آیا انسان انسان را نابود می کند؟

فرادید| لرد مارتین ریس کیهان شناس و اخترفیزیکدان انگلیسی در کتاب خود با عنوان «قرن گذشته» تعدادی از چالش های جهانی از بیوتروریسم تا سلاح های هسته ای را تشریح می کند. او خطر انقراض انسان را تا سال 2100 در نتیجه فناوری ما حدود 50 درصد تخمین زد. او در کتاب خود در مورد آینده کمی خوشبین تر شد. او در مورد خطرات مشابه هشدار داد، اما بر اشکال مفیدی که فناوری می تواند زندگی را بهبود بخشد، و به ویژه استفاده مثبت از هوش مصنوعی را مورد تاکید قرار داد.

به گزارش فرادید؛ ریس به سوالاتی درباره بشریت، موجودات فضایی و اکتشافات علمی پاسخ می دهد. مخصوصاً احتمال اجبار به آمادگی ذهنی و نهادی برای تماس با حیات فرازمینی. او نگاه منطقی به موضوع داشت. اگرچه او معتقد بود که اشکال دیگر زندگی احتمالاً وجود دارند، اما ممکن است آنقدر با ما متفاوت باشند که برای ما غیرقابل درک باشند. سوالات و پاسخ های ریس و گزیده هایی از کتاب او را بخوانید.

بزرگترین خطر برای بشریت در آینده نزدیک چیست و برای کاهش آن چه کنیم؟

حتی در یکی دو دهه آینده، فناوری الگوهای کار، اقتصاد ملی و روابط بین‌المللی ما را متحول خواهد کرد. این واقعیت که یک گروه کوچک یا حتی یک فرد با اتکا به قدرت تجربه سایبری یا بیوتکنولوژی می‌تواند سهوا یا عمداً تغییرات بزرگی ایجاد کند، کل بازی را تغییر می‌دهد. “احمق های روستایی” در دهکده جهانی در حال حاضر دامنه جهانی دارند.

هیچ قانون یا محدودیتی را نمی توان در سراسر جهان اعمال کرد، همچنین قوانین مالیاتی یا مواد مخدر را نمی توان اعمال کرد. با تشدید تضاد بین آزادی، حریم خصوصی و امنیت، دولت به چالش کشیده خواهد شد. در عصری که همه ما به هم متصل هستیم، زمانی که ستمدیدگان از مصیبت خود آگاه هستند و مهاجرت ساده شده است، در ژئوپلیتیک امروزی شکافی بین سطح رفاه و توانایی زندگی وجود دارد. در نقاط مختلف جهان خوش بین بودن دشوار است.

آیا انسان انسان را نابود می کند؟

آیا راه معناداری برای تنظیم هوش مصنوعی کردی برای رفع نگرانی های مطرح شده توسط استیون هاوکینگ فقید، ایلان ماسک و دیگران وجود دارد؟

من متخصص هوش مصنوعی نیستم. ایلان ماسک و همکار فقید من استیون هاوکینگ هم نیستند. هوش مصنوعی برای مدیریت شبکه های پیچیده و به سرعت در حال تکامل مانند شبکه های الکتریکی و جریان ترافیک بسیار مناسب است. حتی ممکن است بتوان اقتصاد را در سطح ملی به گونه ای برنامه ریزی کرد که مارکس تنها آرزویش را داشته باشد. اما آیا می‌توانیم به تصمیم‌گیری‌های هوش مصنوعی که تأثیر عمیقی بر ما می‌گذارد بسنده کنیم؟ اگر به زندان محکوم شویم یا برای کار توصیه شده باشیم، یا اگر اعتماد ما نامطلوب ارزیابی شود، فکر می کنیم که مستحق توضیح است و انتظار داریم بتوانیم نتیجه را به چالش بکشیم. کافی است بگوییم که الگوریتم موجود در «جعبه سیاه» تاریخچه کلی بهتری نسبت به یک برآوردگر معمولی انسانی داشت.

  چگونه از شر مه مغز خلاص شویم و انرژی زمستانی را افزایش دهیم؟

با این حال، من فکر می‌کنم ترس‌های آخرالزمانی در مورد «تسلط» هوش مصنوعی ناشی از خوش‌بینی بیش از حد نسبت به توانایی ماشین برای مقابله با «دنیای واقعی» است و همچنین می‌تواند استعاره‌ای نادرست از تکامل داروین باشد، که در مورد هوش نیز هست. همچنین شجاعت (روحیه پرخاشگر) را یکی از عوامل برتر می داند. ماشین ها را می توان با طراحی سکولار هوشمند برای توسعه غیر تهاجمی طراحی کرد. من فکر می کنم هوش مصنوعی در دهه های آینده کمتر از مزخرفات واقعی نگران کننده خواهد بود.

