تهران; روستایی که پایتخت شد!

بیش از دویست سال از آغاز سلطنت قاجار و انتخاب تهران به پایتختی می گذرد. تهران در آن زمان روستایی کوچک در نزدیکی ری بود که به تدریج در حال توسعه بود.

در زمان سلطنت آقامحمدخان قاجار، به دلیل جنگ‌ها و لشکرکشی‌های متعددی که برای تحکیم قدرت او انجام شد، اکثر نیروهای او درگیر این جنگ‌ها و فرارها بودند. در نتیجه توجه چندانی به توسعه تهران نمی کند. تهران در زمان مرگ وی حدود 5 کیلومتر مربع مساحت داشت و بین 15000 تا 30000 نفر جمعیت داشت که حدود 3000 نفر از آنها به کارهای نظامی-اداری مشغول بودند. اما در دوره فتعلی شاه و محمدشاه، جمعیت شهر افزایش یافت و اهمیت آن افزایش یافت. در آغاز سلطنت ناصرالدین شاه جمعیت آن به 25152 نفر رسید که در سال 1286 ه. ق 147256 نفر بوده است.

واقعیت این است که رشد و توسعه روزافزون تهران به زمان ناصرالدین شاه (1313-1264 ه.ق) برمی گردد; با رسیدن تعداد بناهای دارالخلافه به 1272 خانه و 4225 مغازه، این روند شهرسازی از آغاز پادشاهان و حاکمان قاجار به اروپا سرایت کرد و سفارتخانه های خارجی در پایتخت ایجاد شد. و زیبایی را حفظ کرده و محیط نسبتاً مساعدی را برای زندگی خارجی ها فراهم کند. به همین دلیل، کالسکه در حال رایج شدن است.

ادوار بلدیه تهران

بنابراین در وهله اول لازم بود کوچه ها تسطیح و برای عبور و مرور مناسب شوند. در آغاز، اداره شهر در دوره قاجار در دست کلانتری ها، داروسازان و کاخودهای محله بود که کارشان نظارت بر بازار و گرفتن رشوه و مالیات بود. مردی به نام محتسب را برای کار شهری انتخاب کردند که به بازارها سر می زد و نوع غذا و قیمت آن را مشاهده می کرد و متخلفان را مجازات می کرد.

اما کار حسابدار به کاری که بعدها شهرداری انجام داد محدود نشد و تمامی تخلفات حتی جلوگیری از مصرف مشروبات الکلی، فحشا و دزدی بازار را نیز بررسی و مجازات کرد.

در واقع، از دوره صفویه به بعد، آثار محتسب از ادوار گذشته تحت حمایت داروساز شهر بوده و دیگر نام محتسب نیست. فقط گاهی شاعران زمان به تقلید از شاعران پیشینیان از مختسب در اشعار خود یاد می کردند و اختیارات داروخانه همان مختسب پیشین و به هر حال تحت حاکمیت شهر بود.

قاجار داروگه در آن دوره با همین تابعیت از دولت و کلانتری به امور شهرداری می پرداخت و به سزای عمل نادرست خود می رسید. دفتر را حسابداری می گفتند و رئیس این اداره را حسابداری می گفتند. دفتر دو شعبه داشت. یکی حسابدار و دیگری نظافتچی بود و هر کدام تعدادی معاون و حصیر و هاگ زیر فرمان خود داشتند.

علاوه بر این، سرایدار چندین سفال برای آبیاری و حدود صد الاغ برای حمل زباله داشت. در قسمت نظافت روشنایی که در توپخانه و میدان ارگ هر بیست یا سی پله و در خیابان های بابو همایون، الماسیه، لاله زار و علاء الدوله به همین فاصله، یک نیمه شعبه وجود داشت. تیر چراغ برق و بالای آن فانوس شیشه ای و روی دیوارها یک فانوس قرار داده شده است.

  ما به هر ستیزه جویی پاسخ می دهیم

در سال 1267 ق. هجری قمری تهران دارای 5 دروازه به نام‌های دروازه دولت، دروازه شمیران، دروازه دولاب، دروازه جدید و دروازه قزوین بوده و محله‌های آن عودجان، سنگلج، بازار و چلمیدان بوده است. شهر تهران از نظر ظاهر در سال 1269 ه. ق داخل دیوار و خندقی بوده که در دوره صفویه ساخته شده است. محیط شهر 4 فرسنگ و مساحت آن 3 مایل مربع و دارای شش دروازه بود.

افراد بسیار کمی بیرون از دیوار، در کنار دروازه‌ها زندگی می‌کردند که شامل 115 خانه، 204 مغازه و 11 مسافرخانه بود. تهران در همان سال شامل پنج محله بود. از شمال عدلجان و ارگ، از جنوب بخش چارشی، از غرب سنگلج و از شرق حلمیدان تا سال 1287 ه. هجری قمری تهران از ویژگی نامطلوب شهرنشینی برخوردار بود.

