تفل به حافظ در 2 مرداد 1401

فال با آثار ادبی یکی از باورهای قدیمی این کشور است. با گذشت زمان، ساکنان این دیار به نویسندگانی مراجعه می کردند که گمان می کردند از کلام حق بهره می برند.

با گذشت زمان اما در فرهنگ عامه ما فقط تفال به حافظ مانده است.

می ترسم در غم ما اشک بریزد
راز سر وین این است که در دنیای سامار مهر و موم شود
می گویند باید سنگ صبر باشد
بله، اما خون کبد خواهد بود
من می خواهم تبدیل به یک فرد گریان و التماس شوم
من آنجا از غم خود خلاص می شوم
در هر طرف تیر نماز خواندم
این میانگین برای تبدیل شدن به یک کارگر

ای جان، حدیث ما را به معشوق بگو
ولی جوری نگو که صبا خبردار بشه
از کیمیای مهر تو، طلا بر من چنگ انداخته است
آری به لطف شما خاک طلایی می شود
من از گستاخی حریفم می ترسم
یا خدای نکرده گدا معتبر شود
همین بس که بگویم برای هیچکس خوب نیست
نظرات مردم را بپذیرید
این شورشی که کاخ کنگره به درستی به آن متصل شد
سرها باید در آستان او بیفتند
حافظ چو نافه در دست توست
در پایان فهمش صبا را در جریان بگذارد

شرح کلمه: سمر: به فتح اول و دوم افسانه /مگر اینکه: در واقع ممکن است، اما در اینجا یک قید برای تأکید است

یک تعبیر عرفانی

بیم آن دارم که اشک پرده غم را پاره کند و این راز به جهانیان معلوم شود. مقصود او از این شعر این است که عاشقان معشوق می توانند با صبر به دیدار معشوق برسند، زیرا انتظار و صبر انسان را سیراب می کند و او را شایسته قضای الهی می کند.

  اولین کامپیوتر ایران در یک پالایشگاه در آبادان

تفسیر شعر

حالا که فرصت و موقعیتی دارید، از آن استفاده کنید، شانس هر از گاهی در خانه همه را می زند. به خدا توکل کن و مغرور نباش.

دیدگاهتان را بنویسید