ربودن پسر با ماشین

415088 562 خبر مرکزی

مریم رضاخا| ماجرای ناپدید شدن او مهر و موم نشد. راز ناپدید شدن پسر اهوازی چهار ماه بعد فاش شد. نام مهرسام از لیست بلند بالای فرزندان گمشده حذف شد و به مادرش بازگشت. مادری که چیزی جز انتظار در آن چهار ماه و عذاب تلخی که یکشنبه تمام شد را تجربه نکرد.

در این مدت برای این نجار دست به هر کاری زدند، از مژدگانی میلیونی گرفته تا انتشار عکس های او در فضای مجازی. پلیس هم به دنبال آدرس این کودک پنج ماهه است اما انتشار عکس مهرسام در صفحه سپه حیدری لبخند بر لبان مادر اهوازی زد. در هر تماس، بارقه‌ای از امید در دل مادر داغدارش جاری می‌شد که تصویر نور امید قلبش را روشن می‌کرد.

مهرسام که ساعت 19 و 30 دقیقه روز 16 تیرماه از مقابل منزلشان ربوده شده بود، طی یک جستجوی شیب دار در تهران به خانه خود در اهواز بازگشت. کودکی که 4 روز از مادرش دور ماند. سرنوشت او مرموز و مرموز بود. چهار ماه و سه روز تمام مادر با انتشار عکس و فیلم تنها فرزندش در فضای مجازی اشک می ریخت و التماس می کرد.

این در حالی است که پلیس اطلاعات اهواز به دنبال یافتن ردی از کودک و آدم ربایی مردانی است که شب هشتم تیرماه با مهرسام خودروی پدر کودک را از جلوی درب منزل سرقت کرده بودند. پرونده ای مشابه بنیتا کوچولو که با خودروی پدرش از مقابل منزلشان در تهران ربوده شده بود در اداره اطلاعات اهواز تشکیل شد.

تابستان 96 ربوده شدن این دختر 9 ماهه منجر به مرگ دلخراش بنیتا شد. چهار سال از فاجعه غم انگیز قتل بنیتا می گذرد، اما این فاجعه دوباره تکرار شده و ترس از پایان تلخ ماجرا در خانواده مهرسام رخنه کرده است. تحقیقات درباره آدم ربایی در دستور کار پلیس قرار گرفت.

ثانیه های تلخ

در آن شب سیاه وقتی پدر مهرسام برای کمک به مادرش ماشین را برای چند ثانیه ترک کرد، چند مرد ماسک و کلاه پوش سوار ماشین شدند و برای لحظاتی ماشین مقابل در خانه را دزدیدند.

  قیمت روز گوشی موبایل سامسونگ پنجشنبه 27 آبان 1400

اما ماجرا به یک تراژدی تبدیل شد زیرا مهرسام در صندلی عقب خودرو ربوده شد. ماجرای سرقت و ناپدید شدن خودروی مهرسام در دستور کار پلیس قرار گرفت و ساعتی بعد خودروی پدر مهرسام در حوالی منطقه ای به نام سوسیه در شیرین شهر آبادان بدون اثری از کودک کشف شد.

تحقیقات کارآگاهان و پلیس برای یافتن ردپای مهرسام ادامه دارد. چند روز پس از ناپدید شدن مهرسام، مادرش با انتشار عکس و فیلم پسرش در اینستاگرام و فضای مجازی اشک ریخت و درخواست کمک کرد. از اینکه خبری از پسرش نیست خیلی ناراحت بود.

در این مدت او پیر شد; انتظار قدیمی پیرمرد روی صورتش نشست. صد آرزو در دل داشت اما دلش می سوخت که بخواهد فرزندش را ببیند. او گفت: “من فقط می خواهم پسرم زنده باشد و در جایی باشد که کمترین آسیبی به او وارد نشود.”

گریه مادر و کودک

حالا خدا از این زن اطاعت کرده بود و آرزویش برآورده شد. مهرسام پیدا شد; سالم هم هست. خاله مهرسام می گوید: «مهرسام دست زن و شوهری بود که بچه نداشتند، در این مدت مورد آزار و اذیت قرار نمی گرفتند و طوری از او مراقبت می کردند که انگار بچه خودشان هستند. اما این زن و شوهر باعث شدند ما 4 روز عذاب بکشیم و شکنجه شویم. سمیه مادر مهرسام دچار اختلال روانی است.

برادرزاده من هم آسیب روحی دارد و باید او را پیش روانشناس ببریم. امسال نام او به امیرعلی تغییر یافت. نتوانستند برایش شناسنامه بگیرند. از اولین شبی که در خانه اش پیدا شده بود گریه می کرد.

