آسیب شناسی مهاجرت نخبگان

416272 489 خبر مرکزی

جاوید قربان اوگلی| آمار مهاجرت از اقشار مختلف جامعه، از جمله نخبگان علمی، طی چند سال گذشته به طرز نگران کننده ای در کشور افزایش یافته است و بر اساس شواهد مستند موجود و قابل تأیید، این آزمون به طور پیوسته در حال رشد است. بر اساس آخرین اطلاعات، ایران جزو 10 کشور مهاجرپذیر جهان است.

اهمیت این رویداد زمانی آشکارتر می شود که طبق آمار، تبعید نخبگان علمی، المپیک، دانشجویان، سرمایه داران، پزشکان و پرستاران سهم قابل توجهی در بین مهاجران داشته باشد. بر اساس برخی آمارهای منتشر شده، 37 درصد از دارندگان مدال المپیادهای دانش آموزی، 25 درصد اعضای بنیاد نخبگان و 15 درصد از کلاس های زیر هزار کنکور سراسری در کشورهای دیگر هستند.

این ارقام مربوط به سال هایی است که کشور هنوز تحریم نشده بود. این ارقام به ویژه پس از خروج آمریکا از برجام (1397) و تشدید بی سابقه تحریم ها به شدت افزایش یافته است و طبق برخی آمارها تنها در سال گذشته 3000 پزشک و 900 استاد دانشگاه از کشور خارج شده اند.

در آسیب شناسی، گرایش شدید به مهاجرت و عوامل مؤثر بر آن مانند مشکلات اقتصادی (بیکاری، تورم، فساد)، ناکارآمدی دولت های کلان، نابرابری در فرصت های شغلی، تبعیض در حقوق شهروندی، عدم چشم انداز روشن برای آینده. ناامیدی از اصلاحات، موضوع آزادی های مدنی، دخالت در حریم خصوصی، زندگی بهتر و بهتر و دغدغه آینده تحصیلی و شغلی کودکان را می توان برشمرد.

اگرچه هیچ کس را نمی توان به زور در کشور بازداشت کرد، اما قانون چنین حقی را به کارمندان و مدیران کشور برای جلوگیری از مهاجرت شهروندان یا شرع نمی دهد. جامعه شناسان بر این باورند که رضایت، امنیت، برخورداری از آزادی های قانونی، برابری شهروندان در برابر قانون، استفاده بی دغدغه از حداقل های ممکن برای زندگی آبرومندانه، امید و اطمینان به آینده امن کودکان انگیزه های مطمئن برای توقف است.

  همه چیز در مورد سدان FMC 511 فردا موتورز

بعید است که مقامات از تعداد نگران کننده سیل به ویژه در سال های اخیر آگاه باشند. حجم اخبار و گزارش های مستند و تبلیغات گسترده آژانس های تسهیل مهاجرت در رسانه های مختلف به حدی است که جای هیچ گونه شبهه ای را از سوی مسئولان باقی نمی گذارد. اما برای دلسوزان این سوال باقی است که چرا دست از آستین بیرون نمی آید و برای از دست دادن سرمایه های کشور راهی برای “چوب فروش در حراج” پیدا نمی کند.

ده‌ها نهاد اجرایی و نظارتی ذیربط علاوه بر مسئولیت رسمی خود در حفاظت از سرمایه‌های انسانی کشور، موظفند بر اساس امکانات و ذخایر مادی و فرهنگی برنامه‌ریزی کنند و در این راه تدابیر لازم را بیندیشند.

این دردی مهلک که کشور را در معرض خطر تهی شدن سرمایه های فکری و مادی قرار داده و رهبری اخیرا به آن پاسخ داده اند، چگونه قابل درمان است؟

پاسخ به این سوال در شرایط شکل‌گیری و تثبیت روابط عمومی در سال‌های اخیر، کشور آسان است و نیازمند تغییر در نحوه اداره مردم، آرام‌سازی فضای بین‌المللی در سیاست خارجی، رفع موانع توسعه و دستیابی به اهداف است. در سند چشم انداز 1404 مشخص شده است.

دستیابی به چنین شرایطی در وهله اول مستلزم نگاه یکسان به شهروندان، امتناع از اعمالی که کرامت انسانی را به چالش می‌کشد، برخورداری همگان از حقوق مقرر در قانون، پرهیز از مطالعه اعتقادات مردم، عدم مداخله در زندگی خصوصی، ترجیح دانش است. بیش از چاپلوسی نشان دادن و اجتناب از طبقه بندی شهروندان است.