چگونه انسان ها، از نظر ذهنی، نهادی و غیره، باید برای تماس بالقوه با سایر اشکال حیات در کهکشان آماده شوند؟

سوال “آیا ما تنها هستیم” آنقدر خیلی ها را هیجان زده می کند که فکر می کنم SETI (جستجوی هوش بیگانه) ارزشش را دارد، اگرچه احتمال یافتن آن بسیار بسیار کم است. من خودم یکی از اعضای تیم مشاوره یوری میلنر در پروژه Listening to Success هستم، اما اینطور نیست که لحظه به دقیقه منتظر اخبار موفقیت باشیم.

در طی 20 سال آینده، بیوشیمی‌دانان احتمالاً متوجه خواهند شد که حیات روی زمین چگونه شکل گرفته است و چقدر احتمال دارد در مکان‌های فضایی دیگر توسعه یابد. و طیف‌سنجی با استفاده از تلسکوپ‌های بزرگ می‌تواند شواهدی از فتوسنتز سیارات در حال گردش به دور ستاره‌های مجاور را نشان دهد. اما حتی اگر شکل ساده زندگی گسترده باشد، نمی‌توانیم این احتمال را تخمین بزنیم که این زندگی ساده به چیزی تبدیل شود که ما آن را زندگی هوشمند می‌نامیم. و حتی اگر زندگی هوشمندانه ای وجود داشته باشد، می تواند به طور غیرقابل تشخیصی متفاوت باشد. اگر ما هر نوع ارتباط کاملا مصنوعی را از اعماق فضا شناسایی کنیم، منبع هوش الکترونیکی خواهد بود که توسط یک تمدن زیستی منقرض شده ایجاد شده است (همانطور که ممکن است برای انسان اتفاق بیفتد) و این هوش الکترونیکی تهاجمی نیست. پیام معنی دار نفرستید

“اجازه دهید در مورد آن بیشتر از شما بپرسم.” اگر بیگانگان باهوش برای ما پیام ارسال کنند، سوالات بسیار بزرگی پیش خواهد آمد. چه کسی نماینده بشریت خواهد بود؟ عواقب دین چیست؟ آیا اگر با گونه های واقعاً جدیدی آشنا شویم، نژادپرستی روی زمین از بین خواهد رفت؟ و چنین. آیا در مورد آن فکر کرده اید؟

البته در مورد این مسائل زیاد فکر و صحبت کرده ام. من واقعاً فکر می‌کنم و در کتابم توضیح می‌دهم که اگر نوعی “پیام” دریافت کنیم، بعید است که از “تمدن” باشد، اما به احتمال زیاد این یک مغز الکترونیکی است که بسیار متفاوت از مغز ما است که ما آن را درک نمی کنیم. نمی تواند انگیزه داشته باشد، او فرستاد. به عنوان استدلالی در تأیید این موضوع، جدول زمانی سیاره زمین نشان دهنده 4 میلیارد سال زندگی غیرهوشمند، تا چندین هزار سال تمدن تکنولوژیکی، و سپس میلیاردها سال تکامل پساانسانی هوش الکترونیک است که به محیط سیاره ای نیاز ندارد. بسیار بسیار بعید است که “سرزمین دومی” داشته باشیم که در زمانی که ما در آن بودیم بسیار به ما نزدیک بود و از مو نازکتر بود. من مطمئناً انتظار ندارم یک موجود سبز دو پا با چشمان شاخک به سیاره ما حمله کند!

  تغییر قیمت مواد شوینده در صورت تغییر مکرر مواد اولیه طبیعی است

– گاهی به نظر می رسد که نقش علم در جامعه در حال جابجایی است و نمود آن را می توان در منکران تغییرات اقلیمی، منتقدان واکسن ها و منکران کارشناسان و… دید. آیا کاری برای رفع این مشکل می توان انجام داد؟

من خودم به اندازه شما منتقد این موضوع نیستم. برای مثال، بدبین بودن به پیش بینی های اقتصادی منطقی است. اما مهم است که انتخاب چالش‌های اجتماعی اصلی علم مانند انرژی، سلامت، غذا، روباتیک، محیط زیست، فضا و غیره تنها توسط دانشمندان انجام نشود: آنها برای همه ما مهم هستند. و نتیجه باید حاصل یک بحث عمومی باشد. برای تحقق این امر، همه ما باید به اندازه کافی از ایده های علم آگاهی داشته باشیم و بتوانیم خطرات، فرصت ها و مخاطرات را ارزیابی کنیم تا توسط کارشناسان یا لفاظی های پوپولیستی احمقانه گیج نشویم.

به همین دلیل است که علم آموزی برای همه حیاتی است و دانشمندان باید با عموم مردم و قانونگذاران در ارتباط باشند. ما باید دیدگاه مثبتی نسبت به علم و فناوری داشته باشیم، اگرچه عموم مردم حق دارند از تلاش‌ها برای دستیابی به برخی اهداف حمایت کنند و برخی دیگر را رد کنند. اعمال نادرست «اصل احتیاط»، پرهیز از عمل به دلیل احتمال صدمه، یک عیب آشکار دارد.

