رای گیری چین و روسیه به قطعنامه های ضد ایرانی؛ آیا ما باید با آنها رابطه داشته باشیم؟!

423014 990 خبر مرکزی

عباس عبدی| در روزهای گذشته و آینده و همزمان با مذاکرات وین، دو سفر مهم به چین و روسیه انجام شده یا قرار است انجام شود. در این میان اجرای توافق 25 ساله ایران و چین که از سوی وزیر امور خارجه اعلام شد، مرا به این فکر انداخت که چگونه می توان توافقی را اجرا کرد که در مجلس تصویب نشده است؟

البته از این مجلس نباید انتظار زیادی داشت، اما طبق اصل 77 قانون اساسی: «معاهدات، معاهدات، مقاوله نامه ها و قراردادهای بین المللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد». حتی برجام که نیازی به تصویب مجلس نداشت در مجلس اصولگرا تصویب شد، پس چگونه این توافق از این قاعده مستثنی شده است؟ مجلس و هیأت امنا احتمالاً مشغول مسائل مهم تری هستند.

از این بگذریم. من در برخی رسانه ها از مخالفان روسیه و چین انتقاد کرده ام و قبلاً هم این را نوشته ام. من معتقدم که این جریان نوع دیگری از جریان ضد خارجی است که هم اکنون در ایران رواج داشته و در هر زمان به شکلی خود را نشان داده است و یکی دیگر از رویه های غرب ستیزی است که در میان نومحافظه کاران رواج دارد.

به خصوص در مورد چین، حسادت منجر به این نوع تهاجم سیاسی شده است. بنابراین معتقدم باید بر این محاصره های متعارف غلبه کرد و آماده تعامل منطقی، سازنده و سودآور با همه کشورهای جهان باشیم.

البته این بدان معنا نیست که روابط با همه کشورها یکسان خواهد بود، بلکه باید منطق کلی را پذیرفت و سپس به میل خود داد. در این زمینه اصل انعقاد قراردادهای دوستی با چین، روسیه، هند، برزیل، ترکیه و همه کشورهای دیگر قابل قبول است. البته جزئیات آن نیاز به تخصص دارد که از صلاحیت امثال من خارج است.

  افزایش مهاجرت از عربستان در نتیجه سیاست های محمد بن سلمان

اما نکته مهمی که باید در نظر داشت این است که هر کشوری به ویژه چین و روسیه از اجزای کلیدی نظام بین المللی موجود هستند. این دو کشور از نظر نظامی و اقتصادی به ترتیب در رتبه های اول و دوم قرار دارند. آنها اعضای دائمی شورای امنیت سازمان ملل هستند و حق وتو دارند.

آنها بودند که به قطعنامه های این شورا علیه ایران رای دادند و این به خاطر دشمنی با ایران نبود. از آنجایی که آنها هنوز از این قطعنامه ها پشیمان نشده اند، حمایت آنها از قطعنامه ها در دفاع از نظم بین المللی موجود موجه است و آن را به نفع خود و حتی در صلح جهانی می دانند.

اگر چالش‌های جدی بین آن‌ها و غرب و به‌ویژه ایالات متحده وجود داشته باشد، در آن نظم رقابت می‌کنند. این نظم ممکن است در آینده تغییر کند، اما در حال حاضر همه این کشورها در چارچوب این نظم به دنبال منافع خود هستند و با یکدیگر رقابت می کنند و در این زمینه تلاش می کنند زبان مشترکی پیدا کنند.

هر دو روابط بسیار نزدیک با اسرائیل دارند، هم به قطعنامه های شورای امنیت متعهد هستند و هم از آنها دفاع می کنند. هر دو مخالف هسته ای شدن کشورهای دیگر هستند. هر دو روابط مستقیم اقتصادی و سیاسی با غرب و ایالات متحده دارند.

هر دو درگیر نوعی فرآیند دیپلماتیک برای حل و فصل امور جهانی هستند. این دو کشور یا یکی از آنها به تنهایی نمی خواهند این قانون را نادیده بگیرند. مثل دوران جنگ سرد نیست که بر اساس درگیری بین آنها دوقطبی وجود داشته باشد.

  مقاومت دلار در کانال 27 هزار تن

در این زمینه، ایران می‌تواند از رویارویی با غرب (به شرط درستی این سیاست تقابلی) با بهبود روابط با این دو کشور یا هر کشور دیگری، مشروط بر اینکه این تقابل در نظم بین‌المللی وجود داشته باشد، استفاده کند.

اگر فکر می کنند می توانند در برابر نظم جهانی موجود روی حمایت فرضی این دو کشور حساب کنند، قطعا اشتباه می کنند. هیچ چاقویی دسته آن را نمی برد.

چین نمی‌خواهد به هنگ‌کنگ یا تایوان بپیوندد تا این دستور را نادیده بگیرد، پس چرا ایران که فاقد ظرفیت امتیازدهی است باید با دستوری روبرو شود که پیشرفت اخیر چین در بیش از نیم قرن محصول حمایت بوده است؟

بنابراین آنچه به عنوان پیشنهاد قابل قبول قابل ارائه است، تغییر رویکرد ایران به نظام بین الملل است. در این سیستم قابل پخش است و دارای عرض وسیع است. می توانید معامله کنید، می توانید قراردادهای 25 ساله ببندید، اما اگر اصول این سیستم را نادیده بگیرید، ضرر پشت ضرر خواهد بود. شورای امنیت سازمان ملل متحد و قطعنامه های آن سنگ بنای این نظام است.

دیدگاهتان را بنویسید