تصاویر/ سیل وحشتناک تجریش; تاریک ترین روز تهران

452210 664 خبر مرکزی

لحظه های پر اضطراب و تلخ این سیل مرگبار فراموش نشده است. سیل ویرانگری که در یک بعد از ظهر گرم تابستان به طور غیرمنتظره آمد و خانواده های زیادی را غمگین کرد.

امروز سالگرد سیل مرگبار 13 مرداد 1366 تجریش است. روزی که تهران عزادار شد و یکی از سیاه ترین و تلخ ترین روزهای تاریخ خود را تجربه کرد. روایت های مختلف چند تن از بازماندگان این سیل را بخوانید.

ظهر آن روز ناگهان صاعقه بر دل مردم شمال تهران زد و آسمان از هجوم ابرهای تیره سیاه شد. قرار نبود باران ببارد. باران در یک بعد از ظهر گرم تابستان و مرداد گرم در تهران چیست؟! عقربه های ساعت 12:30 ظهر را نشان می داد که ناگهان آسمان سیاه شد.

در میان ناباوری، باران بارید، سیل آمد و این وحشتناک ترین روز را در پایتخت رقم زد. به قول قدیمی‌های تجریش، اولین سیل از منطقه‌ای به نام «دره وزوا» در نزدیکی گلاب دره شروع شد و با رسیدن به تلاقی دربند و جعفرآباد از هم جدا شد. یک شاخه راه خود را به رودخانه تجریش و مقصودبیک و شاخه دیگری به خیابان شریعتی باز کرد.

عباس صالحی یکی از اهالی قدیمی تجریش و از شاهدان عینی این سیل مرگبار می گوید: ظهر آن روز در بازار تجریش بودم که ناگهان فریادها و شعارهایی از میان جمعیت بلند شد. مردم به نام سیل! در ظهر هوا در یک لحظه تاریک شد و تازه باران شروع به باریدن کرده بود. اما در آن لحظه هیچکس باور نمی کرد که ظهر تابستان سیل آمده باشد. مقداری نان با سنگ خریدم و از بازار در راه خانه بودم که ناگهان همه چیز تغییر کرد.

هر کس را می بینید کورکورانه از کوچه پس کوچه ها می دود. هیچ کس نمی دانست کجا فرار کند. وارد خانه ای دو طبقه شدم و دیدم سیل از پشت بام سرازیر می شود که چگونه خانه های کنار رودخانه مقصودبیک، تکه تجریش و اطراف امامزاده صالح (ع) را می برد.

بعد از سیل چند جسد را در زیرزمین خانه یکی از بستگان همسرم که نزدیک رودخانه بود پیدا کردند و البته در خانه های دیگر هم وضعیت به همین منوال بود.

  پاییز 1400; تلخ ترین فصل در بورس

اگرچه میزان خسارات این سیل مهیب و تعداد قربانیان هیچگاه به طور رسمی اعلام نشده است، اما منابع مختلف از جان باختن دست کم 300 نفر در این حادثه خبر می دهند. البته اجساد بسیاری از آنها هرگز پیدا نشد.

علی بهزادی، یکی دیگر از بازماندگان این سیل و شاهد عینی حادثه که در آن زمان 30 سال سن داشت، می گوید: سیل مغازه ها و خانه های اطراف ماکسودبک را در هم کوبید. وقتی سیل آمد، مردم زیادی در بازار و خیابان بودند، اما سیل با انبوهی از سنگ های ریز و درشت همه را در مسیر خود فرو برد.

من با چشمان خود دیدم که سیل مردم را به دره ها، کانال ها و جوی ها کشاند و جسد بسیاری از آنها هرگز پیدا نشد. آن روز زنان و کودکان زیادی در خانه بودند. اما سیل خانه ها را هم احاطه کرد و هر لحظه بیم آن می رفت که خانه ای را با همه ساکنانش ببلعد و با خود ببرد.

شاهدان عینی از آژیر قرمز در هنگام سیل می گویند. اما صدای آژیر برای مردم معنای دیگری داشت. روزهای جنگ بود و آنهایی که صدای آژیر را شنیدند به گمان حمله هواپیماهای رژیم بعث در زیرزمین ها پنهان شدند که فاجعه دیگری به بار آورد.

بهزادی می گوید: «وقتی آژیر قرمز روی تجریش به صدا درآمد، دیدم جمعیت زیادی در زیرگذر در حال ساخت نزدیک پل تجریش پنهان شده اند. سیل هنوز به این منطقه نرسیده بود و فکر می کردند حمله هوایی است. یک حادثه تلخ تر، اما اینجا اتفاق افتاد. سیل دقیقاً به جایی رسید که آن افراد پنهان شده بودند و همه آنها را با خود برد.

ارتفاع گل به 4 متر می رسد

«بعد از سیل مثل کبری بود. دیگر کوچه ها و کوچه های محله مان را نمی شناختیم. همه جا پر از گل بود. «خانه‌ها ویران شده‌اند و در برخی نقاط گل‌ها 4 متر ارتفاع داشتند. این جملات بخشی از توصیف صالحی از اولین دقایق پس از سیل است.

