امیرکبیر در شهروند آمریکایی.

424644 828 خبر مرکزی

مرتضی میرحسینی| حدود یک ماه از ترور امیرکبیر می گذرد که روزنامه آمریکایی سیتیزن در آن روز در سال ۱۸۷۳ با عنوان تاریخ غم انگیز نوشت. او می نویسد در نزدیکی شهر کاشان باغی به نام باغ فین وجود دارد که بیشتر به زیبایی شهرت دارد تا زیبایی که «صحنه یکی از غم انگیزترین حوادث تاریخ زمان ماست. “

او می نویسد که نامش میرزا تقی است و فرزند آشپزی از دربار (دوم) ایران است که با تکیه بر زیرکی و نبوغ خود در ساختار حکومت، نماینده ایران در ارزروم می شود. وی در این مأموریت، عزت خود را نشان داد و زمینه رونق کسب و کار را نیز فراهم کرد.

پس از مرگ محمدشاه به همراه پسرش مظفرالدین شاه عازم پایتخت شد و شاه جدید را در تحکیم قدرت و تسلط بر امور یاری رساند.

حتی در شرایطی که مشکلات زیادی وجود داشت و دست دولت برای رویارویی با این مشکلات خالی بود. «در آن زمان پادشاهی در آشوب بود. خزانه دولت خالی بود، ارتش بی انضباط بود، مالیات پرداخت نمی شد و چندین استان در آستانه شورش بودند و ناصرالدین شاه جوان هجده ساله بی تجربه ای بود که برای به تخت نشستن نیاز به هوشیاری و اراده قوی داشت. برای غلبه بر مشکلات: «امیر کبیر مردی بود که شاه جوان به آن نیاز داشت.

او قوی و فساد ناپذیر بود و برای غلبه بر مشکلات اقدامات مؤثری انجام داد. «امیر نشان داده است که می تواند کار را انجام دهد و پس از خلع سلاح قبایل و طوایف خطرناک دستور بازگرداندن و انباشت خزانه دولت را صادر کرد. اصلاحات حکومتی کشور آغاز شده است».

  قیمت بیت کوین امروز 1400/08/16

این وسط – به گفته نویسنده روزنامه آمریکایی سیتیزن – یک رابطه عاشقانه رخ داده است. تصمیم بر این شد که خواهر زیبای شاه چهارده ساله با امیر ازدواج کند و با اینکه خواهر شاه در ابتدا تمایلی به این ازدواج اجباری نداشت، پس از مدتی بسیار به همسرش وابسته شد. موفقیت در اجرای طرح های نوسازی کشور او را به قوی ترین مرد زمان خود تبدیل کرد.

دست شاهزادگان و درباریان را برای دخالت در امور کشور قطع کرد و سهم غیرقانونی آنان را از بیت المال گرفت. «در اثر تحقق نقشه های او، گروه زیادی از درباریان، منازل و حاکمان متنفذ که روزگار خود را در ظلم و ستم و بی عدالتی و چاپلوسی سپری می کردند، ناپسند شدند.

مادر شاه (ملکه مادر) که از سنگینی سایه امیرکبیر رنج می برد و قادر به حرکت و اعمال نفوذ نبود، دشمنان خود را دور خود جمع کرد. «ملکه-مادر نظریات آنان را با او آشتی داد و ذهن پادشاه را از تهمت و تهمت پر کرد و امیر را در اندیشه تاج و تخت جلوه داد و آوازه او را گواهی بر نیات بلندپروازانه او دانست».

شاه ابتدا به تهمت ها و تهمت هایی که در مورد امیرکبیر شنیده بودید بی اعتنا شد، اما کم کم سخنان زهرآگینش بر او تأثیر گذاشت: «بالاخره توطئه کاخ محقق شد و امیر به فین تبعید شد». همسرش، خواهر شاه نیز با او به تبعید می رود. «همسر جوانش در دوران تبعید تمام مدت با او بود و با نگرانی برای او غذای روزانه تهیه می کرد.

  از قبرستان مهرپرستان تبریز تا مهرابه مراغه

این مراقبت درست بود، زیرا او تنها کسی بود که باید امیر را از گزند دشمنان حفظ می کرد.» دشمنان امیرکبیر تبعید او را کافی ندانستند و از احتمال تغییر شاه و بازگرداندن نخست وزیر مخلوع بیمناک بودند.

آنها از نابودی او ناراضی بودند و درست در لحظه ای که شاه ضعیف شده بود، او را مجبور کردند که حکم اعدام امیر را امضا کند. فردی که باید حکم را می گذراند از حامیان سابق امیر است.» قاتل با حکم قتل تهران را به مقصد کاشان ترک کرد و در حمام کارش را تمام کرد.

دیدگاهتان را بنویسید