عزاداری در کلانشهر؛ از آبادان تا مترو تهران

444293 248 خبر مرکزی

حتی در متروی تهران هم صحبت از مریم و رامین، آب میوه فروشی عمو فوزی و پسرانش و همچنین پدر و همکلاسی های ملیکا است. اسامی و عکس هایی که با نوای سنج و سنج و نوای نوحه نقل و پخش می شود.

عزاداری از آبادان و در خیابان روبروی ساختمان فرسوده کلانشهر در حالی آغاز شد که مادرش دستانش را با گیره مو و کارگران بدن درآورد. پیر و جوان خود را دور یکدیگر می پیچند، به بابل می روند و سینه های محافظت شده خود را کبود می کنند. مجالس همدردی و عزاداری به اصفهان، یزد، تهران و سایر شهرها سرایت کرد و ساز موسیقی همان نواحی جنوب بود.

باورها و داستان های عزاداری در جنوب بر سر زبان ها افتاده است و هر کاربری که حالا صفحه شخصی خود را رسانه می داند تعبیر خود را نقل می کند: «این عزاداری رسم ما هنگام مرگ در آبادان و اهواز است. “آنها برای پس گرفتن این می جنگند. اجساد بلعیده شده اند.”

اما جبار رحمانی، انسان شناس و مردم شناس فرهنگی، با پیوند این شیوه عزاداری با یک سنت قدیمی مخالف است و آن را رد می کند.

وی معتقد است: موضوع این عزاداری مربوط به جامعه آبادان است، جامعه ای که این عزاداری را جمعی درک می کند و در عین حال احساس تنهایی می کند. دلایل زیادی در ذهن مردم این جامعه وجود دارد از جمله اینکه “مقصر کیست؟” فروریختن یک برج تقصیر یک نفر نیست، بلکه تقصیر گروهی از مردم است. «مشکل از بین رفته است عزیزم، و موهای زنان به طور سنتی بهترین نمایانگر رنج و بدبختی است که بر مردم وارد شده است.

  شباهت عجیب گوشی چینی به آیفون 13

این مردم‌شناس، موهای جمعی زنان و مردان آبادانی را واکنشی به از دست دادن عزیزانشان به تقصیر قربانیان بی‌گناه دیگری می‌داند که هنوز مقصر اصلی آن‌ها مشخص نیست. برای جامعه ای سخت است که عزیزان خود را بیهوده از دست بدهد و این مصیبت بسیار تلخ است. بنابراین عزاداری دسته جمعی سازوکاری برای تحمل چنین رنج هایی است.

البته این عزاداری مبنای سیاسی، معنوی، روانی و مذهبی دارد و سنت نیز در آن اهمیت دارد. دین فقط بازگشت به گذشته نیست، بلکه حل وضعیت فعلی است.

رحمانی می گوید: یک اتفاق گاهی برای جامعه وزن اجتماعی، سیاسی و فرهنگی دارد و گاهی می تواند باری بر زخم گذشته باشد، اما یک رویداد کلان شهری چند بعد دارد. سازوکارهای تدبیر در جامعه ما نشان می دهد که برخی دستگاه ها درست کار نمی کنند.

متروپل نشان می دهد که برخی از مکانیسم ها آنقدر آسیب دیده اند که سازه قبل از عملیاتی شدن کامل فرو می ریزد. «به عبارت دیگر مشکل اصلی کلان شهر، پیدایش ساده ساختمان نیست، بلکه نظم زندگی جمعی و فساد است و حیات اخلاقی جامعه را به چالش می کشد.

وی نکته مهم بعدی در این حادثه را اهمیت استان خوزستان می داند: «استانی که با وجود ثروت فراوان، محروم است. از این رو محرومیت و نابرابری مایه نگرانی است. به نظر می رسد سرمایه این خاک و زخم های تاریخی مدرن آن نقش مهمی در چنین شرایطی داشته باشد.

در این مدت مردم یک مصیبت دارند و به نظر می رسد غیر از عزیزانی که از دست داده اند، همه آثار گذشته برایشان زنده می شود.

  انفجار در کابل نیوز سایت افکارنیوز

این مردم شناس معتقد است: آنچه در روزهای اخیر از سوی مردم آبادان دیده شده، نه تنها ماتم زده، بلکه نشان دهنده فاجعه ای است که بر جامعه ای رنج دیده وارد شده است و به همین دلیل است که عزاداری در چند سطح بیان می شود و همچنان ادامه دارد.

مردم از یک سو برای عزیزانی که گم شده و دفن شده اند و از سوی دیگر برای عزیزانی که هنوز اجسادشان پیدا نشده و بیم جان باختن آن ها را می سوزانند. «این عزاداری فقط برای مرگ نیست، بلکه قوت و انسجام معنوی جامعه را برای مصیبت فراهم می‌کند، بنابراین جامعه عزادار عزیزانی است که از دست داده‌اند و عزیزانی که شناخته نشده‌اند.

رحمانی همچنین درباره سطح سوم در این زمینه گفت: جامعه در سطح سوم خود را مقصر مصیبت‌های خود، مصیبت غیرمسئولانه برخی مسئولان و نابرابری‌های ساختاری می‌داند که معتقد است عزیزانشان در اثر بی‌مسئولیتی از دست رفته‌اند.

مایه تاسف است که هموطنان ما بیهوده جان خود را از دست می دهند بدون اینکه مجرم شناخته شوند یا توبیخ شوند یا حداقل برای جلوگیری از این فجایع اقداماتی انجام دهند.»

ساختمان 10 طبقه صوفیه ظهر 11 خرداد در آبادان فروریخت. تا امروز 37 جسد از زیر آوار خارج شده و تعدادی مجروح شده اند. آواربرداری ادامه دارد.

دیدگاهتان را بنویسید