  شماره 10 جدید استقلال + عکس پایگاه خبری افکارنیوز

صالحی درباره صدها خودروی گیر کرده در گل و لای گفت: هیچ‌وقت خبری از سرنشینان آن‌ها نیست، گفت: سیل ناگهانی آمد و هیچ‌کس تصور نمی‌کرد رودخانه‌های شمال تهران که معمولاً در پاییز و بهار سیل می‌آیند، سیلابی شود. زمان در مرداد گرم همان سال.

صدها خودرو در خیابان های تجریش، شریعتی و حتی اطراف پل رومی در گل و لای گیر کرده بودند و خبری از مسافرانشان نبود. همه جا پر از سنگ های ریز و درشت بود. اینجا و آنجا انبوهی از گل، ماشین های شکسته و تنه درختان و البته انبوهی از اجساد گیر کرده در گل و تنه درختان شکسته بود».

گزارشی از چندین نجات معجزه آسا

اگرچه 35 سال از این حادثه تلخ می گذرد اما شاهدان عینی هنوز این لحظات تلخ و دردناک را فراموش نکرده اند. در میان داستان ها نیز داستان هایی از نجات های معجزه آسا وجود دارد. مردم تجریش به این معجزات ایمان دارند و هرگاه از سیل مهیب 13 مرداد 1366 صحبت می کنند، این داستان ها را بیان می کنند تا شاید از سنگینی غم از دست دادن همسایگان کاسته شود.

صالحی درباره ماجرای زنده ماندن معجزه آسای «میرزا نگی جودار»، کاسب سرشناس و باصفای محله می گوید: «میرزا نگی در حوالی امامزاده صالح (ع) مغازه قند فروشی کوچکی داشت. وقتی سیل آمد، مغازه های اطراف را ویران کرد. اما مغازه کوچک حاج تقی که سال ها محل کمک به نیازمندان بود، دست نخورده باقی ماند و البته خود حاج تقی حتی از سیل آسیبی ندید».

این روایت های مستند در بین مردم تجریش کم نیست. بهزادی خاطره دیگری برایمان تعریف می کند: «در یکی از کوچه های بن بست تجریش خانه کوچکی بود که پیرزنی در آن زندگی می کرد. ظهر آن روز پیرزن در حال نماز خواندن بود که سیل ناگهانی آمد و بخشی از خانه اش را ویران کرد.

بعد از ظهر که بستگانش با او تماس گرفتند، کسی پیرزن را پیدا نکرد. چند ساعت بعد، من و جمعی از اهالی محل، پیرزن را چند خیابان پایین تر پیدا کردیم. زن سالخورده در حالی که در باجه تلفن بود، زنده و سالم پیدا شد. عجیب است، اما باجه تلفن مانند یک قایق نجات بود که او را از سیل دور نگه داشت و ما او را از باجه و گل و لای اطرافش بیرون کشیدیم.»

  آمار مرگ تاج، امروز 11/11/1400

زیرزمین خانه ها پر از جنازه بود

در حالی که سیل از کوچه ها و خیابان ها سرازیر شد و همه چیز سر راه خود را فرا گرفت، ساکنان تجریش چاره ای جز پنهان شدن روی پشت بام خانه هایشان نداشتند. شاهدان عینی می گویند از آنجایی که ارتفاع سیل و گل و لای مربوط به آن به 4 متر رسید، بسیاری از خانه های یک طبقه را پوشانده است. اما آنهایی که به پشت بام ساختمان های بلند رفتند از سیل جان سالم به در بردند و البته منتظر آمدن نیروهای امدادی و مردمی بودند.

بهزادی که یکی از نیروهای مردمی بود که دوشادوش نیروهای امدادی برای کمک به سیل زدگان قدم می زد، درباره لحظات حساس امداد و نجات می گوید: فرماندهی آتش نشانی، شهرداری، بسیج، کمیته انقلاب، ژاندارمری و… و غیره. کمک کند اما فقط با حضور نیروهای مردمی کارساز نشد. ابعاد حادثه بسیار گسترده بود.

هر جا را که نگاه می کردی گل بود و ما می دانستیم که اجساد زیر گل وجود دارد. مردم روی پشت بام ها بودند و آتش نشان ها با کمک مردم با نردبان و طناب، افراد گرفتار را پایین می آوردند.

اگر می‌توانست در آن زمان یک عکس هوایی از این حادثه گرفته شود، هزاران نفر را روی پشت‌بام‌ها که منتظر رسیدن امدادگران بودند و نمی‌توانستند فرار کنند، اسیر می‌کرد. چون حیاط تمام خانه ها تا چند متر پر از گل بود».

اگرچه آمار دقیقی از خسارات سیل در تجریش تاکنون منتشر نشده است، اما وسعت این حادثه به حدی بود که میدان تجریش نزدیک به 2 ماه برای عملیات پاکسازی تعطیل بود و هیچ ترددی در آن مسیر انجام نشد.

منبع: همشهری

دیدگاهتان را بنویسید