زن جوان خانه دامادش را آتش زد

444162 915 خبر مرکزی

سجادپور| هنوز غروب صبح آسمان مشهد بود که شعله های آتش یک آپارتمان در شهرک نوید زبانه شعله ور شد. دود غلیظی فضا را پر کرده بود و مردم محلی نگران و ترسیده خانه ها را ترک کردند.

هیچ کس نمی توانست به شعله های آتش نزدیک شود. وحشت عجیبی وجود داشت. 125 آتش نشانی اشغال شده است. همه با دیدن این وضعیت وحشتناک گوشی را برداشتند و خواب آلود با آتش نشانی تماس گرفتند. چیزی نگذشت که ماشین های آتش نشانی سکوت صبحگاهی را شکستند.

امدادگران آتش را روشن کردند و آتش را آغاز کردند. با فروکش کردن شعله ها و بلند شدن دود سفید از اتاق ها، مشخص شد که آتش تصادفی نبوده است. هیچ کس در خانه نبود و همین امر عملیات نجات را با مشکل مواجه کرد.

همزمان با رسیدن به محل آتش سوزی، آتش نشانان در مراحل اولیه اطفای حریق، آثار عجیبی از این حادثه هولناک مشاهده کردند که ماجرا را پیچیده کرد؛ لذا گروه کارشناسی و تخصصی وارد عمل شده و مشکل را بررسی کردند. در همین حین عده ای از اهالی و اطرافیان مالک با او تماس گرفتند و ماجرای آتش سوزی را به او گفتند.

ساعاتی بعد با حضور اهالی و اهالی خانه سوخته تحقیقات پلیس ادامه یافت و کارشناسان آتش سوزی را عمدی عنوان کردند.

با صدور دستور ویژه سرگرد جعفر عامری (رئیس کلانتری سپاد)، تحقیقات نامحسوسی از سوی گروهی از ماموران پلیس آگاهی آغاز شد و با اخذ مجوز قضایی، در نهایت به دلیل رصد دقیق، دو مرد جوان در این آتش سوزی عمدی جان خود را از دست دادند. برای نظارت تصویری که نشان داد در آن ساعت بامداد (حدود ساعت 5:30 صبح) دو مرد جوان با یک بطری بنزین وارد کوچه شدند. شیشه خانه ای را شکستند و آتش زدند.

  گره های کروموزومی سرطان زا هستند

مدتی بعد دو جوان سجاد و سعید در سپاد توسط پلیس آگاهی دستگیر شدند اما سجاد متهم 28 ساله حادثه ماست در بازجویی گفت که متهم 25 ساله سوابق کیفری به توصیه زن جوانی به نام «ف.ج»، دار برای آتش زدن خانه استخدام شد.

پس از اعترافات دو متهم، بلافاصله ماموران با نظارت مستقیم رئیس کلانتری سپاد به «ف» مراجعه و با دستور قضایی زن جوان را دستگیر کردند. وی پس از تکمیل معاینات روانی متهم در دایره مشاوره و مددکاری اجتماعی به سوالات خبرنگار خراسان درباره این ماجرای هولناک و ماجرای او پاسخ داد. آنچه می خوانید حاصل این گفتگوی ویژه با زنی است که آدام را برای انتقام وحشتناک استخدام کرده است.

شما چند سال دارید؟ 31 ساله * متاهل؟ آره

شما بچه دارید من 2 پسر خردسال دارم.

خانواده شما کجا زندگی می کنند؟ من در خانواده ای پرجمعیت بزرگ شدم و پدرم از راه کشاورزی در یکی از روستاهای فریمان امرار معاش می کرد اما پس از ازدواج در مشهد ساکن شد.

پدر و مادرت زنده اند؟ آره. اما آنها پیر هستند و در خانه زندگی می کنند.

چطور با همسرت آشنا شدی؟ شوهرم از خانواده پدری ام ساکن یکی از شهرستان های مرزی خراسان رضوی است.

چرا به مشهد مهاجرت کردید؟ چون همسرم بیکار بود و برای یافتن شغل به مشهد آمدیم که با ماشین رفت و آمد می کرد.

چند سال با هم زندگی می کنید؟ ۲۳ ساله بودم که ازدواج کردم اما ۶ سال پیش زندگی مشترکمان را شروع کردیم.