بیشتر گردشگران و عوامل سیاسی اروپایی که از تهران دیدن کرده‌اند، آن را شهری خشک با معابر باریک، مسیرهای انحرافی و خیابان‌های بن‌بست توصیف می‌کنند. ادوارد پولاک، پزشک ناصرالدین شاه، بهترین توصیفات را از ظاهر تهران ارائه می دهد.

او می نویسد: «وقتی مسافری به پایتخت اروپا نزدیک می شود، جاده هایی را می بیند که به یکدیگر نزدیک می شوند و یکدیگر را قطع می کنند. صدای شاد یا شلوغ ارابه ها که می آیند و می روند. .. همه اینها او را متوجه می شود که دارد به مرکز کشور می رسد. هیچ یک از آنچه در مورد تهران گفته شد درست نیست.

«جاده ای نیست، بناهای بزرگی نیست… ساختمان خانه ها که همه از خاک خاکستری، با سقف های مسطح بی رنگ ساخته شده اند، شکل دسته ای از تپه های نامنظم را به آن می دهند و روستاهای زیادی در اطراف وجود دارد. شهر «با آمدن گاری‌ها و ارابه‌ها برای درباریان و اشراف، سنگفرش و سنگفرش کوچه‌ها را آغاز کرد.

ناصرالدین شاه توجه ویژه ای به نوسازی و آبادانی تهران و باغات آن داشت. او می خواست شهر تهران تمیز و مرتب باشد تا فروهان خان کوچه الدوله را با سنگ های تراشیده در کنار کوچه فرنگستان سنگفرش کند. افسوس که این راه اشتباه بود و باعث لغزش اسب و کالسکه شد، دوباره با هزینه و تلاش فراوان سنگ ها را از معابر بیرون آوردند.

روستای تهران
در دوره بعد به دلیل روابط گسترده اروپاییان با حاکمان قاجار، شاهد نفوذ ایرانیان در امور شهری هستیم. زیرا افرادی مانند قاسم خان، والی فارغ التحصیل از دانشگاه سن سیر پاریس و آشنا به جامعه اروپای آن زمان، می خواستند تبریز را با دنیای مدرن آشنا کنند. به همین دلیل، ۷۴ سال پس از ایجاد اولین تراموا در اتریش (۱۸۲۷)، در سال ۱۹۰۱ از تراموا در تبریز استفاده شد.

  یک ماه تا چهارشنبه سوری باقی مانده است. اولین حادثه اتفاق افتاد

ناصرالدین شاه برای توسعه و بازسازی خیابان های تهران تلاش زیادی کرده است. مثلاً در میدان توپخانه قدیم دریاچه ای ساختند و آب قناتی که به سرنوشت مبارک ساخته شده و از عمارت سلطنتی می گذرد، عملاً وارد حوض شده و از آنجا به شهر و حوض سرسبز در می رود. میدان و بعد در کل فضا.» این مزرعه با آبیاری راهرو، باغ ها، زمین ها و درختان کاشته و آبیاری می شود.

در سال 1281 هجری قمری. ق چراغعلی خان زنگنه سراج الملک به ریاست اداره حسابداری خلافت برای نظافت معابر و کوچه های تهران منصوب شد. اما اقدامات او محدود به اطرافیان کاخ سلطنتی بود.

در سال 1282 هجری قمری. هجری قمری پس از ایجاد میدان ارگ و طراحی حوض بزرگی در آن و کاشت دو باغ در دو طرف دریاچه و نصب ستون‌های سنگی برای حفظ منطقه از حرکت کالسکه‌ها و حیوانات حمل‌کننده کالا در ضلع شرقی ارگ دروازه همایون خارج از کویر به شهر «ساختن خندق شرقی شهر و تسطیح آن با خیابانی وسیع تا دهانه بازار و این بار این جمله محقق می شود».

همچنین در سال 1286 ه. به دستور ناصرالدین شاه «امین حضور به عنوان پیشخدمت ویژه مسئول ساماندهی و ساماندهی شهر دارالخلافه و اطراف آن منصوب شد». علاوه بر این در زمان ناصرالدین شاه خندق عظیمی به رهبری میرزا عیسی وزیر حفر شد که بیشتر زباله ها و زباله های شهر در آن ریخته می شد و در سال 1286 هجری قمری. نقشه تفصیلی تهران در دستور کار قرار گرفت و جعفر کلیحان رهبر دارالفنون و میرزا عبدالغفر نجم الملک و بیست مهندس فارغ التحصیل دارالفنون شروع به کار کردند.

