شکست عشقی؛ انگیزه یک دختر جوان برای آدم ربایی

421535 849 خبر مرکزی

دختر انتقام جو زمانی که متوجه شد دوست پسر سابقش قصد دارد با رئیسش ازدواج کند، باردار شد و برای انتقام توطئه عجیبی را انجام داد.

چند روز پیش دختر جوانی با ضعیف و مجروح به کلانتری رفت و ضمن شکایت از دختر و پسر جوانی گفت: من مدیر یک شرکت خصوصی هستم. امروز که محل کارم را ترک کردم وقتی دیدم ماشینم خراب شده شوکه شدم.

باورم نمی شد که یک نفر روی بدنه ماشین مدل بالا من جمله ای را اسپری کرده و آن را با سنگ و چاقو نابود کرده است. در حالی که در شوک و شوک به ماشین نگاه می کردم، ناگهان دختر و پسر جوانی به سمت من آمدند و با تهدید چاقو مرا به زور سوار ماشینم کردند. یک ساعت بعد مرا از شهر خارج کردند و کتک زدند. مدام تهدیدم می کردند که اگر با امیر ازدواج کنم کشته می شوم.

دختر جوان ادامه داد: مدتی پیش امیر مهندس کامپیوتر در شرکت من استخدام شد و چند ماه بعد از من خواستگاری کرد.

رفتار، شخصیت و خانواده اش را دوست داشتم. پیشنهاد ازدواجش را پذیرفتم و نامزد کردیم. اما من واقعا از این اتفاق شوکه شده ام و نمی دانم این دختر و پسر چه رابطه ای با امیر داشتند و چرا با من اینطور رفتار کردند.

با دستور بازپرسان جنایی تحقیقات برای دستگیری دختر جوان آغاز شده است. کارکنان در اولین اقدام با بازرسی از دوربین های مداربسته اطراف شرکت موفق به دریافت شماره ثبت متهمان شدند. همچنین در تحقیقات امیر، او ادعا می کند که به نامزد سابقش سارا مشکوک است.

  دستگیری یک قاچاقچی 19 کیلویی تریاک

از سوی دیگر در بررسی های بیشتر مشخص شد خودرویی که دختر جوان در آن ربوده شده متعلق به سارا بوده است. بدین ترتیب دختر جوان دستگیر و در تحقیقات به اعتراف گشود. او با پشیمانی از کارش گفت: امیر عشق قدیمی من بود و او را خیلی دوست داشتم.

من 8 سال با امیر دوست و نامزد بودم، با هم بزرگ شدیم. درس خواند و سربازی رفت و من همیشه در کنارش بودم اما مشکل از زمانی شروع شد که در شرکت این خانم استخدام شد. چند ماه بعد رفتارش عوض شد و دیگر به من توجهی نکرد. تا اینکه یک روز به من گفت همه چیز بین ما تمام شده و باید از هم جدا شویم چون می خواهد برای همیشه ایران را ترک کند.

متهم ادامه داد: «باورم نمی‌شد که او با من اینطور رفتار کرد و بعد از هشت سال به این راحتی تمام عشق و علاقه‌ای را که نسبت به او احساس می‌کردم نادیده گرفت.» می‌دانستم خروج از ایران بهانه‌ای است، برای همین مدتی او را تماشا کردم. فهمیدم سفر و مهاجرتی در کار نیست، اما امیر با رئیس شرکتش ملاقات کرده و قصد ازدواج دارد.

من خیلی ناراحت شدم و تصمیم گرفتم از او انتقام بگیرم. یک روز ماجرای پسر عمویم را گفتم و مجبور شدیم این نقشه را اجرا کنیم تا این دختر بترسد و نامزدی اش را خراب کند. در پی اعترافات دختر جوان، پسرخاله وی نیز دستگیر شد و تحقیقات از سوی بازپرس ادامه دارد.

منبع: روزنامه ایران

دیدگاهتان را بنویسید