رابطه شما با همسرتان چگونه بود؟ همسرم به مواد مخدر معتاد بود و بعد رفت. بعد از ازدواج متوجه شدم که او مشکل اعصاب دارد و برای آرامش باید قرص بخورد. به همین دلیل همیشه عصبی و پرخاشگر بود و به ندرت با من با آرامش رفتار می کرد. به همین دلیل، ارتباط عاطفی ما بسیار ضعیف بود و همین باعث شد که من از او جدا شوم تا جایی که در واقع یک طلاق عاطفی بین ما رخ داد.

  جزئیات پیشنهاد رئال به امباپه

آیا شما به تنهایی کار می کنید؟ آره. من دوره کارآموزی آرایشگری را گذراندم و خودم یک آرایشگاه راه اندازی کردم.

از کی با این پسر (سجاد) آشنا شدید؟ دو سال است که سجاد را می شناسم. او در محله ما ماست می فروخت و از من کوچکتر بود، اما به خوبی احساس مرا درک می کرد.

رابطه شما با خانواده همسرتان چگونه است؟ رابطه من با پدرشوهرم خیلی خوب است. او تفاوت چندانی با مادرش نداشت، اما بیشتر به حرف های دیگران توجه می کرد و هرچه می گفت قبول می کرد.

دشمنی با دامادت برای چه بود؟ دامادم از شوهرم کوچکتر است و من با همسرش رابطه خوبی داشتیم و با هم دوست بودیم اما در زمان شیوع تاج مریض شدم و چون حالم خوب نبود به خانه پدرم رفتم.

همسرم هم چون تنها بود به خانه برادرش رفت و در آنجا بهانه کردند که او تاجدار نیست تا اینکه برادر شوهرم با من تماس گرفت و گفت همسرش مریض است و باید به خانه برود! من هم با همین حس به مشهد آمدم اما وقتی فهمیدم دروغ می گویند از پدرشوهرم شکایت کردم. به همین دلیل پدرشوهرم و مادرشوهرم برای حل مشکل ما به مشهد آمدند…

آن روز برای ناهار در خانه برادر شوهرم دعوت شدیم و شوهرم سر کار بود. تناقض بین ما در حال تشدید است. ناراحت بودم که در همان لحظه برادر شوهرم بلند شد و ضربه محکمی به صورتم زد. با گریه به شوهرم زنگ زدم و ماجرا را به او گفتم. وقتی به آنجا آمد و به جای حمایت از من حرف های دیگران را شنید، با لگد و لگد به من زد و مرا به شدت کتک زد. گفت تو به پدر و مادرم احترام نذاشتی و …

  آمریکا باید از الاغ شیطان خارج شود و در مسیر مذاکرات برد-برد قرار گیرد

از آن زمان به بعد دامادم اجازه نداد پدرشوهرم با من ارتباط برقرار کند و من خیلی ناراحت بودم چون بی دلیل مرا متهم کردند… بنابراین از او انتقام گرفتم و خواستم او را اذیت کنم. ..

چه شد که تصمیم گرفتید خانه را آتش بزنید؟ وقتی ناراحت شدم به سجاد گفتم می خواهم دامادم را اذیت کنم. در غیاب برادر شوهرم به آنها پیشنهاد دادم که خانه آنها را سرقت کنند یا آن را به آتش بکشند …

آیا متهمان پرونده را می شناختید؟ خیر می دانستم سجاد دوستانی دارد که اراذل و اوباش هستند. سجاد مجبور شد از آنها در مورد هزینه کارشان بپرسد، اما یک روز سجاد زنگ زد و گفت 20 میلیون می گیرند تا خانه را آتش بزنند …

20 میلیون دادی؟ آره. 10 میلیون وام مسکن داشتم که به قرعه کشی گرفتم و بقیه درآمد آرایشگاهم را قبل از عید پرداخت کردم.

روز آتش سوزی کجا بودی؟ در ایام نوروز بود. من و خانواده ام و داماد و خانواده ام به شهری رفتیم که پدر شوهرم در آن زندگی می کند. از آنجا به سجاد زنگ زدم و گفتم الان فرصت خوبی است. فقط می خواستم اثاثیه خانه بسوزد و اتفاق دیگری نیفتد.

حدود ساعت 5:40 صبح با تلفن برادر شوهرم تماس گرفتند که خانه آتش گرفته و بلافاصله به مشهد آمدند. البته قبل از آن سجاد به من پیغام داد که ما کارمان را انجام داده ایم و از آنها پرسیده بود: «دوربین چیزی نبود؟» گفت نه. در حالی که سجاد و همدستش به دلیل مصرف مشروبات الکلی عادی نبودند و دوربین ها را ندیده بودند!

منبع: روزنامه خراسان

دیدگاهتان را بنویسید