در سال 1288 ه. به دلیل خشکسالی و قحطی سالانه در ایران، فقیران و ضعیفان شهرها به تهران روی آوردند و برای دولت مشکل ایجاد کردند.

حاج میرزا حسین خان سپهسالار که نخست وزیر بود، دستور داد که همه آنها را در قلعه نصرت جمع کنند و نگه دارند و محمدعلی خان، سرتیپ نظمیه، غذا را به آنها سپردند و ظاهراً این اولین قدم در راه تأسیس خیریه بلدیه بود. گرفته شد.

از جمله کسانی که در این دوره به امور شهرداری تهران منصوب شدند، می توان به محمد حسن خان صنیع الدوله و اعتماد السلطنه و میرزا عباس خان فرزند میرزا رضا مهندس باشی اشاره کرد. کنت دومونت فورت که برای تأسیس یا سازماندهی مجدد نظم استخدام شده بود، امور شهرداری را نیز به عهده داشت و بنابراین مسئولیت تأسیس شهرداری در دوره مشروطه را بر عهده داشت. این موضوع را می توان سرآغاز نقطه عطفی در روند حکمرانی شهری آن عصر دانست.

علیرغم تمام تلاش هایی که در دوره ناصر برای توسعه فضای شهری، معابر و کوچه ها و پاکسازی آنها انجام شد، همچنان شاهد مشکلات زیادی در شهر تهران هستیم.

  محمد علیزاده عزادار است

همانطور که عین السلطنه گلایه کرد، «بهتر بود خیابانی را که نساخته صد بار تعمیر می کرد».

این وضعیت در زمان مظفرالدین شاه نیز ادامه داشت. مشخص شد که این به دلیل آب بد در شهر است. زیرا آبی که در آن مدفوع سگ و گربه و شتر و اسب و قاطر و الاغ و گوسفند و بچه انسان و شیره ما پوسیده است و آب پنیر و هندوانه و خربزه و آب گندیده و خشک کننده و صابون و … بیماری های عجیب و غریب به ارث می برند؟ اگر برخی افراد در ساختمان خود آب روان داشته باشند، آن آب را نمی نوشند.

به ناچار غذاها و غذاهای خاصی را می خورند و می نوشند که از این آب استفاده می کنند. علاوه بر این، وقتی هوای شهر بوی این آب راکد می دهد که این هوای متعفن را تنفس می کند، به هر بیماری مبتلا می شود…

با توجه به این شرایط موضوع دفع مکانیزه زباله به صورت مکانیزه نیز امروزه به عنوان یکی دیگر از معضلات شهری مطرح است. در هر صورت مشکلات فوق نشان می دهد که حکومت قاجار همچنان با مشکلات شهری مواجه است و حتی کارمندان دولت قاجار نیز از این وضعیت خسته شده اند. از این رو پس از انقلاب مشروطه با گسترش شهرها و امکانات مربوط به آن، فکر نیاز به نهادهایی برای حل مشکلات شهری شکل گرفت و در این راستا انجمن های شهرداری برای رفع معضلات شهری و موانع زندگی شهری تأسیس شدند.

نتیجه

از سلسله بحث ها می توان نتیجه گرفت که شهر از قدیم الایام به عنوان یک واحد سیاسی-اجتماعی مطرح بوده است. از آنجایی که تهران به عنوان پایتخت (دارالخلافه) انتخاب شد و شاهان قاجار از نظر اداری در آنجا متمرکز شدند، شاهد رشد و توسعه تهران بودیم. این روند رو به رشد زندگی شهری باعث بروز مشکلات زیادی در رفت و آمد مردم در کوچه ها و خیابان ها، سلامت و نظافت آنها شده است.

ارتباط گسترده حاکمان قاجار با بیگانگان نیز توجه بیشتری را به امور تهران جلب کرده است. به همین دلیل راه اندازی مؤسسه ای به نام بلدیه ضروری تلقی شد تا با نظارت و مدیریت امور، مشکلات پیش روی شهروندان حل شود.

در دوره نذیری و مظفری گام های مثبت و ارزنده ای در خصوص امور شهرداری برداشته شد. اگرچه ناکافی بود، اما زمینه ساز توسعه تهران در آن زمان شد و بلدیه در دوران کوتاه حکومت سیدضیاء خدمات بسیاری در امور شهری ارائه کرد که طبق اسناد تاریخی و کتب آثار نسبتاً موفقی در شهرداری به یک نهاد تبدیل شد. که به دنبال مصالح عمومی شهروندان و حل مشکلات، معضلات و موانع شهری است. با توجه به حجم زیاد کار و تعهدات شهرداری، این امر باعث شد که اقدامات شهرداری اهمیت خاصی نداشته باشد.

دیدگاهتان را بنویسید