بدخواهی قدیمی، انگیزه برادرکشی

423941 572 خبر مرکزی

مرد میانسالی که فکر می‌کرد برادرش عامل بیکاری اوست، قتل خود را در اقدامی شیطانی برنامه ریزی و اجرا کرد.

در 1 ژانویه 2009، یکی از نگهبانان کارخانه در منطقه واردوارد، وقتی برای تحویل شیفت خود به اتاق نگهبانی رفت، متوجه شد که از مسعود، نگهبان مسئول شیفت قبلی، خبری نیست. او به اطراف نگاه می کند اما ناگهان در 200 متری اتاق نگهبانی با جسد مسعود در حالی که قسمتی از بدنش توسط حیوانات خورده شده است مواجه می شود.

در پی کشف جسد، موضوع به بازپرس محمدحسن زارای گزارش شد و در بررسی های اولیه مشخص شد که این مرد 60 ساله قربانی حیات وحش شده است. اما پزشک قانونی دستور داد جسد به پزشکی قانونی تحویل داده شود و علت اصلی مرگ مشخص شود.

پس از معاینات پزشکی قانونی اعلام شد که مسعود بر اثر ضربات تند مجروح شده و ساعتی بعد به دلیل خونریزی شدید جان خود را از دست داده است. با اعلام نظریه پزشکی قانونی، طبقه قتل تغییر کرد.

کارآگاهان همچنین گفتند که با توجه به مدارک دریافتی مسعود در این قتل نقش داشته و سه روز از زمان مرگ تا کشف جسدش می گذرد.

در تحقیقات بعدی کارآگاهان اداره دهم پلیس آگاهی در حال تحقیق از محیط بان جوان هستند و وی می گوید: مدتی است که مسعود به منطقه منتقل شده است. ما از یک کارخانه در اطراف WordAward محافظت می کنیم و هر سه روز یک بار شیفت ها را تغییر می دهیم. به همین دلیل من از قتل خبر نداشتم.

در مرحله بعد، پلیس دوربین های مداربسته اطراف کارخانه را بررسی کرد و خودرویی را مشاهده کرد که در روز حادثه به اتاق نگهبانی رفت و دقایقی بعد بازگشت. با دریافت شماره ثبت و درخواست آن، هویت مالک خودرو مردی 58 ساله به نام بهنام مهران مشخص شد. با بررسی هویت مهران مشخص شد مرد میانسال برادر کوچکتر مقتول است.

  بازار سهام سقوط کرده است

از سوی دیگر فرزندان مسعود در تحقیقات گفتند که عمویشان مهران مظنون این جنایت بوده و احتمالا به دلیل اختلافات قدیمی مرتکب جنایت شده است.

به دستور بازپرس مهران دستگیر شد. وی در تحقیقات به قتل برادرش اعتراف کرد و گفت: حدود 20 سال پیش به دلیل مشکلات روحی تحت درمان بودم. من قائم مقام بانک بودم و باید برای ریاست بانک ترفیع می گرفتم اما وقتی مسعود متوجه شد به سراغ کارمندان بانک رفت و به آنها گفت که برادرم مشکل روحی دارد.

حرف های او بود که من را بیکار کرد. که به شدت به من ضربه زد.

وی ادامه داد: رفتار برادرم باعث شد از او دلخور شوم. مشکلات عصبی بیشتری داشتم و همین باعث شد به فکر انتقام گرفتن از برادرم باشم. می دانستم که او یک نگهبان است، اما آدرس کار جدیدش را نمی دانستم. به محل کار قبلی مسعود رفتم و فهمیدم که او را به کارخانه ای در واردورد منتقل کرده اند.

بالاخره بعد از پرسیدن از دوستانش آدرس کارخانه را گرفتم و مقابل کارخانه کمین کردم. وقتی برادرم از کارخانه خارج شد تا به اتاق نگهبانی اش برود دنبالش رفتم. با رسیدن به محل به سمت او رفتم و با چاقو به او حمله کردم که مسعود برای دفاع از خود با چوب به من ضربه زد اما با ضربات چاقو او را مجروح کرد و سپس سوار خودرویش شد و از محل متواری شد.

با دستور بازپرس اداره اول دادسرای امور جنایی صوفیه، متهم در اختیار کارآگاهان دهم اداره آگاهی قرار گرفت و تحقیقات در این راستا ادامه دارد.

  بازدید معاون وزیر نیرو از نیروگاه گازی خلیج فارس

دیدگاهتان را بنویسید