اما با این سن کم مادرش را نمی شناسد. انتظار نمی رود که او چهار ماه را با خانواده های دیگر سپری کرده باشد. سمیه از این وضعیت بسیار ناراحت است و گریه می کند. چرا تنها پسرش او را نمی شناسد؟ نمی توانست پسرش را بخواباند. مهرسام هم مدام گریه می کرد که باعث شد دوباره سمیه عذاب بکشد.

  ترفند جالب برای پخش خورش فوسانجانسکا.

کمک از افراد مشهور

خاله مهرسام که تمام تلاشش را کرد تا تنها خواهرزاده اش را که بعد از 3 سال به دنیا آمده بود پیدا کند، از مسیر گم شدنش تا پیدا شدن مهرسام می گوید:. نزدیک خانه شان به پلیس خبر دادیم. از آن زمان شروع به کار در فضای مجازی کردم. عکس ها و فیلم های مهرسام را گذاشتم و از مردم خواستم او را پیدا کنند.

ما حتی خبرهای خوبی را استخدام کردیم. تماس های زیادی برقرار شد. هر کس چیزی می گفت. دو ماه پیش خانمی زنگ زد و از مهرسام به من گفت. او مدعی است که مهرسام با خانواده ای ثروتمند و بدون فرزند زندگی می کرد. مرد خانواده منتظر بازنشستگی است و راهی آلمان می شود.

دنبالش رفتم و ماجرای آدم ربایی را به او اطلاع دادم. این زن تا آن زمان فکر می کرد که مهرسام مورد نظر خانواده اش نیست و به آن خانواده سپرده شده است. اما وقتی خبر آدم ربایی را شنید ترسید و گفت باردار است. او نمی خواهد وارد این جریان شود و من را از همه جا مسدود می کند.

شماره اش را به پلیس دادیم. اما از آنجایی که تماس ها زیاد بود و شرایط خوبی نداشتیم، خیلی پیگیری نکردیم. تا اینکه خواهرم هفته پیش اومد تو فضای مجازی. او هم شروع به گذاشتن عکس و فیلم از مهرسام کرد. آنجا بود که بازیگران، سوپراستارهای سینما و فوتبالیست ها ما را همراهی می کردند. ماجرای آقای سپر حیدری ما را به مهرسام رساند.

یکی از بستگان این زوج با دیدن استوری آقای سپه حیدری در اینستاگرام به خواهرم پیام داد. وقتی از ماجرای مهرسام مطلع شدند آدرس این خانواده را دادند و همین باعث شد با برادرزاده و برادرزاده ام تماس بگیریم. با پلیس آگاهی به تهران آمدیم.

  تلاش مجلس برای تشکیل وزارت خانواده؛ مشکلات حل شد؟

اما مطلع شدیم که این خانواده مهرسام را به اهواز آورده و به زنی که به او خیانت کرده بودند، بازگردانده بودند. «پلیس همزمان به خانه این زن رفت و پسری را که در دست یکی از بمب گذاران بود دستگیر کرد.

نقشه مردان مشهور

گفته می شود مهرسام بر اساس فیلمنامه ای توسط یکی از بستگان نزدیک به انگیزه اختلاف خانوادگی ربوده شده است. این سه مرد به دلیل اختلاف خانوادگی، مهرسام را از جلوی در خانه او ربودند و به زنی تحویل دادند تا یک ماه از او مراقبت کند.

این زن نیز با توجه به اینکه در تهران فرزندی ندارد، مهرسام را به خواهرش سپرد. این خانواده به پلیس آگاهی گفتند که از ماجرای آدم ربایی بی اطلاع هستند و معتقدند که خانواده پسر نمی خواستند و با مبلغ هنگفتی آن را خریدند.

اما آدم ربایان در بازجویی های اولیه منکر دریافت پول شدند و مدعی شدند که کودک تنها به دلیل اختلاف خانوادگی ربوده شده است. تمامی متهمان این پرونده صبح روز یکشنبه توسط پلیس آگاهی اهواز دستگیر شدند و رسیدگی به پرونده همچنان ادامه دارد.

نمی بخشم

این در حالی است که مادر مهرسام اکنون در پرونده ربوده شدن پسرش با آشنایان مواجه است که به دلیل اختلافات دست به این جنایت زده است.

او گفت: “من هرگز موافق نخواهم بود، زیرا در این مدت رنج زیادی کشیدم.” من از دیدن مردان گناهکار شوکه شدم. هنوز هم نمی توانم باور کنم که این چهره های آشنا زندگی ام را تباه کردند. همه این دزدان دریایی من را در تمام مراحل پرونده دنبال کردند.

آنها با پلیس بودند. آنها از من متنفر بودند و اشک می ریختند. نمایش را اجرا کردند. 2 سال صبر کردم تا خدا به من بچه بدهد. تمام زندگی من مهرسام است و همه این را می دانند. چگونه کسی می تواند چنین سناریوی وحشتناکی را تحمل کند. نمی بخشم.

دیدگاهتان را بنویسید