم سعادت کمدین شد؟!

دیدگاهتان را بنویسید