این در حالی است که بسیاری از مدال آوران المپیادهای علمی و فارغ التحصیلان تحصیل کرده، حتی پس از فارغ التحصیلی نیز به دلیل موانع «سلیقه ای» دستگاه های جذب، امیدی به کسب جایگاه علمی مناسب در دانشگاه ها و مراکز تحقیقاتی کشور برای کسب مهارت های فردی علمی و مدیریتی ندارند. زندگی یا فعالیت عمومی تحت فشار قرار می گیرد و نمایندگان مجلس به جای رفع موانع توسعه زیرساخت های توسعه، از حق انتخاب و سبک زندگی مردم استفاده کرده و در خصوصی ترین جنبه های زندگی شهروندان دخالت کرده و اینترنت را به بهانه حمایت محدود می کنند. و… با «نصیحت» جوانان نخبه را در کشور نگه داشت و از جذب آنها به بهترین دانشگاه های دنیا و دسترسی به مدرن ترین امکانات علمی جلوگیری کرد.

  وقوع سیل در مهاباد علت و میزان خسارت

تکریم نخبگان علمی و رهبران فکر و اندیشه در گرو کنار گذاشتن باندبازی های ناشی از مناسبات و توصیه های خاص و حاکمیت شایسته سالاری در مناصب دولتی است. اعتماد به نخبگان و استفاده از آنها در ساختار اداری برای رشد و توسعه کشور و اصلاح فرآیندهای غلط و باز گذاشتن دست آنها برای ارائه راهکار برای پیشرفت کشور اولین قدم در این مسیر است.

دو نمونه از تفکر و برخورد با معضل در بالاترین سطح تصمیم گیری کشور را که شاهد بوده ام ذکر می کنم به این امید که اشتغال کارکنانی که درگیر مشکلات عظیم کشور هستند خواسته یا ناخواسته حواسشان را پرت نکند. فکر و برنامه ریزی برای حل این مشکل. در شهریور 1384، احمدی نژاد دو ماه پس از تصدی مسئولیت به وزارت امور خارجه پیوست. به دلیل مسئولیتی که در آن زمان داشتم، ناچار شدم در مراسم حضور و استماع سخنان آیت الله کاشانی در تالار استاد کاشانی حضور داشته باشم.

یکی از حاضران از او درباره برنامه دولت برای «جلوگیری از فرار مغزها» پرسید. پاسخ احمدی نژاد اکثریت را در جلسه متحیر کرد. باورش برایش خیلی سخت بود که رئیس جمهور بگوید: «چه چیزی مانع از خروج کسانی که به دلایلی ما را دوست ندارند، از کشور خارج می شوند.

کی گفته باید این افراد را به زور نگه داریم؟ “بگذارید بروند.” نتیجه اجتناب ناپذیر این نگاه به «مردم» و به ویژه سرمایه های علمی کشور بر هیچکس پوشیده نیست. چندین سال قبل از این حادثه در دیدار وزیر و مقامات ارشد وزارت امور خارجه با زنده یاد هاشمی رفسنجانی شرکت کردم.

  اینفوگرافیک / چه ورزشی با روحیه شما سازگار است؟

یکی از سفرا می گفت که در کشور محل مأموریت من تعداد زیادی ایرانی هستند که هم وضعیت مالی دارند و هم موقعیت اجتماعی موجه و محترمی دارند. آنها می خواهند به ایران سفر کنند. مشکل اینجاست که گذرنامه ایرانی آنها منقضی شده است و به دلیل تابعیت آنها، قوانین و مقررات اجازه نمی دهد پاسپورت ایرانی جدید صادر کنند.

هاشمی در این باره از دکتر ولایتی پرسید که مشکل صدور گذرنامه ایرانی برای این افراد چیست؟ ولایتی از مجتبی میرمهدی معاون کنسولی خود خواست تا به این سوال پاسخ دهد. وی با اشاره به مواد قانونی موجود در زمان و تبصره های مربوطه، درخواست این ایرانیان را غیرقانونی دانست.

هاشمی پس از شنیدن تمامی شایعات رو به ولایتی کرد و گفت: به اطلاع کلیه سفارتخانه ها برسانید که صدور گذرنامه جدید برای متقاضیانی که کپی شناسنامه یا گذرنامه قدیمی ایرانی یا مدرک دیگری مبنی بر ایرانی بودن خود دارند بلامانع است. “.

وی همچنین از استاندار خواست تا با همکاری وزارتخانه ها و نهادهای ذیربط لایحه ای برای رسیدگی به این موضوع تهیه و به مجلس شورای اسلامی ارسال شود. بدون هیچ تفسیری، دو نگرش فوق صرف نظر از ظاهر شهروندان و دسته بندی آنها، دو نتیجه غیرقابل انکار در حکمرانی و نگرش افراد به دولت، برنامه ریزی کلان، دلبستگی به کشور و کاهش یا افزایش مهاجرت دارد.

دیدگاهتان را بنویسید