چه اختراع یا کشفی می خواهید در زندگی شما اتفاق بیفتد که هنوز اتفاق نیفتاده است؟

به نظر من، به عنوان یک دانشمند فضایی، کشف درجه حیات فرازمینی است، حتی اگر به شکل «ابتدایی» آن باشد. اما من بزرگتر از آن چیزی هستم که انتظار داشتم چنین کشفی را در زندگی خود ببینم. آنچه ما آموخته ایم این است که ترتیب پیشرفت بسیار مهم است. به عنوان مثال، هوش مصنوعی پیشرفته (در صورت “کنترل”) می تواند به ما در انجام اکتشافات علمی و سازماندهی زیرساخت های جامعه کمک کند. در نتیجه جای تاسف است که همچنان از این مشکل محروم هستیم. نمونه دیگری از پشیمانی این است که ما دیر یا زود انرژی پاک بدون کربن را در اولویت قرار ندادیم تا خیلی زودتر جایگزین های مقرون به صرفه برای سوخت های فسیلی پیدا کنیم و از عبور سطح دی اکسید کربن از خط قرمز جلوگیری کنیم. .

خطرات وجودی واقعی؟

آیا انسان انسان را نابود خواهد کرد؟

گزیده‌ای از «برای آینده: دیدگاه انسانی» (انتشارات دانشگاه پرینستون، 2018)، نوشته مارتین ریس

دنیای ما به طور فزاینده ای به شبکه های گسترده متکی است: خطوط برق، کنترل ترافیک هوایی، مبادلات مالی بین المللی، خطوط تولید توزیع شده در سطح جهانی و موارد مشابه. اگر این شبکه‌ها خیلی انعطاف‌پذیر نباشند، شکست‌های فاجعه‌بار (هر چند نادر) آن‌ها ممکن است بیشتر از مزایای آنها باشد. شهرها بدون برق فلج خواهند شد: چراغ ها خاموش خواهند شد، اما این یکی از کم خطرترین عواقب است. چند روز دیگر شهرهای ما خالی از سکنه و غرق در هرج و مرج خواهند شد.

  با خوردن روزانه موز سلامت بدن خود را تضمین کنید

سفرهای هوایی می تواند در عرض چند روز یک بیماری مسری را در سراسر جهان گسترش دهد و باعث هرج و مرج در کلان شهرهای نامنظم کشورهای در حال توسعه شود. و رسانه های اجتماعی می توانند وحشت و شایعات و بیماری های مسری اقتصادی را با سرعت نور منتشر کنند.

وقتی به قدرت بیوتکنولوژی، رباتیک، فناوری سایبری و هوش مصنوعی – و فراتر از پتانسیل آنها در دهه‌های آینده – پی بردیم، نمی‌توانیم نگران نباشیم که در صورت سوء استفاده از این منابع انرژی چه اتفاقی خواهد افتاد. حافظه تاریخی مراحلی از تاریخ را نشان می دهد که در آن «تمدن ها» سقوط کرده و حتی ناپدید شده اند. دنیای ما چنان در هم تنیده شده است که بعید است فاجعه ای بر منطقه ای تأثیر بگذارد بدون اینکه پیامدهای آن در سطح جهانی گزارش شود.

برای اولین بار، می توانیم سقوطی را تصور کنیم – اجتماعی یا طبیعی – که می تواند یک شکست واقعی جهانی برای تمدن باشد. این شکست ممکن است موقتی باشد. اما، از سوی دیگر، این می تواند آنقدر ویرانگر باشد (و می تواند منجر به چنین تخریب اکولوژیکی یا ژنتیکی شود) که بازماندگان هرگز نمی توانند تمدنی را در شرایطی برابر با تمدن فعلی بازتولید کنند.

اما این سؤال را ایجاد می کند: آیا دسته جداگانه ای از رویدادهای شدید وجود دارد که پرده را بر روی همه ما می کشد؟ بلاهایی که می توانند کل بشریت یا حتی کل زندگی را نابود کنند؟ فیزیکدانانی که در طول جنگ جهانی دوم بر روی پروژه منهتن کار می کردند این نوع نگرانی برای پرومته بودند. آنها فکر می کردند که آیا می توان مطمئن بود که یک انفجار هسته ای کل جو یا اقیانوس های جهان را مشتعل نمی کند؟

قبل از آزمایش اولین بمب اتمی در نیومکزیکو، معروف به تست ترینیتی، ادوارد تلر و دو همکارش محاسبه‌ای برای این مشکل انجام دادند که (مدتها بعد) توسط آزمایشگاهی در لوس آلاموس منتشر شد. آنها متقاعد شده بودند که یک عامل ایمنی بزرگ وجود دارد. و خوشبختانه حق با آنها بود. ما اکنون به یقین می دانیم که سلاح های هسته ای به تنهایی، اگرچه مخرب هستند، نمی توانند یک واکنش زنجیره ای ایجاد کنند که زمین یا جو آن را به طور کامل نابود کند.

دیدگاهتان را بنویسید